Monthly Archives: April 2011

>BREAKING NEWS: Nasrin Sotoudeh Transferred to Methadone Ward at Evin Reserved for Criminals & Drug Addicts


Saturday April 30th, 2011 – Human rights activist and lawyer Nasrin Sotoudeh has been transferred from ward 209 at Evin to the Methadone Quarantine Ward* reserved for addicts and dangerous criminals, where reportedly all female political prisoner are currently behind bars.
According to Daneshjoo News, this transfer took place at a time when Sotoudeh’s husband had announced that she has lost considerable weight while in prison, her weight decreasing from 58 kilos (128 lbs) to 44 kilos (97 lbs). Reza Khandan also reported that despite his wife having vision problems, prison officials had refused to allow her to visit an eye doctor.
Nasrin Sotoudeh was arrested in September last year and sentenced to 11 years in prison and banned from practicing law for a period of 20 years. She is currently serving her prison sentence at Evin. During her incarceration Sotoudeh has been on a hunger strike several times protesting the prison conditions and the unacceptable behavior by prison officials.
Prior to becoming a lawyer, Sotoudeh was a newspaper journalist reporting on human rights abuses, women’s rights and children’s rights. While practicing law, Sotoudeh’s main focus was on defending women’s rights and representing political prisoners and under aged youth who had committed murder and were on death row.
Recently the Revolutionary Court also charged Sotoudeh with a $50.- USD fine for “non adherence to Islamic dress code.”

*Translator’s Note: The female Methadone Quarantine Ward at Evin prison is normally reserved for dangerous criminals , including prisoners who are addicts and use Methadone as treatment of narcotic withdrawal and dependence. The ward is a closed hall no longer than 30 – 50 meters and prisoners are allowed to use fresh air less than one hour per day. According to reports by media outlets, all female political prisoners were transferred to this ward on Nov 8th, 2010 leading to much distress and worry by their families.

Source: Daneshjoo News:

International Campaign in support of Nasrin Sotoudeh:

انتقال نسرین ستوده به بند متادون زندان اوین

شنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ نسرین ستوده وکیل، فعال حقوق بشر و روزنامه نویس، از بند ۲۰۹ زندان اوین به بند متادون که محل نگهداری زندانیان سیاسی زن می باشد منتقل شده است. به گزارش دانشجو نیوز، انتقال نسرین ستوده در حالی انجام شده است که همسر وی چندی پیش در مصاحبه ای در باره آخرین وضعیت خانوم ستوده گفته بود که وی در داخل زندان وزن کم کرده است و از ۵۸ کیلو به ۴۴ کیلو رسیده است.

رضا خندان همچنین از مشکل بینایی همسرش و عدم اجازه مسولین زندان برای مراجعه به چشم پزشک خبر داده بود. خانم ستوده اواسط شهریور سال گذشته بازداشت و سپس به تحمل ۱۱ سال زندان و محرومیت از وکالت به مدت بیست سال محکوم شد و هم اکنون دوران محکومیت خود را می گذراند.
او در دوران زندان تا کنون چند بار در اعتراض به رفتار مسئولان و شرایط زندان دست به اعتصاب غذا زده است.

خانم ستوده پیش از اشتغال به کار وکالت به عنوان روزنامه نگار در مطبوعات ایران مطالبی در مورد حقوق بشر، به ویژه حقوق زنان و کودکان منتشر می کرد.

او در دوران وکالت هم عمدتا به دفاع از فعالان حقوق زنان، متهمان سیاسی و امنیتی و نوجوانانی می پرداخت که پیش از رسیدن به سن قانونی مرتکب قتل شده بودند، اما مجازات اعدام برای آنها در نظر گرفته شده بود.

اخیرا دادگاهی نسرین ستوده را به اتهام ت”ظاهر به بی حجابی” به پنجاه هزار تومان جریمه نقدی متهم کرده است

>Bahareh Hedayat and Majid Tavokoli in Court with Their Lawyers Present


Saturday April 30th, 2011 – The court hearing for the case against the two prominent student activists Bahareh Hedayat and Majid Tavakoli for publishing a letter on the occasion of Students’ Day, took place at the 28th Branch of the Islamic Revolutionary Court today Saturday April 30th, 2011, in the presence of their lawyers.
According to Daneshjoo News, following the increase in pressure on incarcerated students to deny the statements published on their behalf, Majid Tavakoli, Bahareh Hedayat and their respective lawyers were once again summoned to the 28th Branch of the Islamic Revolutionary Court this morning presided over by Judge Moghiseh.
Judge Moghiseh, renowned for his cooperation with security forces and his non compliance with judicial independence, had verbally attacked the students on previous occasions and a prior trial, demanding that they deny the statements published on their behalf by various media outlets and to file a complaint against the website and others responsible for publishing the alleged statements.  Moghiseh had announced that if they complied with the demands by the security forces, all charges against these students would be dropped and their case would be closed in court. Given Hedayat and Tavakoli refusal to comply with the demands of the security forces, they were once again tried in court today on charges of “propaganda against the regime”, and “conspiring to act against the national security of the country”.
According to Daneshjoo News, the increase in pressure on incarcerated students to deny any statements published on their behalf and declare their antipathy against the Green movement and the protests in the recent years, comes at a time when all visitation and telephone contacts have also been periodically banned.  Despite pressures such as student activists being forced to participate in show trials and their families summoned for interrogations, and demands such as families providing written statements guaranteeing that they will not engage in interviews with media outlets, the students have to date rejected the illegal demands made by the judiciary.
Bahareh Hedayat, Majid Tavakoli and Mahdiyeh Golroo were previously summoned to the 28th Branch of the Islamic Revolutionary Court on February 1st last year without the presence of their lawyers. At the time, the students had rejected the demands by Judge Moghiseh and announced that they will only defend themselves at a trial where their lawyers are also present. The three student activists had also strongly protested the court proceedings and remarks by Judge Moghiseh. Following the complaints, Judge Moghiseh had insulted Majid Tavakoli and expelled him from court.
Prior to the incomplete trial for the two incarcerated students, Bahareh Hedayat and Majid Tavakoli were interrogated on December 27th, 2010 at the 4th Interrogation Branch of the Court in Evin prison. During the interrogations the students had been asked to condemn the leaders of the Green movement and the sites that had published statements on their behalf in order for the charges against them to be dropped. It goes without saying that Hedayat and Tavakoli rejected any such demands.
Bahareh Hedayat member of the Central Council of the Office for Promoting Unity and the public relations officer of this student union was arrested on December 31st, 2009 and sentenced to 9 1/2 years prison by the 28th branch of the Islamic Revolutionary Court presided over by Judge Moghiseh.
Majid Tavakoli a former member of the Islamic Association of Amir Kabir University was sentenced to 8 years behind bars and sent to exile at Rajai Shahr prison.
The rulings against Hedayat and Tavakoli are the heaviest sentences rendered by the Islamic Revolutionary Court against student activists to date.

Source: Daneshjoo News:

دادگاه بهاره هدایت و مجید توکلی با حضور وکلای مدافع برگزار شد

شنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۰
دادگاه بهاره هدایت و مجید توکلی دو فعال سرشناس دانشجویی به علت انتشار نامه به مناسبت روز دانشجو، امروز شنبه ۱۰ اردیبهشت ماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برگزار شد.

به گزارش دانشجو نیوز، در پی افزایش فشارها بر دانشجویان زندانی برای تکذیب نوشته ها و بیانیه های منتشر شده از سوی ایشان، صبح امروز مجید توکلی و بهاره هدایت با حضور وکلای مدافع شان باردیگر به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه فراخوانده شدند.

قاضی مقیسه که به همکاری با نیروهای امنیتی و عدم رعایت استقلال قضائی شهرت دارد، پیش از این و در دادگاه های قبلی با حمله به دانشجویان از آنان خواسته بود که با تکذیب بیانیه های منتشر شده و نوشته هایی که به بیرون از زندان درج شده است، از سایت ها و عاملان انتشار این مطالب نیز اعلام شکایت کنند. وی اعلام کرده بود که در صورت پذیرش خواست مسئولان امنیتی تمامی اتهامات جاری این دانشجویان پایان یافته و پرونده در همین جلسه دادگاه مختومه خواهد شد. اما با عدم پذیرش خواست مسولین امنیتی بار دیگر این دانشجویان زندانی با اتهامات “تبلیغ علیه نظام “و “تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی” در دادگاه امروز محاکمه شدند.

به گزارش دانشجو نیوز، افزایش فشار بر دانشجویان زندانی برای تکذیب اظهارات و بیانیه های خود و اعلام انزجار از جنبش سبز و اعتراضات سالهای اخیر، در حالی افزایش می یابد که قطع تمامی ملاقات ها و تلفن های ایشان در بازه های زمانی مختلف در کنار برگزاری دادگاه های فرمایشی، احضار و بازجویی از خانواده های ایشان و اخذ تعهد از خانواده های زندانیان سیاسی مبنی بر عدم مصاحبه با رسانه ها، تا کنون با مقاومت دانشجویان و رد درخواست های غیرقانونی بی اثر مانده است.

بهاره هدایت، مجید توکلی و مهدیه گلرو پیش از این نیز در تاریخ ۱۲ بهمن ماه سال گذشته بدون حضور وکلای مدافع شان به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب فراخوانده شده بودند که در آن جلسه دادگاه، دانشجویان بار دیگر ضمن رد خواسته قاضی مقیسه اعلام کردند که در دادگاهی که تنها با حضور وکیل برگزار شود از اتهامات خود دفاع خواهند کرد. این ٣ فعال دانشجویی همچنین به روند برگزاری آن دادگاه و اظهارات قاضی مقیسه به شدت اعتراض کردند. در پی این اعتراض ها، قاضی مقیسه با کار بردن الفاظی توهین آمیز مجید توکلی را از دادگاه اخراج کرد.

