Monthly Archives: May 2012

Opposition Leader Mir Hossein Mousavi Urges Incarcerated Political Prisoner Mohammad Reza Motamednia to End His Hunger Strike

May 16th, 2012 – According to reports by Kaleme, two days ago, security agents accompanied opposition leader Mir Hossein Mousavi and his wife Zahra Rahnavard to visit with Zahra Rahnavard’s mother Mrs. Navab Safavi.  During this visit, Mir Hossein Mousavi was informed by one of his relatives of the hunger strike launched  by incarcerated war hero Mohammad Reza Motamednia, protesting the release of the leaders of the Green Movement.   Upon hearing the news, Mousavi reportedly asked that his greetings be forwarded to Motamednia and requested that he  put an immediate end to his hunger strike.

62 year old Motamednia, now on the 36th day of his hunger strike at Evin prison  has reportedly lost more than 30 Kilos (66 Lbs) and is suffering from severe tremors and an irregular heartbeat. It goes without saying that his dire physical condition has led to extreme concern by his family members.

Motamednia, former special adviser to Bahonar and Mousavi during the war between Iran and Iraq and right hand to the commander in chief during the 8 year holy war, launched a hunger strike on April 9th, 2012 protesting the injustices committed by the ruling government and in particular the continued illegal house arrest of Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karroubi and Zahra Rahnavard.

Since the launch of his hunger strike, Motamednia has spent 20 days in solitary confinement at Evin’s ward 240. Despite requests by many political activists, including Mir Hossein Mousavi’s daughters that he put an end to his hunger strike, Motamednia vowed to continue until either the illegal house arrest of the leaders of the Green Movement was lifted or he received a direct request by Mousavi himself.

Motamednia’s wish has finally been granted now that Mousavi has urged him to end his hunger strike having been informed of the fact after one month of complete isolation.  Hopefully this message will be forwarded to Motamendnia by the prison officials and prison guards at Evin prison in order to prevent a similar fate to that of Hoda Saber who lost his life while behind bars, despite repeated requests  by many well known figures that Saber put an end to his hunger strike.

Even though, Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavard were allowed visitation with Rahnavard’s mother following a month of complete  isolation, they have nevertheless been deprived of visiting with their daughters for two months. Their last communication with their daughters was a brief telephone call that took place more than a month ago.  In an overtly illegal act, the security apparatus in Iran continues to deprive Mousavi and Rahnavard’s daughters with visitation with their parents, denying them all communication.

Source:  Kaleme http://www.kaleme.com/1391/02/27/klm-101110/

 

 

 

دختران میرحسین همچنان از دیدار با پدر و مادر محروم اند

 

دیدار رهنورد و موسوی با مادر زهرا رهنورد/ درخواست میرحسین از معتمدنیا برای پایان اعتصاب غذا

 

اشتراک

 

 

چهارشنبه, ۲۷ اردیبهشت, ۱۳۹۱

چکیده :ماموران امنیتی دو روز پیش میرحسین موسوی و زهرا رهنورد را به دیدار خانم نواب صفوی مادر زهرا رهنورد برده بودند. میرحسین موسوی در این دیدار از سوی یکی از اقوام، از اعتصاب غذای محمدرضا معتمدنیا با درخواست آزادی رهبران جنبش سبز با خبر شد. موسوی بلافاصله از یکی از اقوام حاضر در این دیدار خواست تا سلام او به این زندانی سیاسی ابلاغ شود و از معتمدنیا خواست که به اعتصاب غذای خود پایان دهد….

 

میرحسین موسوی به محض اطلاع از اعتصاب غذای محمدرضا معتمدنیا، از او خواست به اعتصاب غذای خود خاتمه دهد.

به گزارش کلمه، ماموران امنیتی دو روز پیش میرحسین موسوی و زهرا رهنورد را به دیدار خانم نواب صفوی مادر زهرا رهنورد برده بودند. میرحسین موسوی در این دیدار از سوی یکی از اقوام، از اعتصاب غذای محمدرضا معتمدنیا با درخواست آزادی رهبران جنبش سبز با خبر شد.

 

موسوی بلافاصله از یکی از اقوام حاضر در این دیدار خواست تا سلام او به این زندانی سیاسی ابلاغ شود و از معتمدنیا خواست که به اعتصاب غذای خود پایان دهد.

 

اعتصاب غذای محمدرضا معتمدنیا وارد سی و ششمین روز خود شده است. وی در این مدت بیش از ۳۰ کیلو کاهش وزن داشته، دچار رعشه های شدید و ضربان قلب نامنظم شده و خانواده و نزدیکانش به شدت نگران سلامتی وی هستند.

این زندانی سیاسی ۶۲ ساله که هم اکنون در بند ۳۵۰ اوین زندانی است، سابقه مشاورت ویژه شهیدان رجایی و باهنر و مهندس موسوی در زمان جنگ و مسئولیت در بخش پشتیبانی ستاد فرماندهی کل قوا در دوران دفاع مقدس را در کارنامه خود دارد. او در ۲۱ فروردین ماه اعلام کرد که در اعتراض به همه ظلم های حاکمیت و به طور مشخص حبس خانگی موسوی و کروبی و رهنورد، اعتصاب غذا می کند.

 

معتمدنیا از آن زمان تا امروز در اعتصاب غذا بوده و ۲۰ روز از این مدت را هم در یک سلول انفرادی در بند ۲۴۰ اوین گذرانده است. بسیاری از فعالان و زندانیان سیاسی، و نیز دختران مهندس موسوی، در این مدت به وی پیام داده بودند که به اعتصاب غذای خود خاتمه دهد. اما او ضمن تشکر از ایشان، تاکید کرده بود که تنها با شکسته شدن حصر و یا پیام نخست وزیر امام حاضر است اقدام اعتراضی خود را متوقف کند.

 

اکنون این خواسته او محقق شده و میرحسین در ملاقاتی که پس از یک ماه بی خبری داشته، از خبر اعتصاب معتمدنیا مطلع شده و به او پیام داده که به اعتصابش خاتمه دهد.

