Monthly Archives: February 2012

Opposition Leader Mir Hossein Mousavi’s Daughters Write Him A Heartwarming Letter on the Occasion of His Birthday

February 28th, 2012 – [Kaleme] On the occasion of opposition leader Mir Hossein Mousavi’s birthday and on the eve of March 1st 2012,  his daughters wrote him a heartwarming letter describing the last time they went to Akhtar street to find out about their parents’ condition and the fact that they have had no news from them for a very long period of time.  The full content of the letter as provided to Kaleme is as follows:

In the name of God the kind, merciful and ever present companion of the noble and freehearted behind bars,

“Alas…things are not what they seem

…a prison is a beautiful garden to the freedom fighters

…and torture, flogging and chains

shall not weaken human beings

rather, they are a measure of his values”

Shamloo

As we approach your birthday, it is hard to believe that a year has gone by without you; a year in which we anxiously awaited the ringing of the phone and an untraceable number, with the hope to hear your voice and have news of your well being – but alas the phone rang on only a handful of occasions, leaving us anxious and heavyhearted. During these dark and long nights we have remained patient our brave father in honor and memory of your Green, firm message of patience.  Do you recall how we always kept our promises to you? For an individual’s promise is his honor.  We remained patient and faithful, gazing at a bloody horizon  and looking forward to a sun rise that would bring with it your freedom so that you could once again join all those whose wings have been tied and believe in a God who is the most powerful and protects the beating hearts of those who crave freedom, independence and dignity for Iran.

Although you remain under house arrest in a small prison called Akhtar or perhaps in another prison whose location remains a mystery to us, you are nevertheless freehearted and free.  In these long and arduous days in which we have no news of you, let us at least fill you in on our lives. Let us tell you about a cold night last week….

We had received no news of you.  The pain of a bitter year without you had penetrated our souls and so we came on a cold night with the hope to obtain any news. We came to that melancholy and silent street. We came to Akhtar, a street that is now lifeless. We knocked but were once again told that no one by the name Mousavi lives here. Where are you then father? We cried out together. We greeted you. We cried out warm greetings from your companions with the hope that our cries would perhaps reach you from behind the walls and iron gates.  They attacked us. They held us back. On that cold night at Pastor street we held hands,  encircled the young and scared children in our arms and stood our ground.  Apart from the presence of the angry security officers, our only other witnesses were the tall, dormant sycamore trees and the frozen water canals.  Even there we heeded your words and remained patient; a bitter patience. We remained true to the lessons you had both given us over the years, for a van and no amount of tall walls, iron fences, nor iron bars installed on windows of that old house filled with memories will get in the way of your message of freedom.  No wall, iron fence, prison, threats and insults will destroy this love nor can it form a barrier against your desire for justice and peace; a desire that we all share with you.  Freedom is a anthem that flows in all of our hearts, filling the dark night and beckoning the arrival of a warm and unabated sun. 

Our beloved parents, you are our Sun and you are our Moon! During this past year you have undoubtedly been worried about us girls and it goes without saying that we have worried about you too.You are our Seven Stars, now covered by dark clouds…yet we still believe that their efforts to obscure the face of the Sun is in vain, as this is an impossibility!

Like the honorable, great men who preceded you and remained true to friendship, honor, purity, kindness and truthfulness, sacrificing their lives on the streets of our beloved land,  you too have stood firm. You never retreated from your position. You remained true to your convictions and the promise to your compatriots and to your country. 

As we approach the last month in the Persian calendar, all we have left of you is a picture hanging on the wall in a Green frame; a picture in which you and mother are holding hand.  In these days filled with questions and so much uncertainty about your true whereabouts and what is happening behind your prison walls,  we are left with the resonance of your warm voice and the promises which you steadfastly kept.  We face days filled with continuous news that only increases our concerns and it is your energy and love for our beloved country and commitment to the truth and freedom that keeps us warm.