قبل از دادگاه نیمه تمام این دانشجویان در بهمن ماه، بهاره هدایت و مجید توکلی در ۶ دی ماه در شعبه ٤ بازپرسی دادسرای اوین مورد بازجویی قرار گرفته بودند. در این دادگاه ها از این دانشجویان خواسته شده بود تا با موضع گیری علیه رهبران جنبش سبز و سایت های منتشر کننده نوشته های دانشجویان، از خود رفع اتهام نمایند که این موضوع با واکنش شدید آنها روبه رو شده بود.

بهاره هدایت عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت از تاریخ ۱۰ دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت و توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به حکم سنگین ۹ سال و نیم زندان محکوم شده است.

مجید توکلی عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر نیز به ۸ سال زندان و تبعید به زندان رجایی شهر کرج محکوم شده است. این احکام از جمله سنگین‌تر احکام حبس صادر شده برای فعالین دانشجویی است

>Reza Khandan "My Wife Nasrin Has Been Told She Will Not Be Released From Prison Unless She Confesses"


April 29th, 2011 – In an interview with The International Campaign for Human Rights, Reza Khandan, Nasrin Sotoudeh’s husband stated that his wife has been repeatedly pressured into providing a video confession of acts she has never committed.  Khandan said: “From the first few days after her arrest and incarceration, Mrs. Sotoudeh reported that they were pressuring her into a false confession. I think it was around January or February that her interrogators made it clear that if she refused to confess, she would not be allowed to leave prison. My wife of course responded without hesitation that she would do no such thing.”
Reza Khandan described his wife’s condition in prison as frail, confirming that she intends to once again resume her hunger strike.  He also informed the Campaign that the security agents have made it clear to his wife that if she does not confess she will not be allowed to leave prison. It goes without saying that Sotoudeh has repeatedly refused to comply with such a request. For the past eight months, security officials have refrained from transferring Sotoudeh to the general ward at Evin.
Khandan said the following of Sotoudeh’s intention to resume her hunger strike: “In my first meeting with my wife after the Persian New Year, she informed me of her intention to resume her hunger strike. Given  her frail physical condition, I managed to convince her against such an act. Nasrin said however, that if her current situation continues into June she will have no recourse but to resume her hunger strike. I truly hope that this will not be the case.”
Khandan reiterated that his wife has been repeatedly pressured into confessing to acts she has never committed in a video confession and said: “From the first days of her arrest and incarceration, Mrs. Sotoudeh reported that they were pressuring her into a false confession. I think it was around January or February that her interrogators made it clear that if she refused to confess, she would not be allowed to leave prison. My wife of course responded without hesitation that she would do no such thing.”
Khandan continued: “I don’t know why they made such a request of Nasrin. My wife is not one to retreat regardless of the pressures exerted on her and she would never agree to such a thing even if they kept her behind bars for a hundred years. She would not only not give such an interview, but would not even allow herself to think of such a thing. If that were the case, prior to her arrest she could have resorted to much simpler measures to avoid being arrested and ensure her freedom.”
When asked about the second attempt at pressuring Sotoudeh into a false confession Khandan said: “They resumed this type of discussion on New Year. When they realized that their attempts were fruitless they told my wife to ignore what had happened, that it was not important and that they had only requested that she cooperate with them. My wife of course refused to cooperate. This type of pressure is one that many prisoners are faced with. I am sure that even an hour before her release they will once again attempt to obtain a false confession from her.”
Khandan continued: “The truth is, even if they put her under physical and psychological duress and keep her behind bars for two thousand years, Nasrin would never resort to such a thing. I don’t mean to imply that what my wife is doing is correct – all I know is that she is incapable of such a thing. In the future, they may very well pressure her into confessing again, but I am convinced that she will once again reject such a request. A confession only makes sense when the individual in question has committed a criminal act. They [judicial officials] however, want her to accept responsibility for an act she has not committed. That is not a confession.”
When asked whether or not Sotoudeh has been harmed physically Khandan responded: “She has never said anything to me regarding such a matter. I think that not having the opportunity to see her children is the worst form of torture for her. When my wife was first arrested, one of her friends would regularly visit with us. She recounted that years ago when she was single she was once arrested and sentenced to 8 years in prison, but at the time the sentence did not phase her. A few years ago, after having two kids, when she was arrested for a mere 20 days, she felt as though she was willing to give up anything in the world in order to hold her children in her arms.  My wife has been waiting for eight months for such a moment. Imagine the psychological pressure on a human being as a result of being denied such a thing. She has yet to hold her children in her arms without the presence of security agents.”
Khandan concluded: In the seven or eight minute visits granted to my children they have yet to see their mother in the absence of security agents.  I am not sure what to name such an act. I won’t call it torture or psychological pressure. I leave it up to others to define it.  A mother may even agree to physical beatings if it would grant her time with her children in a free and relaxed environment; if it would ensure that her young daughter’s pockets would not be searched, the chocolate and clips in her pocket removed each time she came to see her mother. There is nothing more harrowing and horrific than such an experience for any mother.”

Farsi Source: International Campaign for Human Rights in Iran

رضا خندان: به همسرم گفتند تا مصاحبه نکند از اینجا بیرون نمی رود، حتی یکبار هم بدون حضور مامور بچه هایش را ندیده است

رضا خندان با اظهار اینکه به دفعات همسرش تحت فشار برای
مصاحبه و اعتراف به کارهای که انجام نداده، بوده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «خانم ستوده از همان روزهای اول بازداشتش به نحوی می گفت که طی فشار برای اعتراف است اما دقیقا فکر می کنم حوالی دی و بهمن ماه بود که بازجویانش خیلی روشن و شفاف به او گفته بودند تا مصاحبه نکند از اینجا بیرون نمی رود، خانم من هم خیلی روشن گفته بود که این کار را نمی کند.»

رضا خندان، همسر نسرین ستوده ، حقوقدان و فعال حقوق بشر زندانی در گفت وگو با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که همسرش از وضعیت نامناسبی در زندان برخوردار است و قراراست به زودی دست به اعتصاب غذا بزند. او همچنین به کمپین گفت  که ماموران امنیتی به صورت شفاف به همسرش گفته اند که تا اعتراف نکند نمی تواند زندان را ترک کند. خانم ستوده بارها از انجام چنین کاری سرباز زده است. مقامات امنیتی هشت ماه است که از فرستادن خانم ستوده به بند عمومی خودداری کرده اند.

آقای خندان در خصوص خبر اعتصاب غذای مجدد نسرین ستوده به کمپین گفت: «خانم ستوده در اولین دیدار ما در سال جدید گفتند به علت وضعیت نامناسب شان قصد اعتصاب دارند که من با ایشان حرف زدم و منصرف شان کردم اما گفتند اگر وضعیت تا خرداد ادامه پیدا کند دست به اعتصاب غذای دوباره می زنند که امیدوارم واقعا این اتفاق نیفتد.»

رضا خندان با اظهار اینکه به دفعات همسرش تحت فشار برای مصاحبه و اعتراف به کارهای که انجام نداده، بوده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «خانم ستوده از همان روزهای اول بازداشتش به نحوی می گفت که طی فشار برای اعتراف است اما دقیقا فکر می کنم حوالی دی و بهمن ماه بود که بازجویانش خیلی روشن و شفاف به او گفته بودند تا مصاحبه نکند از اینجا بیرون نمی رود، خانم من هم خیلی روشن گفته بود که این کار را نمی کند.»

رضا خندان ادامه داد: « اما من نمی دانم چرا آنها این حرف را زده بودند چون خانم من اساسا به هیچ سختی تن نمی دهد، صد سال هم آنجا نگهش دارند این کار را نمی کند . نه تنها تن نمی دهد بلکه اصلا روی موضوعی مثل مصاحبه فکر هم نمی کند. قبل بازداشتش می توانست خیلی کارهای ساده تری از اینها بکند که اصلا بازداشت نشود.»

رضا خندان به نوبت دوم فشار به خانم ستوده برای انجام مصاحبه هم گفت:« دوباره شب عید صحبت های در این مورد کرده بودند و وقتی دیده بودند نتیجه نمی گیرند به همسرم گفته بودند بی خیال شوید، این موضوع جدی نیست، فقط در حد همکاری است که ایشان هم جوابشان همان بوده که برای مصاحبه گفته بودند. اما معمولا این مسئله از زندانیان دور نمی شود حتی یکساعت قبل از آزادیش شاید ازش بخواهند که چنین کاری بکند.»

همسر نسرین ستوده با اشاره به اینکه مصاحبه ای که ماموران می خواهند اسمش اعتراف نیست گفت: « واقعا دو هزار سال هم نگهش دارند و تحت فشار جسمی و روحی او را قراربدهند باز هم چنین کاری نمی کند. نمی خواهم بگویم کار همسر من درست است ، فقط می گویم او روحیه این کار را ندارد. شاید در آینده هم دوباره برای مصاحبه به او فشار بیاورند اما من مطمئنم که جوابش نه خواهد بود. اعتراف زمانی معنی می دهد که فردی کار مجرمانه ای انجام داده باشد و حالا اعتراف کند اما اینها می خواهند کاری که انجام نداده گردن بگیرد و از آنها بگوید، این که اعتراف نمی شود.»

رضا خندان در خصوص اینکه آیا نسرین ستوده تحت آزار جسمی هم بوده است، گفت: « به من هیچ وقت در این مورد چیزی نگفتند. به نظرم بدترین شکنجه او ندید ن بچه هایش باشد. اوایل بازداشت همسرم یکی از دوستان همسرم به دیدنمان آمد، او می گفت سال ها پیش که مجرد بوده بازداشت می شود و حکم هشت سال زندان را می گیرد اما آن موقع عین خیالش هم نبوده اما چند سال پیش با وجود دو بچه وقتی برای ۲۰ روز بازداشت می شود حس می کرده راضی است دنیا را از او بگیرند اما بتواند یک لحظه بچه هایش را در آغوش بگیرد. الان هشت ماه است که همسر من منتظر چنین لحظه ای است، تصور کنید که چه فشار روحی است. حتی یکبار هم نشده که بدون حضور مامور بچه هایش را بغل کند.»