 

انتظار می رود زندانبانان و مسئولان امنیتی نیز در انتقال این پیام به این زندانی سیاسی تعلل نکنند تا اتفاق ناگوار مشابهی که در خصوص هدی صابر افتاد و ممانعت از رسیدن درخواست برخی بزرگان به وی در خصوص شکستن اعتصاب غذا، در نهایت به حادثه ای جبران ناپذیر ختم شد، این بار درباره معتمدنیا تکرار نشود.

 

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در حالی پس از حدود یک ماه بی خبری به ملاقات مادر زهرا رهنورد برده شده اند که از آخرین ملاقات آنها با دختران بیش از دو ماه و از آخرین تماس تلفنی آنها بیش از یک ماه می گذرد. ماموران امنیتی در اقدامی آشکارا غیر قانونی، دختران موسوی و رهنورد را از ملاقات با پدر و مادرشان منع کرده و گفته اند که آنها از ملاقات با پدر و مادر خود محروم هستند.

 

Advertisements

Ardeshir Amir Arjomand Congratulates Francois Hollande on Winning French Presidency

Ardeshir Amir Arjomand, spokesperson for the Coordination Council for the Green Path of Hope while congratulating Francois Hollande on winning the French presidency, expressed optimism that France would support the further development of peace and democracy across the globe and the international efforts to avoid war in the region and resolve the nuclear issue with Iran in a peaceful manner.

France’s socialist party has consistently supported Iran’s democracy seeking Green movement and its struggle to establish justice and uphold human rights in Iran, demanding that all political prisoners and in particular the leaders of the Green Movement, Mousavi, Karroubi and Rahnavvard be released.

Francois Hollande won the French presidency last week with approximately 52% of the votes in the second round of the presidential elections in France.

 

 

تبریک سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید به رئیس‌جمهور منتخب فرانسه

اشتراک
یکشنبه, ۲۴ اردیبهشت, ۱۳۹۱

چکیده :اردشیر امیرارجمند، سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، ضمن تبریک به آقای فرانسوا اولاند برای موفقیت در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری، ابراز امیدواری کرد که فرانسه از تلاش های بین المللی برای رفع سایه جنگ از منطقه و حل مسالمت آمیز و عزتمند پرونده ی هسته ای ایران و همچنین توسعه صلح و دموکراسی در جهان پشتیبانی و حمایت کند….

سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید در پیامی به رئیس جمهوری منتخب مردم فرانسه، این انتخاب را به وی تبریک گفت.

به گزارش کلمه، اردشیر امیرارجمند ضمن تبریک به آقای فرانسوا اولاند برای موفقیت در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری، ابراز امیدواری کرد که فرانسه از تلاش های بین المللی برای رفع سایه جنگ از منطقه و حل مسالمت آمیز و عزتمند پرونده ی هسته ای ایران و همچنین توسعه صلح و دموکراسی در جهان پشتیبانی و حمایت کند.

حزب سوسیالیست فرانسه تاکنون بارها از جنبش دموکراسی خواهی ایرانیان و مبارزه برای برقراری موازین عادلانه و حقوق بشری در ایران حمایت کرده و خواستار آزادی زندانیان سیاسی به ویژه رهبران جنبش سبز، موسوی، کروبی و رهنورد شده است.

فرانسوا اولاند هفته گذشته با کسب حدود ۵۲ درصد آرا توانست در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه بر نیکولا سارکوزی رئیس جمهوری پیشین پیروز شود.


Concerns Rise As Incarcerated Human Rights Activist Narges Mohammadi’s Health Deteriorates Behind Bars

May 10th, 2012 – Taghi Rahmani, the husband of incarcerated human rights activist Narges Mohammadi has informed BBC Farsi that in a brief telephone conversation with her family, Mohammadi informed them of the recurrence of her paralysis.  According to Rahmani, after speaking to her children, Mohammadi spoke with her mother-in-law, informing her that on the evening of Sunday May 6th, 2012 she became dizzy, falling to the ground several times and on one occasion even banged her head on the floor.

Rahmani stated that Mohammadi who began serving her prison sentence at Evin two weeks ago, has once again been interrogated.  Rahmani who himself currently lives abroad claimed that Mohammadi’s latest interrogation is nothing but a pressure tactic and no different than “hostage taking”.

Rahimi added that his wife suffered from neurological shock in the aftermath of the 2009 mass arrests and it took months of treatment in order to cure her from her paralysis.  This latest arrest and interrogation process has led to the recurrence of her condition.

Mohammadi Deputy Director and spokeswoman for the Defenders of Human Rights Center and Chairperson to the Executive Board of the National Peace Council was arrested by security agents on Saturday April 21st 2012 at her father’s house in Zanjan and transferred to Evin prison in Tehran.

In May 2009, Mohammadi was summoned to the 4th branch of the Revolutionary Court as a result of her membership in the Defenders of Human Rights Center (DHRC).  After defending her case in court she was released on 40,000 USD bail. She was once again arrested by security agents at her residence in the middle of the night on June 9th of the same year and released after one month in prison.

Those close to Mohammadi report her physical condition as alarming and Rahmani has also expressed concern regarding their two young twins that have been forced to live without their mother.

Source: Kaleme: Source: Kaleme http://www.kaleme.com/1391/02/21/klm-100555/

وضعیت جسمی نگران‌کننده‌ ی نرگس محمدی

همسر نرگس محمدی: فشارهای دوباره در بازجویی مصداق گروگانگیری است+ گزارش تصویری

پنجشنبه, ۲۱ اردیبهشت, ۱۳۹۱

چکیده :خانم محمدی در تماسی با خانه پس از گفت و گو با فرزندانش با مادر آقای رحمانی صحبت کرده و گفته است که یکشنبه شب (۱۷ اردیبهشت) “چندین بار حالش بهم خورده و به زمین افتاده است و یک بار نیز سرش با زمین برخورد کرده است.”…

تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، فعال حقوق بشر که در زندان به سر می برد، می گوید که همسرش در تماس تلفنی با خانواده اش از بازگشت بیماری عصبی و فلج عضلانی اش خبر داده است.