We believe wholeheartedly and have faith in the fact that all these walls, chains and  bars will some day be broken. The day will come when singing the anthem of freedom will no longer be a sin and we will all be able to pick the fruit of our labor and patience from the tree of perseverance, sharing it with the entire world.  You, we and our companions will proclaim that this beautiful patience in the face of misfortunes will bear fruit, erasing the bitter taste of these sorrow filled days from our memories.

Our beloved and persevering mother and father, we send you a thousand greetings.

Your daughters Kokab, Zahra and Narges

February 2012

Source: Kaleme http://www.kaleme.com/1390/12/09/klm-92723/

Translator’s Note: My thanks to Tour Irani for his support and guidance in translating this piece.

بی‌خبری دختران از پدر و مادر؛ صبر می‌کنیم صبری تلخ

دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد همزمان با سالروز تولد پدرشان در یادداشتی که در آستانه یازده اسفند، سالروز تولد میرحسین موسوی نوشته اند، به بی خبری طولانی از موسوی و رهنورد پرداخته و با اشاره به آخرین باری که برای کسب خبر به بن بست اختر رفته اند، آورده اند: راستی کجایید شما؟ با هم همگی فریاد کشیدیم سلام کردیم. با هم حالمان را گفتیم که خوب است و سلام گرمی که به مهر از یاران رسیده بود فریاد کردیم با امید اینکه شاید از دیوارها و میله بگذرد و شاید آنجا باشید و بشنوید. برسرمان ریختند. نگهمان داشتند. در سرمای شب پاستور دستهایمان را بهم دادیم بچه های ترسیده کوچک را بین حلقه امان نگه داشتیم و ایستادیم.

پیش از این نیز برادر میرحسین موسوی که برای کسب اطلاع و نگران از وضعیت برادر خود به کوچه اختر رفته بود، با برخورد خشن ماموران رو به رو شده و آنها گفته بودند کسی به نام میرحسین موسوی نمی شناسند.

فرزندان میرحسین موسوی کماکان و پس از تهدید نیروهای امنیتی از تماس تلفنی و  یا ملاقات محروم هستند.

به گزارش کلمه، متن کامل این دلنوشته به شرح زیر است:

به نام خدای خوب ..خدای مهربان ، خدای همراه در لحظه لحظه های تنهایی آزادگان دربند

«،

هر چیز را

صورتِ حال،

باژگونه خواهد بود:

زندان باغِ آزاده مردم است

و شکنجه و تازیانه و زنجیر

نه وهنی به ساحتِ آدمی

که معیارِ ارزش‌های اوست »

شاملو

نزدیک تولد توست. باور مان نمی شوداین یک سال را که بدون شما سر شد. دلخوش به صدای زنگ تلفن با شماره امنیتی بی نشان که شاید صدای شما نوید سلامتیتان را بدهد و دلمان کمی آرام شود که آنهم چه انگشت شمار بودند. و دلهایمان چه فشرده و نفسهایمان چه تنگ.

این تاریک شب طولانی را به پیغام استوار سبز ” صبر و فقط صبرت ” بابای دلیر صبور بودیم. یادت هست که قول های ما به تو همیشه قول بود؟ و قول هر آدمی همه‌ی شرفش؟ صبوری کردیم با ایمان و چشم دوخته به همان افق خونین که خورشید سر زند و شما دوباره رها و آزاد باشید کنار دیگر پرنده های بال و پر بسته که خدایشان بزرگ تر از هر قدرتیست و نگه دار تمام دل های زنده و تپنده برای شکوه ، آزادی و استقلال و سربلندی ایران.

شما گرچه در حصر، در زندان کوچه اختر یا هر زندان دیگری که ما امروز نمی‌دانیم دقیق که کجایید، آزادید و آزاده. پس پدر و مادر آزاده،در این بیخبریهای تلخ طولانی ما از روزگار مان برایتان می گوییم از آنچه که گذشته است. چرا راه دور برویم از همین هفته پیش از شبی سرد می گوییم…