رضا خندان گفت: « بچه ها در ملاقات های هفت، هشت دقیقه ای یکبار هم نشده که مادرشان را بدون حضور مامور ببینند. من نمی دانم اسمش چیست، اسمش را نمی گویم شکنجه یا فشار است اسمش را دیگران بگویند. شاید مادری حاضر باشد کتک بخورد اما بتواند بچه هایش را در فضای راحت و بدون مامور ببیند، جیب هایش را نگردند و از آن شکلات وکلیپس دخترش را درنیاورند. چیز وحشتناک تری از این برای مادر وجود ندارد

>Fatemeh Karroubi "Resorting to the Use of Gangsters & Thugs is Typical of All Dictatorial Regimes"


Friday April 29th, 2011 – Upon completion of a portion of her medical examinations, Fatemeh Karroubi once again returned to house arrest yesterday afternoon. Prior to returning home, Saham News had a brief opportunity to speak to Mrs. Karroubi regarding the conditions and challenges she and her husband Mehdi Karroubi have endured in their 71 days under house arrest.
In the brief interview with Saham News, Fatemeh Karroubi once again spoke of the 6 consecutive nights after the February 14th [25 Bahman] demonstrations when a number of regime thugs and gangsters gathered outside their residential complex at midnight, engaging in shouting out vulgarities, vandalizing, destroying the closed circuit cameras, throwing sound grenades at the building and disturbing the peace of neighbors and residents, all while security forces stood by idly without interfering. Mrs. Karroubi expressed regret over the government resorting to the use of thugs rather than accepting responsibility. While rejecting claims by certain security officials that the gatherings outside her house had been spontaneous, Mrs. Karroubi reiterated: “Resorting to the use of gangsters and thugs is typical of all dictatorial regimes. Though we are witnessing this type of behavior in other countries in the area, let us not forget that it will leave an indelible mark of shame on this regime.”
Fatemeh Karroubi continued: “Those who have participated in these injustices or have facilitated this group’s behavior by remaining silent should know, that sooner or later there will be consequences to the choices they have made.”
When asked about the conditions of their detention and house arrest, Mrs. Karroubi responded: “Prior to Persian New Year [Norooz], the conditions of our house arrest were very difficult and they [security officers] treated us harshly. My husband and I were not even afforded the basic rights granted prisoners held in solitary confinement. After the New Year however, the regime’s approach towards our detention changed and our conditions have slightly improved.”
Fatemeh Karroubi emphasized: “The term house arrest is not accurate, for the security forces have not only occupied the entire residential complex, but also have the right to be present in our apartment. I have not be granted the basic rights afforded a prisoner such as access to fresh air and a daily phone call even one day during the pat 71 days. There is much to be said regarding this matter and God willing I will speak in more detail regarding this issue in the future.”
Fatemeh Karroubi said the following regarding Mehdi Karroubi’s conditon: “Thanks to the grace of God, Mr. Karroubi’s morale remains strong. As he has repeatedly stated on previous occasions, he will continue on his path to correct the deviation created in the revolution and defend the rights of our citizens and as always he is willing to pay any price in order to achieve this goal.”
In conclusion, Mrs. Karroubi expressed her gratitude and appreciation for the generous outpouring of support for herself, Mr. Karroubi, Mr. Mousavi and Mrs. Rahnavard, by the honorable people of Iran both inside and outside the country. She also apologized to her neighbors for having been subjected to the presence of thugs engaged in disturbing the peace and shouting out vulgarities and profanities in the middle of the night. Fatameh Karroubi also expressed hope that rather than nurturing the needs of henchmen, the ruling government will begin addressing the needs of the underprivileged and distressed.

Source: Saham News:

فاطمه کروبی: توسل به اراذل و اوباش کاری ساده برای حکومت های دیکتاتوری است

سحام نیوز: فاطمه کروبی عصر دیروز بعد از انجام بخشی از امور درمانی خود، به حبس خانگی بازگشت. پیش از بازگشت خانم کروبی فرصتی کوتاه برای سحام نیوز بدست آمد تا با ایشان در ارتباط با شرایط و مشکلات 71 روز حبس و وضعیت آقای کروبی مصاحبه ای کوتاه داشته باشیم.

در این مصاحبه فاطمه کروبی ابتدا به تجمع 6 شب متوالی عده ای از اراذل و اوباش حکومتی بعد از راهپیمایی 25 بهمن ماه که در سایه حمایت های نیروهای امنیتی و نظامی به فحاشی، سلب آسایش از همسایگان در نیمه های شب، سرقت اموال نظیر دوربین های مدار بسته، تخریب منزل و نهایتا انداختن نارنجک های صوتی به منزل پرداختند. ایشان با اظهار تاسف از توسل به اوباش به جای قبول بار مسئوولیت، تحلیل برخی از مقامات امنیتی که این جماعت اوباش را مردم خودجوش می نامند را به سخره گرفتند و تصریح کردند: « توسل به اراذل و اوباش کاری ساده برای حکومت های دیکتاتوری است و امروز می بینیم که در کشور های دیگر منطقه نیز اعمال می شود اما فراموش نکنیم که لکه ننگ آن برای حاکمیت باقی خواهد ماند».

همسر مهدی کروبی همچنین در ادامه تاکید کردند: «آنان که در این ظلم ها نقش دارند و یا با سکوت خود زمینه میدان گیری این جماعت را فراهم می کنند بدانند این امر گزینشی نخواهد بود و دیر یا زود دامن آن را خواهد گرفت».

در ادامه این مصاحبه از خانم کروبی درباره شرایط حبس و بازداشت پرسیدیم. در پاسخ ایشان اظهار نمودند: « تا پیش از عید شرایط بسیار سخت و و برخوردها خشن بود و اساسا من و همسرم از حقوق اولیه یک زندانی انفرادی هم برخوردار نبودیم. اما در سال جدید رویکرد دیگری حاکم شد و اوضاع حبس من و همسرم کمی بهتر گردید».

فاطمه کروبی تصریح کرد:«واژه حصر که در بیرون رایج است درست نیست زیرا ماموران امنیتی نه تنها تمام مجتمع مسکونی را تصرف کرده اند بلکه حتی آپارتمان مسکونی ما را نیز در اختیار دارند» .

ایشان تاکید کردند: « من حقوق رایج یک زندانی نظیر حق هواخوری روزانه و یا دسترسی به تلفن؛ حتی برای یکبار هم در 71 روز گذشته نداشته ام. در این باب سخن بسیار است که ان شاالله در آینده به آن خواهم پرداخت ».

در ارتباط با وضعیت آقای کروبی ایشان تصریح کردند: «روحیه آقای کروبی بحمد لله بسیار خوب است و همانطور که بارها خود گفته اند به مسیر خود در جهت اصلاح انحراف بوجود آمده در انقلاب و دفاع از حقوق مردم ایمان دارند و در این راه آماده پرداخت هر هزینه ای هستند».

خانم کروبی در پایان از محبت بی دریغ و حمایت های مردم شریف ایران در داخل و خارج از کشور نسبت به وی و آقایان کروبی، موسوی و خانم رهنورد تشکر و سپاسگذاری کرد. ایشان همچنین از همسایگان که بواسطه حضور اراذل و اوباش مجبور به شنیدن عربده کشی و الفاظ کثیف و زشت در نیمه های شب شدند، عذر خواهی و اظهار امیدواری کرد که در آینده نزدیک به جای مزدور پروری

به محرومین و دردمندان رسیدگی شود

>Courts Remain Silent, Final Ruling On Jafar Panahi’s Case Delayed Once Again


April 28th, 2011 – A source familiar with Jafar Panahi’s case has informed the International Campaign for Human Rights in Iran that 3 1/2 months after the appeals process and despite previous claims that a final ruling on Panahi’s case would be rendered 15 days after the appeals process, the courts have yet to announce their final verdict. As a result of this state of limbo and Panahi’s continued ban from making movies, he was not provided with permits for the screenplays he presented [to the government] in the month of March.
Although Panahi and his lawyers were told that the 54th branch of the Revolutionary Court would render a final ruling 15 days after the court proceedings, the courts have nevertheless remained silent, delaying a verdict for the past 3 1/2 months.  This while Panahi’s passport was also confiscated by officials at the Intelligence Ministry 19 months ago, banning him from traveling and attending any international film festivals.
The same source informs the Campaign that it looks as though there is a lack of consensus amongst Intelligence Ministry officials on to how to proceed with Panahi’s case. There are signs that some within the Intelligence Ministry wish to see Panahi back in prison, even if for a short period of time. Others within the judiciary however, are aware of the weaknesses in the case against Panahi and the illegal limitations subjected upon him and given the unprecedented reaction and support by the international community prefer continuing with the current state of limbo, delaying for the time being a final verdict and his transfer back to prison. It is worth mentioning that postponement of final rulings by the judiciary in the case of political prisoners is not an uncommon event in Iran. There have been cases in which defendants have had to wait 7 years after the ruling by the initial court for a final ruling to be rendered by the appeals court. It is unclear how long this internationally renowned artist will have to wait to hear a final ruling by the judiciary.
In late December 2010, Jafar Panahi was sentenced by Judge Pir Abbasi to 6 years prison and banned for 20 years from producing and directing films, writing scripts and giving interviews or making any statements to domestic and international media outlets. Another Iranian film director, Mohammad Rasoulof, one of Panahi’s peers, was also sentenced to six years prison. The 27th branch of the Revolutionary Court charged Panahi with “assembling and colluding against the national security of the county and propaganda against the regime” (based on articles 500, 610 and 19 of the Islamic penal code).
Jafar Panahi, a prominent figure in Iran’s movie industry, was arrested twice after the post election unrest in Iran. He was first arrested on July 30th, 2009 while at Behesht-e-Zahra cemetery with documentary film maker Mahnaz Mohammadi, visiting the grave site of a number of protesters killed in the post election demonstrations – they were both released a few hours later. Panahi was arrested a second time on March 1st, at his house along with his family and 15 guests and released on $200,000-USD bail on May 25th, 2010.