رحمانی در گفت و گویی با بی بی سی گفته است که خانم محمدی در تماسی با خانه پس از گفت و گو با فرزندانش با مادر آقای رحمانی صحبت کرده و گفته است که یکشنبه شب (۱۷ اردیبهشت) “چندین بار حالش بهم خورده و به زمین افتاده است و یک بار نیز سرش با زمین برخورد کرده است.”

به گفته آقای رحمانی خانم محمدی که برای اجرای حکمش از حدود دو هفته پیش در زندان به سر می برد، دوباره تحت بازجویی قرار گرفته است

.

آقای رحمانی که اکنون در خارج از ایران به سر می برد، گفت که خانم محمدی را برای زیر فشار قرار دادن او دوباره بازجویی کرده اند که به گفته او مصداق “گروگانگیری” است

.

آقای رحمانی گفت که همسرش در جریان بازداشتش در سال ۱۳۸۹ دچار شوک عصبی شده بود که ماه ها طول کشید مداوا شود و حالا به گفته او با بازداشت و بازجویی مجدد او، دوباره دچار این بیماری شده است.

دادگاه انقلاب، خانم محمدی را به اتهام “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” و “اجماع و تبانی علیه امنیت ملی” ابتدا به یازده سال و سپش در دادگاه تجدید نظر به ۶ سال زندان محکوم کرد.

نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و رئیس هیئت اجرایی شورای ملی صلح که به گفته اطرافیانش “وضعیت جسمی نگران‌کننده‌ای” دارد، روز شنبه، دوم اردیبهشت، توسط ماموران امنیتی در خانه پدری اش در زنجان بازداشت شد و به زندان اوین در تهران منتقل شد.

او در اردیبهشت سال ۱۳۸۹به دلیل عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر به شعبه ۴ دادگاه انقلاب احضار و پس از چند جلسه دفاع برای وی قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی صادر شد؛ اما در تاریخ ۲۰ خردادماه سال همان سال توسط مأموران امنیتی، شبانه و در منزل خود بازداشت شد و بعد از گذشت یک ماه آزاد شد.

آقای رحمانی پیشتر درباره دو فرزند خردسالش گفته بود که وضعیت آنها مناسب نیست و اعضای خانواده از آنها نگهداری می‌کنند.


Harassment of Opposition Leader Mir Hossein Mousavi’s Family Members Reaches an All Time High

May 9th, 2012  [Kaleme]  Fifteen months after the illegal house arrest of opposition leader Mir Hossein Mousavi and his wife Zahra Rahnavard, pressure on their family members continues to increase, while they both remain incommunicado.

The latest reports from Tehran point to the fact that while Mousavi and Rahnavard’s daughters have been deprived of any communication with their parents for approximately two months, psychological pressure and harassment of the family members has reached an all time high as the security apparatus in Iran continues to publish lies, to threaten and wreak havoc on their lives.

The publication of lies and contradictory information regarding Mousavi’s health is one of of many recent instances of harassment towards his daughters, who have been repeatedly fed false reports regarding their parents’ well being over the past few months; reports that were dismissed by the daughters once they were finally allowed to visit with their parents during Persian New Year.

The psychological pressure on Mir Hossein Mousavi’s daughters continued even after the Persian New Year, when rumors began to circulate regarding Mousavi’s supposed illness and subsequent admission to a hospital, leading to extreme concern by his family members.  To add insult to injury, throughout this time, Mousavi’s daughters have been deprived of all communications with their parents. Despite their repeated efforts to obtain any information regarding the validity of such rumors, their questions and inquiries were ignored by the authorities, until such time as four of Mousavi and Rahnavard’s distant relatives were finally allowed to visit with them under the condition that the daughters would not be informed of such visit.

It looks as though the same psychological tactics have been used on Mousavi and Rahnavard, feeding them with lies regarding political issues and matters related to their family members and their health and well being.  Furthermore, security forces have explicitly stated that the reason why the daughters have been deprived of seeing their parents is because of the articles they have published after such visits, despite the fact Mousavi’s daughters have been very careful to disclose very little information following these visits.  The security apparatus have repeatedly used such illegal measures as a means to punish Mousavi’s daughters. They have even gone as far as asking the daughters to express regret regarding publishing news about their parents in order for the situation to perhaps improve.

In the past year Mousavi’s daughters have been followed, they have been put under surveillance, their conversations have been taped and they have been interrogated numerously even while inside taxi cabs. On each occasion, security agents have threatened Mousavi’s daughters and used foul language when addressing them. In addition to Mousavi’s daughters, other family members have also been exposed to such harsh behavior and in some cases the authorities have gone as far as  confiscating their passports and depriving them from leaving the country.

In addition to threatening Mousavi’s family members, the security apparatus in charge of Mousavi and Rahnavard’s illegal house arrest have explicitly stated that they are not to be held responsible for the heath and well being of their prisoners for only one thing is of importance to them: “to protect the regime at any cost!” The ruling establishment has yet to explain how an individual who led the government during eight of the most difficult years in the history of our country, an individual arrested without any regard for his legal rights, despite the fact that his arrest has been condemned by a number of Grand Ayatollahs as having been illegal and against our religious beliefs, can continue to be held under house arrest. Ironically they deliver the worst blow to the regime with this type of behavior while claiming their devotion to its protection.

Akhtar street and the narrow dead-end alley where Mousavi’s residence is located is now removed from site by two, tall and thick security walls guarded by the IRGC.  Mousavi’s residence is in the vicinity of one of the IRGC’s security bases and a number of other security related entities and it goes without saying that Mousavi and Rahnvard’s isolation only further increases concerns for their well being.

 

Source: http://www.kaleme.com/1391/02/20/klm-100484/ 

 

 

زندانبان‌ها: برای ما فقط یک چیز مهم است، حفظ نظام به هر قیمت

تشدید فشارهای روانی و آزار و اذیت خانواده موسوی/ یک ماه بی‌خبری دختران از میرحسین و رهنورد

 

چهارشنبه, ۲۰ اردیبهشت, ۱۳۹۱

 

چکیده :در حالی که مدت زمان بی خبری فرزندان مهندس موسوی از پدر و مادرشان به حدود دو ماه رسیده، آزار و اذیت روحی و روانی آنها نیز شدت گرفته و ارائه اخبار دروغ، تهدیدها و ایجاد مزاحمت ها برای زندگی آنها به اوج رسیده است. شدت بخشیدن به ارائه اطلاعات دروغین و ضد و نقیض درباره سلامتی میرحسین، از جمله جدیدترین مصادیق آزار و اذیت دختران موسوی و رهنورد بوده است….