بازهم خبری ازشما نبود ، به جایش نگرانی و درد رسوب کرده این سال تلخ در جانمان نشسته بود. همگی آمدیم به جستجوی خبری، شب بود و سرما . بازهم این ما بودیم پرسان بر سر آن کوچه غمگین خفته، آن اختر خاموش. در زدیم بازهم گفتند که کسانی به این اسم اینجا نیستند. راستی کجایید شما؟ با هم همگی فریاد کشیدیم سلام کردیم. با هم حالمان را گفتیم که خوب است و سلام گرمی که به مهر از یاران رسیده بود فریاد کردیم با امید اینکه شاید از دیوارها و میله بگذرد و شاید آنجا باشید و بشنوید. برسرمان ریختند. نگهمان داشتند. در سرمای شب پاستور دستهایمان را بهم دادیم بچه های ترسیده کوچک را بین حلقه امان نگه داشتیم و ایستادیم. غیر از ماموران عصبانی، آن درختهای بلند خفته چنار و آب جویهای یخ زده ناظر بودند. آنجا هم صبوری کردیم. صبری تلخ. آن کار زینبی که تو گفته بودی و باور هردوی شما بود. می بینید چه خوب درسهایی که اینهمه سال داده بودید پس می دهیم؟ آخر چگونه یک ون، دیوارهای بلند و فلزی نصب شده بر ورودی آن کوچه باریک وکوچک، میله ها و آهن های جوش خورده برپنجره های آن خانه کهنه و پر از خاطره می تواند مانع رسیدن پیام آزادی شما شود که هیچ دیوار و زندان و نیروی امنیتی و تهدید و توهین و اخراج آتش این عشق را سرد نمی کند و نه می تواند سدی شود در راه خواسته های به حق و صلح طلبانه شما و ما و که آزادی سرودیست همواره رها و جاری در رگ های شب که بی وقفه روییدن آفتاب را نوید می دهد.

ماه و خورشید ما! این یک سال شما حتما دلنگران ما دختران، بلیمونداهایتان، بودید و ما هم نگران شما ،هفت خورشیدمان که ابرها ربوده بودندشان با اینهمه براین باوریم که در این یلدای روزگار خورشید وجودتان را به خیالی بیهوده به گل اندوده اند که کی تـوان اندود خورشیدی به گِل…

شما ایستادید ،سرخم نکردید. و برعهدتان با هم میهنانتان، استوار ماندید. درست مانند همان بزرگ مردمانی که برای دوستی پاکی مهر و راستی ایستادند که شهید دادند ، کف خیابانهای شهر…

اینک آخرین ماه سال رسیده است و از شما برای ما به جز عکستان در قابی سبز، بر دیوار خانه، همان که دست در دست یکدیگرید… طنین گرم صدایتان که بر سرحرفهایتان هستید در روزهایی پر از ندانستن اینکه برشما واقعا در پشت دیوارهای زندانتان چه می گذرد، روزهای خبرهایی که هریک پشت دیگری میرسند و نگران ترمان می کنند، نیروی پر مهرتان به این خاک و حقیقت و آزادیست که گرممان می‌کند.

و ما ایمان داریم و باور داریم که تمام این دیوارها و زنجیرها و میله ها روزی میشکند. آن روز که ترانه آزادی خواندن گناه نیست و شما و ما میوه صبر و ایمانمان را از درخت استقامت خواهیم چید و آن را با تمام دنیا قسمت خواهیم کرد… و ما و شما و همه یارانمان ندا میدهیم که صبر زیبا بر مصائب رفته نتیجه ای شیرین دارد و طعم تلخی های این روزگار غمبار را از خاطره ها خواهد زدود.

پدر و مادر پر استقامت از ما برشما هزار درود

کوکب، زهرا، نرگس

اسفند ۱۳۹۰


Incarcerated Reformist Mostafa Tajzadeh’s Daughter and Son-in-Law Summoned to Appear At Evin Court

February 25th, 2012 – According to reports by Norooz, incarcerated reformist Mostafa Tajzadeh’s daughter Arefeh Tazjadeh and his son-in-law Ali Tabatabai, received a notice to appear at Evin’s Shahid Moghaddas court in the next 20 days.  Although they both currently reside abroad, the summon also stated that they have been banned from traveling and leaving the country.