سکوت دادگاه جعفرپناهی وتاخیردرصدور رای پس از سه ماه ونیم: بلاتکلیفی، ممنوعیت سفر و فعالیت های حرفه ای ادامه دارد

یک منبع نزدیک به پرونده جعفر پناهی به کمپین بین المللی حقوق بشردر ایران گفت علیرغم آنکه گفته شده بود پس از تسلیم لایحه تجدیدنظر حکم جعفر پناهی فیلمسازجهانی ایران تا ۱۵ روز پس از ان حکم نهایی اعلام خواهد شد، با گذشت سه ماه و نیم از زمان تحویل این لایحه هنوز دادگاه رای خود را اعلام نکرده است.  منبع نزدیک به پرونده جعفر پناهی به کمپین گفت که این هنرمند طی ماه های گذشته عملا به دلیل بی تکلیفی از ادامه کار خود محروم بوده است. در اسفند ماه گذشته آقای پناهی فیلمنامه ای از خود را ارائه کرده که اجازه کار به وی داده نشده است.

به جعفرپناهی و وکلایش گفته شده بود که ۱۵ روز پس از تسلیم لایحه تجدیدنظر حکم شعبه ۵۴ دادگاه انقلاب اعلام خواهد شد. اما هم اکنون بیش از سه ماه و نیم از آن زمان می گذرد و دادگاه همچنان در خصوص اعلام رای سکوت و تاخیر می کند. این درحالی است که  بیش از ۱۹ ماه است که پاسپورت جعفر پناهی توسط مسولان امنیتی ضبط شده است و وی از سفر کردن برای شرکت در جشنواره های مختلف محروم است.

منبع یاد شده  به کمپین گفت که به نظر می رسد درخصوص اینکه چه برخوردی با پرونده جعفرپناهی بشود اختلاف نظر درمیان مسوولان اطلاعاتی است. نشانه های مختلف حاکی از آن است که بخشی از دستگاه های اطلاعاتی تمایل دارد هر چند برای کوتاه مدت هم که شده است این هنرمند سرشناس را به زندان بفرستد. در مقابل عده ای در میان دستگاه قضایی می دانند که با توجه به محتویات پرونده، ومحدودیت های غیرقانونی که برای آقای پناهی درست شده است و واکنش های بی سابقه بین المللی در محکوم کردن حکم زندان و ممنوعیت کار وی ترجیحا بهتر است که وی در حالت بلاتکلیفی قرار داشته باشد.
به تعویق افتادن حکم پرونده های امنیتی- سیاسی در ایران موضوع کم سابقه ای نیست. فاصله بین اعلام دادگاه بدوی تا اعلام رای دادگاه تجدید نظر در برخی پرونده ها تا ۷ سال نیز طول کشیده است. معلوم نیست که آیا مسوولین قضایی- امنیتی می خواهند که این هنرمند باسابقه وبین المللی را مدتها در چنین وضعیتی نگهدارند یا تصمیم دیگری اتخاذ خواهند کرد.

در اواخر آذرماه سال ۸۹ قاضی پیرعباسی از قضات پرونده های سیاسی-امنیتی قوه قضاییه، جعفرپناهی را به «شش سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از ساختن و کارگردانی هر نوع فیلم و نوشتن فیلمنامه و هر نوع مصاحبه با رسانه‌ها و مطبوعات داخلی و خارجی و خروج از کشور» محکوم کرد. محمدرسول اف فیلم ساز همکار آقای پناهی هم به شش سال حبس تعزیزی محکوم شد. رای شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب  موادی از قانون مجازات اسلامی را به عنوان مبنای حکم خود انتخاب کرده بود که در آن اتهاماتی چون «‌اجتماع وتبانی با هدف ارتکاب جرم علیه امنیت کشور وفعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی» مطرح شده بود. (مواد ۵۰۰، ۶۱۰ و ۱۹)

جعفر پناهی یکی از چهره سرشناس سینمای ایران پس از حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۹ دو بار دستگیر شد.  اول بار وی در ۸ مرداد سال ۸۸ هنگامی که برایی بزرگداشت برخی از کشته شدگان در وقایع یاد شده به بهشت زهرا رفته بود همراه مهناز محمدی مستند ساز بازداشت اما چند روز پس از آن آزاد شد. دوم بار وی در تاریخ ۱۰ اسفند ۸۸ در منزل شخصی است و درحالی که درحال ساخت فیلمی بود دستگیر شد و در چهارم خرداد سال ۸۹ از زندان با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

>Incarcerated Journalist and Film Maker Mohammad Nourizad on Hunger Strike for 40 Days


April 27th, 2011 – The official website for journalist and film maker Mohammad Nourizad has published a heart warming note written by Nourizad’s wife Fatemeh Maleki to her husband, in which she states that Nourizad has been on hunger strike for 40 Days. The content of the note is as follows:
In the name of God,
No father likes to come home empty handed after a long trip, but what gift is an incarcerated father to bring to his loved ones every time they visit? What can he offer when he is behind bars? After four months of incarceration at Evin’s ward 350, despite having been denied visitation rights, you could no longer endure coming to see us empty handed. It was then that you first presented a gift not only to your family but to all others present, unbuttoning your blue prison uniform to reveal a design on your undershirt – an act that filled us with joy from head to toe.  So many of the other families present on that day were touched by the sight of your undershirt that read: “I love all of you immensely!” It is with this simple gesture, this heartfelt gift that you began a tradition, one that we eagerly awaited every time we came to visit with you in prison and every time we had the pleasure of speaking with you during those cabin visitations.
Your time in ward 350 was short lived as you were granted furlough. Our brothers could not tolerate seeing you free however, and you were taken back to prison towards the end of summer. This time you were not taken to ward 350, but instead transferred to the Quarantine Ward where you shared a cell with Mostafa Tajzadeh. Though we were deprived of face to face, private visitations for approximately one month, eventually we were allowed once a week cabin visitations on days that did not coincide with the standard day assigned to the families of other prisoners. It was during this time that Mrs. Mohashamipour, [Mostafa Tajzadeh’s wife] our family members and I became devoted fans of your artwork.  Sometimes you would show us a piece of wood marked with a verse or poem written in your beautiful handwriting. Other times we had the pleasure of seeing a painting of the colorful flowers of the courtyard at Evin.
It was during one of these cabin visitations that you removed a glass bubble from under your shirt upon which you had eloquently written the verses of a sonnet from Hafez in black ink.
16 months have passed since your incarceration and it is close to 40 days since you restarted a hunger strike protesting the lack of attention to your legal rights and refusing all visitation – a course that I am sure you will continue until you have obtained your rights. I too will join you in this quest, refusing to request any form of visitation or telephone contact.
There is one thing I vehemently disagree with, the matter of your hunger strike – particularly given your gum disease, skin disorder and kidney stones.  Your hunger strike has become a matter of great concern to our entire family as we are unaware how long it will last. It goes without saying that we all await your release and the release of all other innocent prisoners.  Freedom is the minimum response to all the inhumanity that has taken place during this time. The glass bubble upon which you had written a few verses from one of Hafez’s sonnets so eloquently depicts our feelings these days:

* To profligates, thirsty of lip, none giveth (even) a little water
  Those recognizing holy men have departed from this land.

  O heart! In His tress-like noose, twist not; For there
  Thou seest, severed heads, crimeless, guiltless.

*Translation by Henry Wilberforce Clarke

Source: Nourizad Website

محمد نوری زاد هم اکنون چهل روز است که در اعتصاب غذا بسر می برد!

حال بیش از ۱۶ ماه است که در زندان به سر می بری ونزدیک به چهل روزاست که در اعتراض به عدم توجه به خواستهای قانونیت مجدداً دست به اعتصاب زده ای و از خوردن غذا خودداری می کنی و حاضربه ملاقات نیستی. و تا رسیدن به حق خود به این روند ادامه خواهی داد. من هم با تو همراهی می کنم و هیچ در خواستی مبنی بر داشتن ملاقات و تماس تلفنی نخواهم داشت…

به نام خدا

هر پدری دوست دارد وقتی از سفر برمیگردد، دست خالی نباشد. ولی پدری که در سفر زندان است، چه تحفه ای می تواند بیاورد؟ و در زندان چه چیزی میتواند تهیه کند؟ ولی تو بعد از چهار ماه ممنوع الملاقات بودن، زمانیکه در بند ۳۵۰ بودی، بعد از یکی دو ملاقات، دست خالی بودن را تاب نیاوردی و تحفه ای را نه تنها برای خانواده ات که برای همه عرضه کردی.
زمانیکه دکمه های روپوش آبی زندان را گشودی، و زیرپوش نقاشی شده ی خود را به همه ی ما نشان دادی، همه سرتاپا پر از شادی شدیم. همه ی خانواده هایی که آنجا حضور داشتند متاثر شدند ، نوشته بودی: “همه ی شما را یک عالمه دوست دارم” و این شد که دیگر در ملاقاتهای کابینی برای دیدن این سوغاتیها صف می کشیدیم.