 

در پایان پانزدهمین ماه بازداشت خانگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، گزارش های رسیده به کلمه حاکی از تشدید فشارها بر خانواده ایشان و ادامه محدودیت مطلق ارتباطی ایشان با دخترانشان است.

 

به گزارش کلمه، در حالی که مدت زمان بی خبری فرزندان مهندس موسوی از پدر و مادرشان به حدود دو ماه رسیده، آزار و اذیت روحی و روانی آنها نیز شدت گرفته و ارائه اخبار دروغ، تهدیدها و ایجاد مزاحمت ها برای زندگی آنها به اوج رسیده است.

شدت بخشیدن به ارائه اطلاعات دروغین و ضد و نقیض درباره سلامتی میرحسین، از جمله جدیدترین مصادیق آزار و اذیت دختران موسوی و رهنورد بوده است؛ به طوری که در چند ماه اخیر بارها اخبار و اطلاعات غلط در این باره به خانواده منتقل شده بود که همگی در دیدار نوروزی با مهندس موسوی و دکتر رهنورد تکذیب شد.

 

اما در مدت پس از آن، این شایعه پراکنی ها باز هم ادامه داشته و در یک مورد با ادعای بستری شدن میرحسین موسوی به علتی نامعلوم در بیمارستان همراه بوده است؛ موضوعی که نگرانی شدید خانواده موسوی را به دنبال داشته و آنها را نسبت به احتمال سوء قصد به ایشان در وضعیت حصر و بازداشت و بی خبری، بیمناک ساخته است.

 

در مورد اخیر، پس از قطع کامل ارتباطات از ابتدای نوروز به این سو، با هدف وارد ساختن فشار روانی مضاعف به دختران، نیروهای امنیتی شروع به پخش خبر بیماری میرحسین کردند. آنها بعد از مدتها ایجاد دل نگرانی شدید و بی پاسخ ماندن جست و جوهای مکرر اقوام موسوی و خود دختران و ایجاد فضای بسیار آزار دهنده در خانواده، سرانجام به چهار نفر از اقوام دور این خانواده اجازه ملاقات دادند، با این شرط که “فرزندان نباید متوجه شوند”!

 

آنها همچنین تهدید کرده اند که هیچ خبری درباره این دیدار منتشر نشود، و گفته اند که ابراز نگرانی دختران راجع به پدر و مادرشان “به ضرر کشور است.” این در حالی است که خود از دو ابزار ایجاد نگرانی و سپس بی خبری برای شکنجه و آزار روانی این خانواده و وادار کردن آنها به پذیرش محدودیت ها استفاده می کنند، و در عین حال توضیح نمی دهند که اعلام وضعیت سلامتی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد چه خطری برای اقتدار نظام می تواند داشته باشد. یا از سوی دیگر اگر بناست ارتباط با این دو همچنان با محدودیت و دشواری کنونی همراه باشد، چرا دستگاه های حکومتی تلاش می کنند با پخش مصاحبه، خبر و عکس دروغین ادعا کنند که آنها آزادند و نظام از روی رافت اسلامی به نگهداری ایشان در وضعیت ویژه می پردازد!

 

بر اساس این گزارش، این روش شکنجه روحی و ارائه انبوه اطلاعات دروغ در مورد دختران در زمینه مسائل سیاسی، خانوادگی و سلامتی آنان، متقابلاً برای میرحسین و همسرش نیز انجام گرفته؛ که باعث نگرانی این پدر و مادر دربند در مورد فرزندانشان شده است. ماموران امنیتی همچنین به صراحت به فرزندان موسوی و رهنورد اعلام می کنند که علت جلوگیری از ملاقات و تماس و کسب اطلاع آنها از پدر و مادر، اطلاع رسانی درباره گوشه ای از این وضعیت بوده است. آنها از این رفتارهای غیر قانونی به عنوان تنبیه یاد می کنند و حتی در یک مورد از دختران موسوی خواسته اند که از رفتار خود ابراز پشیمانی کنند تا اوضاع بهتر شود.

این در حالی است که همزمان در طول سال گذشته دختران موسوی با تعقیب و مراقبت های شدید، شنود و کنترل آشکار و پنهان مکالمات و ارتباطات خود، بازجویی های متعدد حتی در خودروهای تاکسی تلفنی، و مزاحمت های خاص و عجیب امنیتی که غالبا با تهدید و به کار بردن لحن و الفاظ زشت و تهدید های مکرر جانی و مادی دیگر همراه بوده، رو به رو بوده اند. دامنه این آزار و اذیت ها علاوه بر دختران میرحسین، به سایر اقوام نیز کشیده شده است و در خصوص آنها به طور گسترده ای اقدام به ممنوع الخروجی و ضبط پاسپورت به همراه رفتار خشن امنیتی صورت گرفته است.

 

زندانبانان همچنین در موارد متعددی ضمن تهدیدها به صراحت به آنها اعلام کرده اند که مسئولیتی در برابر سلامتی زندانیان خود ندارند و برای آنها تنها یک چیز مهم است: حفظ نظام به هر قیمت! آنها توضیح نداده اند که چگونه کسی را که هشت سال در سخت ترین دوران سکاندار دولت این نظام بوده، در حالی که بازداشت او علاوه بر نداشتن مبنای عقلی و حقوقی حتی از سوی چند مرجع تقلید غیر شرعی و غیر قانونی خوانده شده، همچنان در بازداشت نگه می دارند و با این رفتار بدترین ضربه را به نظام مورد نظر خود وارد می سازند و همزمان ادعای حفظ آن را مطرح می کنند.

 

در حال حاضر حدود دوماه است که فرزندان موسوی هیچ خبر تایید شده ای از پدر و مادرشان ندارند و پس از ملاقات چند ساعته نوروزی و نیز تماس محدود تلفنی، هیچ ملاقات یا تماسی حتی برای یک لحظه با آنها نداشته اند. در حالی که میرحسین و رهنورد در دیدار کوتاه نوروزی خود بر سلامتشان تاکید کرده اند، خانواده آنها با شایعه پراکنی هایی از سوی زندانبانان و ماموران امنیتی رو به رو بوده اند که به نگرانی درباره سلامتی ایشان منجر شده است.