مدت کوتاهی در بند ۳۵۰ بودی و به مرخصی آمدی. برادران آزادیت را تاب نیاوردند و اواخر تابستان تو را بازگرداندند. این بار، نه به بند ۳۵۰؛ که به قرنطینه درکنار آقای تاجزاده. در مدت یک ماه که حق ملاقات نداشتیم و با شروع ملاقاتهای کابینی هفتگی، آن هم در روزهای غیرمعمول خانواده های زندانیان سیاسی، من و خانم محتشمی پور و خانواده هایمان ، مشتری پروپاقرص کارهای هنری تو بودیم. گاهی تکه چوبی که آیه ای یا شعری را با خط زیبا بر رویش نوشته بودی نشانمان می دادی. گاهی تابلویی پر از گلهای رنگی حیاط اوین را .

در یکی از همین ملاقاتهای کابینی، دست در زیر لباست بردی و یک حباب سفید رنگ را نشانمان دادی که در شعاعهای این حباب دایره ای شکل، شعری از حافظ را با قلم سیاه و خطی خوش نوشته بودی.

حال بیش از ۱۶ ماه است که در زندان به سر می بری ونزدیک به چهل روزاست که در اعتراض به عدم توجه به خواستهای قانونیت مجدداً دست به اعتصاب زده ای و از خوردن غذا خودداری می کنی و حاضربه ملاقات نیستی. و تا رسیدن به حق خود به این روند ادامه خواهی داد. من هم با تو همراهی می کنم و هیچ در خواستی مبنی بر داشتن ملاقات و تماس تلفنی نخواهم داشت.

ولی در مورد اعتصاب غذا با تو سخت مخالفم؛ به خصوص باشرایط سست شدن دندانها و بیماری پوستی و سنگ کلیه ات. این قضیه همه ی خانواده را به شدت نگران کرده است  و نمی دانیم تا کی هم ادامه خواهد داشت. به هر حال ما همگی آزادی تو و سایر زندانیان بی گناه را به انتظار نشسته ایم. و آزادی، حداقل پاسخ نامردمیهاییست که در این مدت صورت گرفته است.
حباب شیشه ای خطاطی شده با شعر حافظ آن روز تو ، زبان حال امروز ماست:

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس             گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا            سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

فاطمه ملکی

>Ahmadinejad Confirms Supreme Leader Played a Role in 2009 Presidential Elections | Power Struggle over Moslehi Continues


Monday April 26th, 2011 – Following the controversy regarding the supposed resignation or dismissal of Heidar Mpslehi [Intelligence Minister], sources close to Jaras report that in a meeting with a group of managers of the Islamic Republic News Agency (IRNA), Mahmoud Ahmadinejad confirmed that the Supreme Leader Khamenei played a role in protecting the second term of his presidency.  According to these sources Ahmadinejad stated: “Khamenei saved my presidency in 2009 in order to save himself and those loyal to him for he knew that if “Mir Hossein Mousavi” had become president, he would dismantle the office of the Supreme Leader.”
In other news, a number of websites affiliated with the conservatives are reporting that Ahmadinejad insists on his previous position that the Intelligence Minister should be dismissed and he is no longer willing to cooperate with him. Contrary to what was expected and despite the letter by the Supreme Leader in support of the Intelligence Minister, to date Heidar Moslehi has not been invited back to attend cabinet meetings.
It has been reported that after Moslehi’s abrupt dismissal and the immediate letter by the Supreme Leader that he be reinstated, Moslehi was not invited to attend the trip by the government delegation to the Kurdish province and Mahmoud Ahmadinejad did not allow the Intelligence Ministry’s management team to accompany the other delegates, completely ignoring the letter by the Supreme Leader and the attacks by the conservatives. 
It is worth mentioning that following the controversy related to the supposed dismissal or resignation of Heidar Moslehi from his position as Intelligence Minister, a large number of media outlets, authorities and organizations affiliated with the conservatives attacked Ahmadinejad’s government and its media outlets, stating that the decision resulted from forces within the government seeking to create “deviation”.  Similarly, Ahmad Tavakoli a parliament member and conservative critic of the government, referring to the importance of conferring with the Supreme Leader when appointing or removing Intelligence, Exterior and Defense Ministers stated: “Ahmadinejad’s duty was to first obtain the
agreement of the Revolution’s Supreme Leader.”
In relation to the events surrounding the Intelligence Ministry, Alef website affiliated with Tavakoli published a post in which they claimed that Ahmadinejad had already tried to dismiss Heidar Moslehi in the past, but even then faced opposition by the Supreme Leader.
This while Khamenei when meeting with a number of people from the province of Fars on Saturday morning confirmed that whenever he observes lack of leadership, he will interfere if necessary, and that as long as he is alive he will never allow for the great nation’s [Islamic] movement to stray from its course.
This news was published at a time when the relationship between the Supreme Leader and the president of the Islamic Republic have been heavily strained over the past week because of the controversy created by whether or not to retain Moslehi as Intelligence Minister. In a speech given on Sunday, Khamenei tried to down play the tension between the different factions of the ruling government, though Ahmadinejad has yet to react to the controversy. Some conservative media outlets claim that by neglecting to invite the Intelligence Minister to government’s visit to Kurdistan province, Ahmadinejad jas directly questioned the Supreme Leader’s decision that Maslehi should remain in his post as Intelligence Minister.

Source: Jaras –

احمدی نژاد از نقش رهبری در انتخاب مجدد خود در سال ٨٨ سخن گفت

جــرس: در ادامه چالش های رخ داده پیرامون برکناریِ استعفاگونۀ حیدر مصلحی، منابع خبری جرس می گویند که “محمود احمدی نژاد” رییس دولت دهم، در جمع گروهی از مدیران خبرگزاری جمهوری اسلامی( ایرنا) دخالت آقای خامنه ای برای حفظ او در سمت ریاست جمهوری را تایید کرده است. بنابه گزارش این منابع، احمدی نژاد گفته است :” آقای خامنه ای در سال 1388 من را حفظ کرد تا به این ترتیب نیروهای خودش را حفظ کند چرا که اگر “میرحسین موسوی” رییس جمهور می شد دستگاه رهبری را برمی چید.”

از سوی دیگر برخی سایتهای وابسته به جریان اصولگرا گزارش داده اند که محمود احمدی نژاد همچنان بر موضع قبلی خود مبنی بر برکناری وزیر اطلاعات پافشاری کرده و حاضر نیست با وی همکاری کند و بر خلاف آنچه انتظار می رفت، رئیس دولت با وجود تاکید و نامۀ رهبری، هنوز از حیدر مصلحی برای حضور مجدد در هیات دولت دعوت نکرده است.

گفته می شود بعد از برکناری ناگهانی وزیر اطلاعات و بلافاصله نامۀ رهبری جهت ابقای وی، وزیر برکنار شده حتی به سفر استانی هیئت دولت به کردستان نیز دعوت نشد و محمود احمدی نژاد اجازه نداد که تیم مدیریتی این مجموعه با دولت همراه شود، تا عملا نامه و دستور رهبر و حملات اصولگرایان را نادیده بگیرد.

گفتنی است در جریان برکناری استفعاگونۀ حیدر مصلحی از وزارت اطلاعات، طیف گسترده ای از رسانه ها، مقامات و تشکلهای اصولگرا، ضمن حمله به نزدیکان و رسانه دولت، این تصمیم را تحت تاثیر “جریان انحرافی” نفوذی در دولت ارزیابی کرده بودند.
در همین ارتباط، پیش‌تر احمد توکلی نماینده محافظه کار منتقد دولت در مجلس، با اشاره به لزوم کسب نظر رهبری در هنگام انتخاب یا تغییر وزرای خارجه، دفاع و اطلاعات گفته بود: “احمدی‌نژاد وظیفه داشت از قبل، نظر مثبت رهبر معظم انقلاب را داشته باشد اما این کار را نکرد.”

سایت الف وابسته به توکلی، در خبری در مورد تحولات وزارت اطلاعات، نوشته بود که در گذشته هم رئیس جمهوری تصمیم داشته حیدر مصلحی وزیر اطلاعات را برکنار کند که با مخالفت رهبری مواجه شده است.

این درحالی است که آقای خامنه‌ای صبح شنبه در دیدار با جمعی از مردم استان فارس تاکید کرد که “هرجا كه رهبری احساس كند از مصلحت بزرگی غفلت می شود، وارد خواهد شد و رهبری تا زنده است هیچگاه نخواهد گذاشت، در حركت عظیم ملت ایران بسوی آرمانها، ذره‌ای انحراف ایجاد شود.”

انتشار این خبر در شرایطی است که روابط میان رهبر جمهوری اسلامی و رییس دولت پس از جنجال های هفته گذشته بر سر ابقای حیدر مصلحی در سمت وزارت اطلاعات به شدت تنش آلود شده است. آقای خامنه ای دیروز( یکشنبه) در یک سخنرانی سعی کرد تنش های کنونی میان جناح های حاکم در قدرت را کم اهمیت جلوه دهد اما احمدی نژاد هنوز واکنشی علنی در این باره نشان نداده است. برخی رسانه های محافظه کار می گویند که احمدی نژاد با عدم دعوت از وزیر اطلاعات در سفر استانی به کردستان،عملا تصمیم رهبری برای ابقای مصلحی در این وزارت خانه را زیر سوال برده است

>Political Prisoner Mehdi Mahmoudnia in Dire Physical & Psychological Condition at Rajai Shahr


Summary Translation – The International Campaign for Human Rights in Iran reports that as a result of physical and mental torture while in solitary confinement, Mehdi Mahmoudian, prisoner of conscience, is suffering from the collapse of one of his lungs [or what is medically referred to as Pneumothorax]. Mahmoudian’s mother Fatemeh Alvandi informed the Campaign that her son has also developed epilepsy while in prison and is in dire physical and mental condition. Fatemeh Alvandi stated: “As you are aware, as a result of previous pressures and the physical and psychological torture while in solitary confinement, Mehdi’s lungs were damaged and he has lost most functionality in one of his lungs. As you may recall, six months ago, the medical examiner recommended that Mehdi be transferred to a hospital for immediate medical treatment. Despite the recommendation by the medical examiner, Mehdi’s condition was ignored and the authorities refused to grant him medical furlough. As a result of our continued requests, Mehdi was eventually examined by a neurologist and a internal medicine specialist who recommended a brain scan and a detailed examination of his heart and lungs.”

Mahmoudnia’s mother continued:”In addition to his lung condition, Mehdi is now also suffering from epilepsy, a condition that we have been told has arisen from the torture he endured during the time he was in solitary confinement at Evin. Despite his dire condition they still refuse to give him medical furlough.”

When asked how her son developed epilepsy Alvandi said: “When he was being tortured at Evin, he contracted influenza. The prison doctors administered two shots of 1.2 MIU Penicillin, one after the other, leading to him convulsing and losing consciousness. When I went to visit him in prison, his friends told me that they had to shake him several times before he regained consciousness. Since then, he loses consciousness on a regular basis. I am not sure what the content of the injection was that resulted in my son’s dire condition. On the 23rd of January he was unconscious for 12 hours. He was reportedly unconscious for 8 and 10 hours at other times. As of two or three months ago, after being administered new drugs, he has reportedly no longer lost consciousness. The drugs he receives for the time being are being administered by the prison doctors as he has been banned from seeing outside doctors. We don’t know if these drugs will lead to any positive results.”

Mahmoudnia’s mother continued: “We call upon the United Nations and other human rights organizations to act and save our children. Despite our numerous pleas to these people [the ruling government] to save our children, no one has been accountable to date. Many governments oppress their citizens. It is up to the United Nations to save our children and reach out to our oppressed nation. We are losing our innocent children…”

Mehdi Mahmoudnia, a member of the PR Committee at the Participation Front and a member of The Association in Defense of Political Prisoners and Human Rights in Iran, was arrested in September 2009. He has spent approximately 3 months of his incarceration in solitary confinement. Mahmoudnia was sentenced amongst other things to collaboration with news media in the aftermath of the presidential elections. He was transferred to Rajai Shahr prison in April of this year and is deprived of telephone calls and all visitation rights.

Source: The International Campaign for Human Rignts in Iran

وضعیت وخیم مهدی محمودیان درزندان: «براثرشکنجه های جسمی وروحی درانفرادی تقریبا یک ریه اش از بین رفته است.

فاطمه الوندی، مادر مهدی محمودیان زندانی عقیدتی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت فرزندش به بیماری صرع در زندان مواجه شده و در وضعیت ناگوار جسمانی و روحی به سر می برد. او به کمپین گفت: «همانطور که خودتان هم آگاه هستید مهدی بر اثر همان فشارها ، شکنجه های روحی و جسمی که در انفرادی به او داده شد ریه اش آسیب جدی دید و تقریبا” یک ریه اش از بین رفته است و همانطور به خاطر همان فشارها و به اصطلاح شکنجه ها، ۶ ماه پیش دکتر پزشک قانونی اعلام کرد که او باید سریعا به بیمارستان اعزام و معالجه شود که اینها اصلا قبول نکردن و مرخصی هم به او ندادند و با پیگیریهای مستمر ما و مراجعه به همه مسئولین نظام دکتر مغز و اعصاب و دکتر داخلی آمدند و او را ویزیت کردند و تشخیص دادن که باید اسکن مغز شده و قلبش نیز به طور جدی مورد معاینه قرار گیرد.»

مهدی محمودیان، عضو کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت و انجمن دفاع از حقوق زندانیان است که شهریور ۱۳۸۸ در منزل شخصی خود توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شد و حدود سه ماه از بارداشت خود را در انفردای سپری کرده است. گفت وگو با رسانه ها در مورد وقایع بعد از انتخابات ریاست جمهوری یکی از اتهامات وی بوده است. به گفته خانواده وی او به به دلیل نگهداشتن بدون لباس در هواخوری در فصل زمستان دچار برنشیت شده است.

وی در ادامه گفت : «دکتر ها برنامه های خاص پزشکی که به اودادند و گفتند که باید انجام دهد تا آنها بتوانند برایش کاری انجام دهند ولی دکتربه او گفت که در حال حاضر من هیچکاری نمی توانم برایت بکنم شما باید معالجه طولانی مدت شده و باید در بیمارستان بستری و معالجه شوید .»

مادر مهدی محمودیان اضافه کرد :«در حال حاضرمهدی ناراحتی صرع گرفته است ،گفته شده که بر اثر شکنجه هایی که در انفرادی اوین دیده مشکل صرع پیدا کرده ، این مشکل نیز به مشکل ریه اش اضافه شد ه است ،مرخصی هم که به اوندادند ، علی رغم اینکه من بارها مراجعه کرده و بارها تقاضا کردم که شما اجازه بدهید او به مرخصی بیاید تحت قانون خود شما تا من ببرمش دکتر و داروهایش را بگیرم بعد شما تحت قانون خودتاناو را به زندان بازگردانید قبول نکردندو حتی مرا مسخره کردند وگفتند تو مگر دکتری که می خواهی معالجه اش کنی.»

وی در خصوص چگونگی ابتلا پسرش به بیماری صرع گفت :« زمانی که در اوین زندانی بود و زیر شکنجه بود به آنفلانزا مبتلا می شود و دکترزندان دو عدد آمپول پنیسیلین یک میلیون دویست برایش تجویزمی کند که هر دو آمپول را همزمان برایش تزریق کردند در همان زمان دچار تشنج شده و بیهوش می شود.پس از آن وقتی من به ملاقاتش رفتم دوستانش گفتند که خانم محمودیان، مهدی رامانند شیشه نوشابه چندین بار تکان دادیم تا بهوش آمد چون میخواستیم پنیسیلینی که به او تزریق کرده بودند از این طریق حل شود، از همان زمان به بعد هم به طور مرتب بیهوش می شود حالا چه آمپولی بوده با چه محتویاتی من نمیدانم.»

مادر مهدی محمودیان گفت :« سوم بهمن ماه ۱۲ ساعت بیهوش بوده است یعنی ۱۲ ساعت ، ۸ساعت، ۱۰ ساعت … در زمانهای مختلف بیهوش میشود ، و از حدود دو یا سه ماه پیش که به او دارو دادند هنوز بیهوش نشده است. در حال حاضر داروهایی که مصرف می کند را دکتر زندان تجویز کرده است چون اجازه ندادند دکتر دیگری او را ویزیت کند حالا نمیدانم این داروها نتیجه بخش خواهند بود یا نه.»

مادر مهدی محمودیان با اشاره به اینکه مهدی بعد از دستگیری یک مدت اوین بوده پس از آن به زندان کجویی و سپس از فروردین سال گذشته به زندان رجایی شهر منتقل شده است افزود : «تلفن که ندارند ، ملاقات حضوری ندارند ، ۶ تا دستگاه ردیاب موبایل در زندان نصب شده است به همین دلیل تمامی زندانیان رجایی شهر سالن ۱۲ یا حالت تهوع دارند یا دچار سر گیجه های شدید میشوند.»

وی در ادامه درخصوص محدودیت های اعمال شده در داخل زندان گفت : «از همه چیز محرومشان کرده اند تلفن ، ملاقات حضوری ، مطالعه حتی کتاب و قرآن ، تنها روزنامه هایی در اختیار آنان قرار می گیرد که خود مسئولین زندان انتخاب کرده اند و هیچ چیزی که بتوانند اوقات خود را با آن بگذرانند در اختیارشان قرار نمی دهند،از نظریه تغذیه نیز خیلی در مضیقه و فشار هستند. مدت چهار ماه است که ملاقاتها تنها به صورت کابینی انجام می شود و تلفنها هم مدت ۴ ماه است که قطع شده ، یعنی تنها دلخوشی خانواده ها تلفنهای کوتاه فرزندانشان بود که آنهم متوقف شدهمچنین ملاقاتها هفتگی است اما یک هفته مردانه و هفته بعد زنانه است ،زندانیان عادی ملاقات حضوری دارند فقط زندانیان سیاسی هستند که ملاقات حضوری ندارند ،همه زندانیان سیاسی را در سالن ۱۲ قرار داده اند به طوری که با هیچکس تماس نداشته باشند حتی نگهبانها هم دیگر نمی توانند حتی یک سلام علیک جزیی با زندانیان داشته باشند و گفته شده که اینها خطرناکند برای همین در یک سالن جداگانه قرارشان داده اند،که کوچکترین تماسی نیز با زندانیان عادی نداشته باشند. پسرم از زمان دستگیری تا کنون که ۲ سال میشود علی رغم پیگیریهای مستمر من نتوانسته است به مرخصی بیاید علی رغم اینکه آقایان اعلام می کنند که هیچکس بدون مرخصی نبوده است ولی فرزندان ما هیچکدام به مرخصی نیامده اند در حالی که مدت حبس برخی ۴ سال ، ۵ سال و برخی دیگر، ۲ سال بوده است اما هیچکدام از آنها هنوز به مرخصی نیامده اند.»

مادر مهدی محمودیان باا شاره به اینکه برای مرخصی مهدی به دادگاه انقلاب مراجعه کرده است افزود : «دادگاه انقلاب گفت اصلا به من مربوط نیست به دادستان مربوط می شود ، وقتی به زندان اوین مراجعه کردم گفتند به دادگاه و دادسرا مربوط می شود به ما مربوط نیست ، زندان رجایی شهر هم که مراجعه کردم گفتند : مسائل زندانیان سیاسی اصلا به ما مربوط نیست فقط به قوه قضاییه و دادسرا مربوط می شود دادسرا هم که مراجعه می کنم اصلا” به من جواب نمیدهند.»