 

محل بازداشت موسوی و رهنورد در فضای کاملا محافظت شده ی خیابان پاستور و در بن بست باریک اختر، با دو در بلند و قطور و موانع امنیتی کنترل شونده توسط سپاه، از چشم عابران پنهان تر از قبل شده است. این خانه در همسایگی یکی از پایگاههای حفاظت اطلاعات سپاه و چند نهاد امنیتی دیگر قرار دارد و ایزوله بودن شدید آنها در حالت عادی نیز خود به تنهایی موجب نگرانی بیش از پیش این خانواده است.

 


Ardeshir Amir Arjomand: The green movement welcomes a detente consistent with Iran’s national interests

May 5th, 2012 [Kaleme]- According to Ardeshir Amir Arjomand, senior adviser to Mir Hossein Mousavi and the spokesperson for the Coordination Council for the Green Path of Hope, if the authorities of the ruling government of Iran would be courageous, in lieu of putting their trust in foreign states and entering into negotiations with them, they would trust the people of Iran, listen to the demands of their critics and engage in dialogue rather than placing them behind bars.

In an interview with Kaleme, while supporting an open and transparent dialogue and negotiations designed to lift sanctions and to resolve the nuclear issue, Amir Arjomand warned that the threat of war and economic sanctions adversely effect the long term economic fundamentals of our nation and will have a negative impact on the day to day lives of ordinary Iranians, particularly those who are low income such as blue collar workers, farmers and teachers.

While reiterating that the Green Movement welcomes the easing of tensions with the international community, Amir Arjomand clarified that escalation of international tensions is contrary to Iran’s national security and national interests and an obstacle to the natural progression of its democracy seeking movement. Amir Arjomand added that only those who have set their hopes on change through foreign intervention welcome any escalation with the international community and it goes without saying that they have little public support inside Iran.

The full content of the interview with Ardeshir Amir Arjomand is as follows:

What is the position of the Green Movement vis-a-vis the recent negotiations by the ruling government with the West? What has the position of the leaders of the Green Movement been regarding this issue? How can we avoid the risk of war and sanctions?

As emphasized repeatedly, territorial integrity, political independence, a focus on our national interests coupled with freedom, justice and ensuring continued progress are the fundamental principles of the Green Movement. The leaders of the Green Movement have explicitly stated in the charter of the Green Movement that they support an honorable foreign policy based on a transparent dialogue that rejects adventurous and populist diplomacy and further enhances the dignity of the historic and grand nation of Iran. To this end, they will support any efforts taken in this direction.  The Green Movement has consistently called for the easing of tensions with the international community.  Our international disputes should be resolved through dialogue and transparent and dignified negotiations.

We must all defend the peaceful resolution of the nuclear issue.  We must support reasonable measures to avoid the risk of war. We must support and demand the lifting of sanctions. the threat of war and economic sanctions adversely effect the long term economic fundamentals of our nation and will have a negative impact on the day to day lives of ordinary Iranians, particularly those who are low income such as blue collar workers, farmers and teachers. Furthermore, it will have a long term,  negative impact on our country’s economic fundamentals.  Issues such as the risk of war, economic sanctions and our country’s position in the international stage are not limited to an individual, group, political party or particular faction.  These issues effect each and every one of us and are integral to our national security.

 It looks as though the ruling government and its opponents, a large segment of whom are supporters of the Green Movement, disagree on the definition of national interests.  Furthermore, we have also witnessed a duality regarding the direction of our foreign policy amongst the ranks of the ruling government. What in your opinion is causing such a schism  in the area of national security and national interests?

If we look at the situation from a glass half full perspective, the contradictory positions in this area are a result of the differences of opinion in the ruling government’s analysis and evaluation of the capabilities, possibilities and risks associated with the Green Movement.  One cannot however, underestimate the role and personal agenda of the powerful entities within the government.  Unfortunately those in power can at times place their personal interests before our national interests and they use this power to align our security and national interests with their personal agenda.

At times when negotiating with foreign states, these entities engage in destructive competition amongst themselves, or seek to disrupt or ensure the failure of such negotiations.  We have witnessed such a situation in a number of our relationships with the West.

In principle what individual, group or entity is responsible for defining national interests so that this type of dilemma can be avoided?  What if the ruling government were to provide a unilateral declaration of sovereignty and national interests without regard for the opinion of their opponents?

 

National unity is formed in part through national security and national interests.  As a result it is important that a consensus be reached in this area.  That is why in democratic societies, the ruling government defines such policies through the active and responsible participation of parties that are not in power, opponents, civil societies and the academia.  In contrast, in authoritarian countries, the ruling government monopolize the definition of national security and national interests. They view citizens as outsiders and only allow individuals, groups and entities that support them to provide any input or opinion regarding this issue. In the absence of an independent press and a national broadcasting station (IRIB) that is completely under their control we witness a one way communication that is void of any healthy, responsible, free dialogue.

Contrary to the expectations of the authoritarian government of Iran, unfortunately in the long term, this type of behavior will only lead to failed policies in the area of national security and national unity.  We have at times witnessed authoritarian government agencies illegally prohibiting any type of dialogue in certain subject matters such as the nuclear issue, mass executions, torture in prisons, the rigged elections and even matters such as presenting economic figures and forecasts and as of late the issue of the effects of international economic sanctions on our economy – falsely accusing both our citizens and the press of violating the law and using it as an excuse to punish them.

These gentlemen believe that by presenting false figures, they will resolve the economic challenges facing our nation. They are under the impression that if all government officials and the IRIB (national broadcasting station) announce that international sanctions have had no effect what so ever, then the world will believe their statement. As though there is no other way to access and determine the real truth.

These methods will not lead to any results and the leaders of the Green Movement tried to compassionately warn the ruling government of the consequences of such policies.  Unfortunately, rather than heeding their warnings, they instead chose to incarcerate them, depriving them of their basic human rights.