وی در ادامه گفت : «بخاطر بیماریش و درمان آن ،که می خواستم پیگیری کنم به امور شهروندان و سازمان زندانها وبسیاری جاهای دیگر مراجعه کردم برای قوه قضاییه نامه فرستادم ولی هیچکس جواب مرا ندادند حتی مسخره و بی احترامی هم به من شد وتهدید کردند که برو چقدر حرف می زنی اگر زیادی حرف بزنی می گوییم سرباز تو را نیز زندانی کند ، گفتم مرا نیز ببرید من ترسی ندارم . حتی به وکیلش هم اجازه ملاقات با فرزندم را نمی دهند ، بارها مهدی درخواست ملاقات با وکیلش را داشته اما موافقت نکرده اند.»

فاطمه الوندی در ادامه به کمپین گفت : «در ماه رمضان به من گفتند اسمش در لیست مرخصی ها است وقتی من پیگیر شدم گفتند نه تو دروغ میگویی ما نگفتیم در حالی که خودشان به من گفته بودند که اسمش در لیست مرخصی ها است گفتند که ما به او مرخصی نمی دهیم ،سپس شخصا دو نامه برای رییس قضائیه فرستادم ولی هیچ جوابی نگرفتم ، به دادستان حد اقل ۳۰ نامه نوشتم اما هیچ جوابی نداد حتی یک بار دادستان اعلام کرده بود که چند تا از کارکنان زندان گفته اند مهدی به معالجه نیاز دارد و گفته بودند که ما تقصیر نداریم دادستان است که اجازه نمیدهد شما را معالجه کنیم و وقتی که من یکبار که به طور اتفاقی دادستان را در راهرو دیدم گفت نه من چنین چیزی نگفتم شما برو توبه کن که به من دروغ گفتی ، گفتم: آقای جعفری من دروغ نگفتم همکاران شما گفتند که شما اجازه ندادید ولی جوابی که قانع کننده باشد به من نداد. به قید وثیقه ممکن است به او مرخصی بدهند ولی درصد آن بسیار کم است و وثیقه ای را که آنها تقاضا می کنند آنقدر زیاد است که از توان ما خارج است ،حتی اگر هم کم باشد باز هم از توان ما خارج است .»

وی در ادامه گفت :« آنها خیلی به زندانیان اصرار کرده اند که شما بیایید توبه نامه وعفو نامه بنویسید که به شما مرخصی یا عفو بدهیم ولی اینها اینکار را نمی کنند و می گویند ما اشتباهی نکردیم که عفو بنویسیم ،ولی عفو هم از طرف اینها فکر نمی کنم صحت داشته باشد یعنی هیچکس این قضیه را باور ندارد که در صورت نوشتن عفونامه اینها به کسی عفو دهند چون برخی از زندانیان نوشتند و به آنان عفو ندادند ،حتی کسانی بودند که در برخی از مراحل بازجویی عفو نامه نوشتن ولی زندانهای بلند مدت نیز نصیبشان شد ۶ سال ، ۷ سال و غیره،آنهایی هم که ننوشتن حسابشان روشن است .»

وی با اشاره به اینکه قضات پرونده اش آقای مقیسه ، آقای حاج محمدی و قاضی پرونده تجدید نظرش هم آقای زرگر بودند گفت :” که به ایشان نیز مراجعه کردم و گفتم واقعا بچه های ما بیگناه هستند شما پدری کن برایشان ، پسرم به معالجه نیاز دارد و وی در پاسخ گفت نه فرزند تو مغزش بیمار است بروید و مغزش را معالجه کنید و نتیجه تلاشهای من عکس بود وبه جای اینکه به ما روحیه دهند بدتر ما را نامید کردند که برو فرزند تو بیمار است دیوانه است.»

مادر مهدی محمودیان اضافه کرد : «مهدی در مورد ناراحتیهایش به هیچکس هیچ چیز نمی گوید تنها من زمانی که با او ملاقات دارم از چهره اش متوجه میشوم و از او می پرسم آیا بیمار است ؟ اما او همیشه در پاسخ می گوید که حالش خیلی خوب است و خیلی هم راحت است ولی ما مشکلاتش را از دوستانش و خانواده های آنان می فهمیم مثلا بعضی اوقات می گویند که وی امروز بیهوش شده است ، ضربان قلبش بالا رفته و فشار خونش افت کرده است ، روحیه اش خیلی عالیه فقط مشکلش اینست که از ظاهر سالم به نظر میرسد اما از درون دارد از بین می رود و مثل شمع آب می شود و هیچکاری هم نمی توانیم برایش بکنیم.»

وی در ادامه گفت :«ما از سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری خواهش می کنیم عمل کنند به داد فرزندان ما برسند ما هر چقدر به اینها گفتیم به داد فرزندان ما برسید ، ماداریم فرزندانمان را از دست میدهیم هیچکس پاسخگو نبود دولتها همه به مردمشان زور می گویند اما این سازمان ملل و حقوق بشر است که باید به داد فرزندان ما برسد ، به داد مردم مظلوم برسد .فرزندان مان را بیگناه و مظلومانه داریم از دست می دهیم.»

مادر مهدی محمودیان افزود :”تنها به ظاهر قضیه توجه نکنند ، بی خبرمیان مردم و زندانیان بروند چون به محضی که گفته می شود که امروز مثلا” سازمان ملل یا کسی برای بازدید میخواهد بیاید ظاهر قضیه را آنقدر زیبا نشان می دهند که نمی گذارند کسی که میآید درون متن مردم ، زندانها ، زندانیان برود و مشکلات مردم را ببینند ، اینها ظاهر قضیه را زیبا می کنند و اطرافیان خودشان را آماده می کنند که اگر کسی برای بازدید آمد حقایق را نبیند و نمی گذارند که آنها از دل ما با خبر شوند و حقیقت را ببینند وقضیه را اینگونه به اتمام می رسانند. خواهش من از سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری اینست که که به این موضوع توجه داشته باشند و حرفهای مردم و زندانیان را مورد توجه قرار دهند.»

>Political Prisoners at Rajai Shahr Prison Enter Their Second Week of Hunger Strike


Monday April 25th, 2011 – Daneshjoo News reports that the hunger strike by a number of political prisoners at Rajai Shahr prison, protesting the authoritarian rule by the regime and dire prison conditions, entered its second week, the prisoners announcing that they plan to continue their peaceful protest to “no to dictatorship”.
Last week, in an open letter to the UN Secretary General Ban Ki Moon, while reiterating their intent to continuing protesting in prison, the prisoners at Rajai Shahr prison now on their second week of hunger strike, called upon the UN Secretary General to send a Special Rapporteur to Iran to address the condition of prisoners and investigate human rights violations.  The following is an excerpt from the open letter written to the UN Secretary General:
“Following the experiences of the hunger strike on Sunday April 10th, we a number of political prisoners and civil and political activists, on our first week of hunger strike will fast for one day on Sunday April 17th, 2011. In the second week, we will fast for two days on Sunday April 24th and Monday April 25th. In the third week, in honor of International Workers’ Day [May Day], Teachers’ Day and World Press Day, we will fast for three days on Sunday May 1st, Monday May 2nd and Tuesday May 3rd, announcing our solidarity with workers, teachers and journalists and protesting the oppression and many pressures exerted upon them.”
The political prisoners at Rajai Shahr prison, kept under dire conditions and deprived of all telephone contact continued: “In the event that the current regime does not cease its authoritarian rule and continues to deny the implementation of the nation’s legal provisions based on the Universal Declaration of Human Rights, this protest movement will resume in the form of an unlimited hunger strike on Sunday May 22nd, 2011 and will continue until we have achieved our demands.”
Mansour Osanlou leading trade union activist, Rasoul Bedaghi of the Iranian Teacher’s Association, student activist Majid Tavakoli, journalist Isa Saharkhiz, political activists Heshmatollah Tabarzadi,  Keyvan Samimi and Mehdi Mahmoudian are amongst the signatories of the letter to the UN Secretary General.

Source: Daneshjoo News –

اعتصاب غذای زندانیان سیاسی رجایی شهر در دومین هفته از برنامه اعتصاب

دوشنبه, ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۰
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج، در دومین روز از هفته جاری، و در اعتراض به خودکامگی حاکمیت و شرایط بسیار بد زندانیان ادامه یافت. این زندانیان اعلام کرده اند که به اعتراض مسالمت آمیز خود با “نه به دیکتاتور” ادامه خواهند داد.

به گزارش دانشجونیوز، جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج که در نامه ای به آقای بان کی مون، ضمن تاکید بر ادامه اعتراض خود در زندان، خواستار اعزام گزارشگر ویژه جهت رسیدگی به وضعیت زندانیان و هم چنین حقوق بشر در ایران شده بودند، امروز در دومین روز از هفته دوم برنامه اعتصاب غذا شرکت کردند. بنابر گزارش رسیده، در دو روز گذشته مطابق با برنامه ای که از پیش و در نامه به آقای بان کی مون اعلام شده بود، برنامه اعتصاب غذای زندانیان ادامه داشته است. در بخشی از این نامه آمده است: ” پس از تجربه‌های اعتصاب غذای یکشنبه ۲۱ فروردین، ما جمعی از زندانیان سیاسی و فعالان سیاسی و مدنی در هفته نخست از روز یکشنبه ۲۸ فروردین اعتراض سیاسی خود را با اعتصاب غذا به مدت یک روز آغاز می‌نمائیم، در هفته دوم روز یک شنبه ۴ اردیبهشت و دوشنبه ۵ اردیبهشت به مدت دو روز به اعتصاب غذا خواهیم کرد.
در هفته سوم نیز همزمان با روزجهانی کارگر و روز معلم و روز جهانی مطبوعات در روزهای یک شنبه ۱۱ اردیبهشت و دوشنبه ۱۲ اردیبهشت و سه شنبه ۱۳ اردیبهشت همبستگی خود را با کارگران، معلمان و روزنامه نگاران در اعتراض به فشار‌ها و ستم‌های فراوان برایشان با سه روز اعتصاب غذا اعلام می‌داریم.”

زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج، که در شرایط بسیار نامناسبی نگهداری می شوند و تمامی تماس های تلفنی آنان قطع شده است، در ادامه ضمن تاکید بر ایستادگی بر سر خواسته های خود تا تحقق همه موارد گفته اند: ” در صورتی که حاکمیت حاضر نشوند دست از خودکامگی برداشته و تمامی مفاد حق قانونی ملت را بر مبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر اجرا کند این حرکت اعتراضی از روز یک شنبه اول خرداد ماه به صورت اعتصاب غذای نامحدود تا رسیدن به خواسته‌هایمان ادامه خواهیم داد.”

منصور اسانلو، رسول بداقی، مجید توکلی، عیسی سحر خیز، کیوان صمیمی، حشمت الله طبرزدی و مهدی محمودیان از جمله امضا کنندگان این نامه می باشند.

>Reza Khandan: My Wife Nasrin Will Not Contest the Latest Ruling by the Revolutionary Court


Monday April 25th, 2011 – The Center to Defend the Families of Those Slain and Detained in Iran reports that Nasrin Sotoudeh has confirmed that she will not contest the fine imposed upon her by the 26th branch of the Revolutionary Court charging her with “non conformance with the Islamic dress code”.  Reza Khandan, Sotoudeh’s husband informed the International Campaign for Human Rights in Iran that the reason Sotoudeh did not contest the last two rulings by the courts is because prior to the court hearings taking place, the authorities had already informed her [in so many words] of the sentence that was going to be rendered.
In the past few months many lawyers have reported that the relationship between the various Revolutionary Courts and security and intelligence institutions are too close for comfort. In practice Intelligence Ministry authorities, have no qualms about demonstrating their influence on the judiciary. According to one political prisoner who spend some time behind bars after the last presidential elections, intelligence officials literally tell prisoners that they should not pin their hopes on their fate changing as a result of any court proceedings.  Prior to the official announcement by the courts of her 11 year prison sentence, Nasrin Sotoudeh was told by the authorities that her sentence would be no less than 10 years behind bars.  This type of environment has rendered the defense of lawyers and prisoners of conscience in Iranian courts virtually meaningless.
While informing the International Campaign for Human Rights in Iran that his wife will not contest this second ruling by the courts as it relates to her “non conformance to the Islamic dress code” Reza Khandan said: “Nasrin protested the manner in which the court proceedings were managed and as a result chose not to defend herself. Despite her complaints, her trial took place and in the end the court rendered a sentence against her; a sentence that both Nasrin and her lawyers had predicted. This latest charge of “non conformance to the Islamic dress code” has been accepted by the Judge and Nasrin has been fined $50 US Dollars. By law defendants are charged $50 USD for this crime and no discount was given in Mrs. Sotoudeh’s case either.” 
Soutoudeh was charged with non conformance with the Islamic dress code [hejab] after giving an acceptance speech for an Italian Human Rights award, in a taped video message in which her hair was not covered. As a result of being banned from leaving the country, Sotoudeh was unable to attend the ceremonies in Italy and therefore gave her acceptance speech in a video message that was taped at her house.  In a letter addressed to the Head of the Judiciary on April 9th, Sotoudeh announced that she was withdrawing her request that the lower courts reconsider the case in which she had been sentenced to 11 years in prison and banned from practicing law and leaving the country for 20 years.
While confirming that Soutoudeh expected the latest ruling against her, Khandan said: “According to the law the punishment for the crime of “non conformance to the Islamic dress code” is a $50 USD fine. In the case of Mrs. Sotoudeh, this punishment was handed down without any leniency. The court papers did state however that the ruling can be contested.”
When asked about his wife’s reaction Khandan said: “Today (April 19th, 2011) during a telephone conversation I informed Nasrin regarding this latest sentence.  She replied: “I will not contest this new ruling for the same reason that I gave up on the idea of contesting the initial ruling against me, for I know that contesting will only negatively influence matters, creating conditions that would make it impossible to have a fair appeals process.””
It is worth mentioning that in the past few days there had been a number of false reports attributing 5 years of Soutoudeh’s 11 year prison sentence to the hejab case against her.
Nasrin Sotoudeh was arrested and transferred to prison after being summoned to the prosecutor’s office at Evin on Saturday September 4th, 2010.  On January 9th, 2011, Sotoudeh was charged with “acting against the national security of the country”, “propaganda against the Islamic Republic” and “membership in a human rights organization” by the 26th Branch of the Revolutionary Court presided over by Judge Pir Abassi.  She was sentenced to 11 years in prison and banned from practicing law and leaving the country for 20 years.

Source: The Center to Defend the Families of Those Slain and Detained in Iran:

رضا خندان : به دلیل اعمال نفوذ در حکم ها، نسرین ستوده اعتراضی به حکم نخواهد کرد

دوشنبه, 05 اردیبهشت 1390 ساعت 16:23
روز سه شنبه ۳۰ فروردین ماه درحالی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی نسرین ستوده را به جرم «تظاهر به بدحجابی» به جریمه مالی جریمه کرد که این وکیل دادگستری بار دیگر گفت که در به رای دادگاه اعتراض نخواهد کرد.  رضا خندان همسر این فعال حقوق بشر به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که دلیل عدم اعتراض خانم ستوده به احکام دادگاه بدوی در دو نوبت به دلیل آن بوده است که ماموران پیش از جلسه دادگاه به نوعی از اینکه چه حکمی برای وی صادر خواهد شد خبر داده بودند. طی ماه های گذشته بسیاری از وکلا از رابطه بسیار نزدیک برخی از شعب دادگاه انقلاب با دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی گلایه کرده بودند. مقامات اطلاعاتی در عمل حتی از اینکه نفوذ خود را بر دستگاه قضایی نشان دهند هیچ ابایی ندارند. به گفته یکی از زندانیان سیاسی که بعد از انتخابات مدتی را در زندان گذراند مقامات اطلاعاتی عملا با چنین برخوردی به زندانیان عقیدتی می گویند که هیچ امیدی به اینکه با به دادگاه رفتن تغییری در وضعیت آنها ایجاد شود نداشته باشند. نسرین ستوده پیش از اعلام حکم ۱۱ سال زندان خود گفته بود که ماموران به وی گفته اند که کمتر از ده سال زندان نخواهد گرفت. چنین وضعیتی عملا دفاع وکلا و زندانیان عقیدتی در دادگاه را بی حاصل کرده است.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده،  با اعلام اینکه همسرش به رای دومین دادگاه بدوی خود ” تظاهر به بدحجابی” نیز اعتراضی نخواهد کرد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: « در حالیکه او به نحوه اداره دادگاه به دلایلی معترض بود و به همان دلایل هم از خودش در دادگاه دفاع نکرد اما علیرغم اینها دادگاه ها برگزار شد و نهایتا نیز حکمش صادر شده است. حکمی که از اول برای خانم ستوده و وکلایش قابل پیش بینی بود.» اتهام تظاهر به بدحجابی او از سوی قاضی پذیرفته شده و او به ۵۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده است. طبق قانون برای این اتهام ۵۰ هزار تومان جریمه جریمه در نظر گرفته شده که خانم ستوده نیز بدون یک ذره تخفیف این حکم را گرفته است.»

اتهام تظاهر به بی حجابی به دلیل عدم رعایت حجاب رسمی نسرین ستوده در یک پیام ویدئویی اعلام شده بود. نسرین ستوده که به دلیل ممنوع الخروجیش نتوانسته بود در مراسم اهدای جایزه حقوق بشر خود در ایتالیا حاضر شود پیامی را در منزلش ضبط کرده بود و برای پخش در مراسم ارسال کرده بود. پیش از این در ۲۰ فروردین ماه امسال، نسرین ستوده در نامه ای خطاب به رییس دادگاه انقلاب اعلام انصراف از در خواست تجدید نظر در خصوص دادگاه بدوی خود که محکوم به ۱۱ سال حبس و ۲۰ سال محرومیت از وکالت و خروج از کشور شده بود، کرد.

رضا خندان با اشاره به اینکه خانم ستوده انتظار چنین حکمی را داشته است، گفت: « طبق قانون مجازات جرم تظاهر به بدحجابی ۵۰ هزار تومان جریمه نقدی است که این مجازات نیز بدون یک ذره تخفیف برای ایشان صادر شده است. البته در برگه ای حکم نوشته شده است که این حکم قابل اعتراض است.»

رضا خندان درباره واکنش خانم ستوده گفت: « امروز (۳۰ فروردین) در تماسی تلفنی به همسرم درباره حکم اخیرش گفتم که نسرین هم گفت به همان دلایلی که از اعتراض نسبت به رای دادگاه نخستم منصرف شدم به این رای تازه نیز اعتراض نخواهم کرد چون می دانم اعمال نفوذ می شود و شرایطی حتما ایجاد می شود که تجدیدنظر عادلانه ای صورت نخواهد گرفت.»

در چند روز گذشته برخی خبرها به اشتباه پنج سال از ۱۱ سال حکم زندان نسرین ستوده را به اتهام اخیر او در مورد بی حجابی نسبت داده بودند.

نسرین ستوده روز شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ بر اساس احضاریه ای به دادسرای اوین مراجعه کرد که همانجا بازداشت و روانه زندان اوین شد. او یکشنبه ۱۹ دی ماه ۸۹ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه جمهوری اسلامی و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر به ۱۱ سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.