We witnessed a similar schism in the judgments made by the ruling authorities regarding diplomatic efforts during the reform years versus the current government. Is that not true?

Yes and our citizens and the academia will compare our foreign policy during the reform years versus today and will come to their own conclusions.  The highest ranking officials in Iran must answer to the nation when it comes to the results of their adventurous international policies. They must explain why they are doing everything in their power to condemn the foreign policy implemented during the reform years when in reality their position vis-a-vis the international community is extremely weak today.

You mentioned that the Green Movement supports an easing of tensions with the international community that is inline with our dignity and national interests.  How does the criticism of the ruling government’s foreign policy effect the Green Movement’s political demands inside Iran?  Are you not worried that such a support may be used by the ruling government to paint the Green Movement as compromising with foreign states while seeking to overthrow the government?

A detente of sorts is a positive thing, both from an international point of view and with regards to our domestic affairs. Unfortunately it looks as though the totalitarian government has more problems with Messrs. Mousavi and Karroubi than with those they have referred to as enemies for years; for they are willing to enter into a dialogue and negotiate with such enemies and at minimum agree to some of their demands. In contrast they refuse to enter into any dialogue with their domestic critics nor will they accept their legitimate demands, but rather continue to hold them under illegal house arrest.

I suggest that they have the courage to at minimum trust our people in the same manner they have trusted foreign states. As Mir Hossein Mousavi stated in his statement number 17, they must change their methods and policies so that the country can return to its natural state.  Let us not forget that dignified policies in the international arena will lead to a decrease in tensions inside our boarders. Implying that reconciliation with the west is tantamount to desiring the overthrowing of the ruling establishment does not solve any of the real challenges we face.

There are those who believe that foreign pressure in the form of sanctions and the possibility of war may in the end be beneficial to democracy. It looks as though it is your opinion that the leaders of the Green Movement do not agree with this point of view.  How will the easing of international tensions impact the green movement and the achievement of democracy?

As I mentioned previously our national security and national interests have priority over everything and a de-escalation in the international arena will only strengthen them.  It goes without saying that eliminating the threat of war and the lifting of sanctions will have a positive impact on the democracy seeking Green movement in Iran. The authoritarian government is grappling with illegitimacy and the inefficiency of its policies and as a result seeks to create a crisis in order to avoid taking responsibility for these failed policies.  They have created a highly restricted political and societal climate. They avoid the rule of law, stifle freedom, while refusing to react to a crisis and accept a sense of responsibility towards our nation.  These types of governments seek to create an ongoing crisis that in itself is undoubtedly a form of dictatorship.   Unfortunately such rulers do not learn from history or they would realize that they may be able to create a crisis but will never be able to guarantee that it will end at their command.  This is particularly true in the international arena where resolving a crisis may be outside their influence, leading to  irreparable damages.

The resolution of the  international crisis will lead to more pressure on the authoritarian government to meet the legitimate demands of the people and will provide our citizens with more time to further strengthen the networks and plans designed to achieve their demands. The escalation of international tensions is contrary to Iran’s national security and national interests and an obstacle to the natural progression of its democracy seeking movement. Those who have set their hopes on change through foreign intervention welcome any escalation with the international community and it goes without saying that they have little public support in Iran.

What is your assessment of the current status of the democracy seeking movements in the region?

All democratic movements in the region seek freedom and are fighting corruption with the goal to establish a healthy and effective system of government.  It is our duty to support all democracy seeking movements in the region.  We must support the brave movement of the people of Bahrain and Syria.  In my opinion the unconditional support of Bashar-al- Asad  by the authoritarian government of Iran cannot be justified neither from a human, nor a  national perspective. This type of behavior will only harm our long term interests in the region.  

Source:  http://www.kaleme.com/1391/02/13/klm-99828/

اردشیر امیر ارجمند: از تنش‌زدایی استقبال می‌کنیم، به شرط رعایت عزت و منافع ملی

اشتراک

چهارشنبه, ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۹۱

چکیده :همه ما باید از حل و فصل مسالمت آمیز و عزت مندانه پرونده هسته ای دفاع کنیم. باید از اقدامات عاقلانه در جهت دفع خطر جنگ حمایت کنیم. از لغو تحریم ها دفاع کنیم و خواستار لغو این تحریم ها باشیم. خطر جنگ و تحریم اقتصادی اثر خود را بر زندگی روزمره مردم ایران به ویژه طبقات کم درآمد مانند کارگران، کشاورزان و معلمان می گذارد. به علاوه، بنیان های اقتصادی کشور را تحت تاثیر منفی و دراز مدت قرار می دهد. مسائلی مانند خطر جنگ، تحریم اقتصادی و جایگاه کشور در جامعه بین المللی، مسائل مربوط به منافع فرد، گروه یا حزب و جناح خاصی نیست….

اردشیر امیر ارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی، معتقد است که سران حاکمیت فعلی اگر شجاعت داشته باشند، به همان اندازه که به بیگانگان اعتماد می کنند و با آنها وارد مذاکره و مصالحه می شوند، باید به مردم هم اعتماد کنند و پاسخ منتقدین داخلی خود را به جای زندان، با گفت و گو بدهند.

سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید در گفت و گو با کلمه همچنین ضمن حمایت از گفت و گو و مذاکرات شفاف و عزت مند برای لغو تحریم ها و حل و فصل مسالمت آمیز پرونده هسته ای، هشدار می دهد که خطر جنگ و تحریم اقتصادی اثر خود را بر زندگی روزمره مردم ایران به ویژه طبقات کم درآمد مانند کارگران، کشاورزان و معلمان می گذارد و بنیان های اقتصادی کشور را تحت تاثیر منفی و دراز مدت قرار می دهد.

وی با تاکید بر استقبال جنبش سبز از تنش زدایی در عرصه بین المللی، تصریح می کند که تشدید بحران های بین المللی مغایر منافع و امنیت ملی کشور و روند پیشرفت طبیعی جنبش دمکراسی خواهی در ایران است و تنها آنها که برای تغییرات دل به خارج از مرزها دوخته اند، از تشدید بحران بین المللی استقبال می کنند که البته آنها هم پایگاه مردمی قابل اعتنایی در داخل ندارند.

مشروح گفت و گوی کلمه با دکتر اردشیر امیر ارجمند در ادامه می آید:

آقای امیر ارجمند، دیدگاه جنبش سبز نسبت به تحرکات اخیر حاکمیت برای مذاکره و تفاهم با کشورهابی غربی چیست؟ موضع رهبران جنبش چه بوده و به اعتقاد شما چگونه باید خطر جنگ و تحریم را از کشور دور ساخت؟

همانطور که مستمرا مورد تاکید قرار گرفته است، تمامیت ارضی، استقلال سیاسی، منافع ملی، در کنار آزادی، عدالت و توسعه از اصول بنیادین جنبش سبز است. رهبران جنبش سبز در منشور این جنبش صراحتا اعلام کرده اند که خواهان سیاست خارجی عزت مند مبتنی بر تعامل شفاف با دنیا و طرد دیپلماسی ماجراجویانه و عوام فریبانه و ارتقاء شان ملت تاریخی و بزرگ ایران هستند و از اقداماتی که در این جهت انجام شود استقبال می کنند. جنبش سبز همواره خواستار تنش زدایی در عرصه بین المللی بوده است. اختلافات بین المللی کشور باید از طریق گفت و گو و مذاکرات شفاف و عزت مند حل و فصل شود.

همه ما باید از حل و فصل مسالمت آمیز و عزت مندانه پرونده هسته ای دفاع کنیم. باید از اقدامات عاقلانه در جهت دفع خطر جنگ حمایت کنیم. از لغو تحریم ها دفاع کنیم و خواستار لغو این تحریم ها باشیم. خطر جنگ و تحریم اقتصادی اثر خود را بر زندگی روزمره مردم ایران به ویژه طبقات کم درآمد مانند کارگران، کشاورزان و معلمان می گذارد. به علاوه، بنیان های اقتصادی کشور را تحت تاثیر منفی و دراز مدت قرار می دهد. مسائلی مانند خطر جنگ، تحریم اقتصادی و جایگاه کشور در جامعه بین المللی، مسائل مربوط به منافع فرد، گروه یا حزب و جناح خاصی نیست. این مسائل مربوط به منافع و امنیت ملی است. یعنی منافع جمعی همه مردم ایران و همچنین منافع تک تک آنها.

ظاهرا حاکمیت و منتقدانش که بخش اعظم آنها جزو هواداران جنبش سبز به شما می روند، بر سر تعریف منافع ملی اختلاف نظر دارند. از سویی، گاهی دوگانگی هایی هم در درون حاکمیت درباره جهت گیری های سیاست خارجی دیده می شود. به نظر شما چه عواملی در اتخاذ جهت گیری های متفاوت در حوزه امنیت و منافع ملی موثر است؟

در وضعیت خوشبینانه، تفاوت در جهت گیری در این حوزه، ناشی از تفاوت در تحلیل و ارزیابی از امکانات، توانایی ها، فرصت ها و خطرات و عواملی از این جنس است. اما در کنار آن همیشه نقش کانون های قدرت و منافع آنها عنصر مهمی بوده است.

متاسفانه گاهی کانون های قدرت منافع خود را بر منافع ملی ترجیح می دهند و اگر قدرت را در دست داشته باشند، سعی می کنند با استفاده از ابزارهایی که در اختیار دارند، منافع ملی و امنیت ملی را منطبق با منافع خود تعریف کنند. گاهی این کانونهای قدرت در مذاکره با طرف مقابل به رقابت مخرب با یکدیگر می پردازند یا سعی در شکست مذاکرات می کنند. در رابطه بین ایران و غرب، ما شاهد این وضعیت در برخی از موارد بوده ایم؛ هم در ایران و هم در برخی کشورهای غربی.

اساسا چه کس یا گروه یا نهادی منافع ملی را تعریف می کند یا باید تعریف کند تا این مسائل پیش نیاید؟ اگر حاکمیت یکجانبه تعریف خود از امنیت و منافع ملی را پیگیری کند و کاری به نظر مخالفان نداشته باشد چطور؟

امنیت و منافع ملی از مواردی است که بخشی از همبستگی ملی حول آن شکل می گیرد. لذا لازم است در خصوص آنها اجماع سازی صورت گیرد. به همین جهت در جوامع دموکراتیک، معمولا دولت حاکم این مفاهیم را با مشارکت دادن مسئولانه احزاب خارج از قدرت، منتقدین، جوامع مدنی و نخبگان انجام می دهند. اما در کشور های اقتدارگرا، حاکمان تعریف امنیت و منافع ملی را در انحصار مطلق خود می دانند. مردم را نامحرم می دانند. فقط اشخاص، نهادها یا گروهایی که از آنها دفاع و حمایت می کنند امکان و اجازه اظهار نظر در این موارد را دارند. در غیاب مطبوعات آزاد، صدا و سیما و وسایل ارتباط جمعی تحت اختیار آنها، تک صدایی را حاکم می کنند و اجازه هرگونه تعامل و گفت و گوی آزاد، سالم و مسئولانه را از بین می برند.

این گونه رفتارها بر خلاف انتظار اقتدارگرایان متاسفانه در دراز مدت موجب آسیب پذیری و شکننده شدن امنیت ملی و همبستگی ملی می شوند. دیده ایم که در ایران گاهی نهادهای حکومتی از طریق غیر قانونی و اقتدارگرایانه هرگونه بحث در حوزه مشخصی را ممنوع می کنند و مطبوعات و اشخاص را به بهانه تخلف مورد مجازات قرار می دهند؛ مثل مسئله هسته ای، قتل های زنجیره ای، شکنجه در زندان ها، سلامت انتخابات، یا حتی ارائه آمار اقتصادی و در این اواخر بحث تاثیر تحریم های بین المللی بر اقتصاد کشور.

آقایان فکر می کنند با دادن آمار غلط و دروغ، مشکلات اقصادی را حل می کنند یا اگر تمام مقامات رسمی و صدا و سیما اعلام کنند تحریم های بین المللی بی اثر است و برعکس موجب تقویت اقتصاد کشور می شود، دنیا آن را باور می کند و نشانه ای دیگری برای ارزیابی وضعیت وجود ندارد.

این راه مواجه با مشکلات نیست. اینها مسائلی هستند که قبلا رهبران جنبش سبز نسبت به آنها هشدار دلسوزانه و مشفقانه داده اند. اما به جای توجه به این هشدارها، آنها را زندانی کردند و از حقوق اولیه شان هم محروم کردند.

شبیه این رفتار دوگانه را درباره قضاوت سران حاکمیت درباره دیپلماسی دولت در دوره اصلاحات و دولت فعلی هم می بینیم. اینطور نیست؟

بله، و مردم و نخبگان دو سیاست خارجی و نتایج آنها را مقایسه خواهند کرد. مسئولان عالی رتبه کشور باید در زمان خود به مردم پاسخ بدهند که سیاست های جهانی و ماجراجویی های پی در پی آنها چه دستاوردی برای کشور داشته است. و چرا تمام توان خود را در محکوم کردن سیاست خارجی دوران اصلاحات به کار می بردند اما اکنون از موضعی ضعیف تر مجبور به مواجهه با جامعه جهانی هستند؟

شما می گویید از تنش زدایی همراه با عزت و توجه به منافع ملی استقبال می کنیم. این همراهی همزاه با انتقاد در سیاست خارجی، با خواسته های سیاسی جنبش سبز در داخل چه ارتباطی پیدا می کند؟ آیا نگران نیستید که از این حمایت سوء استفاده شود و حاکمیت تاکتیک سازش در خارج و سرکوب در داخل را پیش بگیرد؟

تنش زدایی خوب است، هم در عرصه خارجی و هم در عرصه داخلی. ظاهرا متاسفانه اقتدارگرایان مشکلشان با آقای موسوی و کروبی جدی تر از آنهایی است که سالیان دراز دشمن خارجی تلقی می شوند، چون حاضرند با آنها مذاکره و مصالحه کنند و حداقل به بخشی از خواسته های آنها گردن بگذارند ولی حاضر به گفت و گو و قبول مطالبات قانونی منتقدین داخلی خود به هیچ اندازه نیستند و آنها را همچنان در زندان نگه داشته اند.

پیشنهاد من این است که شجاعت داشته باشند و حداقل همانطور که به بیگانگان اعتماد می کنند، به مردم خود نیز اعتماد کنند و همانطور که مهندس موسوی هم در بیانیه ١٧ خود گفت، روندها و روش ها را تغییر دهند تا امکان بازگشت به حالت عادی فراهم شود. یادآور می شوم که هرگونه سیاست عزتمندانه در عرصه بین المللی مبتنی بر تنش زدایی در داخل است و این فکر که با خارجی به مصالحه برسیم و داخل را سرکوب کنیم مشکلی را به صورت واقعی حل نمی کند.

برخی تصور می کنند فشارهای خارجی از نوع تحریم و شاید جنگ ممکن است در نهایت به نفع دموکراسی تمام شود. ظاهرا شما معتقدید رهبران جنبش سبز چنین نظری نداشتند. برای مفید بودن این سوی ماجرا چه دلیلی دارید؟ تنش زدایی در عرصه بین المللی چه تاثیری بر جریان دمکراسی خواهی و جنبش سبز خواهد داشت؟

همانطور که گفتم، منافع و امنیت ملی بر همه چیز اولویت دارد و تنش زدایی آن را تقویت می کند. البته دفع خطر جنگ و تحریم های اقتصادی قطعا نتایج مثبتی نیز برای حرکت دموکراسی خواهی و جنبش سبز در ایران دارد. اقتدارگرایان که دچار مشکل مشروعیت و ناکارامدی اند، به دنبال ایجاد بحران هستند. بحران به آنها فرصت می دهد از پاسخ گویی شانه خالی کنند. فضای سیاسی و اجتماعی را بیشتر ببندند، حکومت قانون و آزادی ها را نادیده بگیرند، به بهانه وضعیت اضطراری فرافکنی کنند و پاسخگو نباشند. چنین دولت هایی سعی می کنند وضعیت اضطراری مستمر ایجاد کنند که قطعا نوعی دیکتاتوری است.

متاسفانه این گونه حکمرانان از تاریخ درس نمی گیرند تا بدانند که شاید بحران به اراده آنها ایجاد شود ولی تضمینی نیست که بتوانند هر وقت تصمیم گرفتند به آن پایان دهند، به ویژه در عرصه بین المللی که خروج از بحران به دلایل غیر قابل کنترل آنها ممکن است بسیار دشوار و یا همراه با خسارت های جبران ناپذیر باشد.

به هر حال تخفیف یا رفع بحران های بین المللی موجب می شود اقتدارگرایان در حوزه داخلی تحت فشار بیشتری برای پاسخگویی به مطالبات مشروع مردم قرار گیرند و مردم فرصت بیشتری را برای تقویت شبکه ها و طرح و پیگیری مطالبات خود خواهند داشت. تشدید بحران های بین المللی مغایر منافع و امنیت ملی کشور و روند پیشرفت طبیعی جنبش دمکراسی خواهی در ایران است. تنها آنهایی که برای تغییرات دل به خارج از مرزهای کشور دوخته اند و به فکر آلترناتیوسازی مصنوعی در خارج هستند، از تشدید بحران بین المللی استقبال می کنند که البته پایگاه مردمی قابل اعتنایی در داخل ندارند.

وضعیت جنبش های دموکراسی خواهی در منطقه را چگونه می بینید؟

همه جنبشهای منطقه به دنبال آزادی، مبارزه با فساد و استقرار حکومت های سالم و کارآمد هستند. وظیفه ما حمایت از همه جنبش های دموکراسی خواه منطقه است. ما باید از مقاومت قهرمانه مردم بحرین در مقابل استبداد و تبعیض حمایت کنیم. همچنین از مقاومت مردم سوریه در استقرار حق حاکمیت مردم این کشور. به نظر من حمایت عملی بدون قید و شرط اقتدارگرایان حاکم بر ایران از بشار اسد نه از دید انسانی و نه از دید ملی قابل توجیه نیست. این رفتار منافع درازمدت ما در منطقه را با چالش رو به رو می کند.