Tajzadeh himself recently eluded to the fact that he is expecting a new “gift” of sorts from the Supreme Leader to his family.

Tajzadeh was illegally arrested on the direct orders of Mojtaba Khamenei and has spent the past 18 months in quarantine at Evin prison in conditions no different than solitary confinement.  He was recently denied visitation rights with his close family members (including his one daughter who lives in Iran) at the orders of the prosecutor’s deputy of security and is currently only allowed to meet with his wife once a week from behind a cabin window.

It is worth mentioning that Mostafa Tajzadeh’s physical condition is far from ideal as a result of the daily fast he launched after his illegal arrest and incarceration.

Source: Norooz – http://norooznews.net/news/2012/02/6/1914

احضار و ممنوع الخروجی دختر و داماد سید مصطفی تاجزاده

دختر و داماد سید مصطفی تاج زاده ممنوع الخروج شدند.

به گزارش نوروز، در ادامه فشارها به خانواده این زندانی سیاسی هفته گذشته احضاریه ای برای عارفه تاجزاده و علی طباطبایی ارسال شد که در آن از آنها خواسته شده است تا ظرف بیست روز و به عنوان متهم در دادسرای شهید مقدس زندان اوین حاضر شوند.

همچنین در این احضاریه که نسخه ای از آن در اختیار سایت نوروز قرار گرفته است قرار ممنوع الخروجی فرزند و داماد تاجزاده هم ابلاغ شده است. صدور قرار ممنوع الخروجی برای این دو در حالی صورت گرفته است که آنها در حال حاضر در خارج از کشور به سر می برند.

تاجزاده پیش از این در پیامی عنوان کرده بود در انتظار هدیه ای جدید از سوی بیت رهبری برای خانواده اش می باشد.

 

این زندانی سیاسی که به درخواست مستقیم مجتبی خامنه ای بیش از هجده ماه است بصورت غیرقانونی در بند قرنطینه و در شرایط ایزوله و انفرادی نگهداری می شود اخیرا به دستور رشته احمدی معاون امنیتی دادستان  از ملاقات با بستگان درجه یک خود نیز محروم شده و تنها می تواند هفته ای یکبار با همسرش ملاقات کابینی داشته باشد و از ملاقات با دیگر دختر خود نیز محروم است. این در حالی است که وی همچنان به روزه های اعتراضی خود ادامه داده و در شرایط نامناسب جسمانی بسر می برد


BREAKING NEWS – Human Rights Activist Kouhyar Goudarzi Sentenced to 6 Years in Prison

February 25th, 2012 – [CHRR] Seven months after his arrest, Kouhyar Goudarzi, human rights activist and member of the Committee of Human Rights Reports was sentenced to 6 years in prison by the 26th branch of the Revolutionary Court presided under by Judge Pir Abassi.   Ghoudarzi was charged with “propaganda against the regime” and “assembly and collusion against the regime”.

Kouhyar Goudarzi was arrested a second time on July 31st, 2011. Following his arrest he was kept in solitary confinement for 60 days. His whereabouts were unknown for three months after his arrest.  His family believes that he continues to be held in Evin’s security ward 209 [a ward under the supervision of the Ministry of Intelligence] and security authorities continue to prohibit his transfer to the general ward at Evin.

It is worth mentioning that Goudarzi is being kept at Evin’s security ward 209 despite the fact that his interrogation process has been completed and as stipulated under the law, he should be transferred to Evin’s general ward 350.  Goudarzi has now spent 7 months at the security ward 209.

Parvin Mokhtareh, Kouhyar Goudarzi’s mother arrested in the city of Kerman one day after her son’s arrest was also sentenced to 23 months in prison.  Her sentence was later reduced to a suspended imprisonment by the appeals court. However, as a result of another case against Mokhtareh at the 104th branch of Kerman’s General Court, the Judge presiding over her case has refused to release her from prison.

 Source: CHRR http://chrr.biz/spip.php?article17290

محکومیت کوهیار گودرزی به 6 سال حبس تعزیری

کليد واژه ها : زندانيان سياسي

کمیته گزارشگران حقوق بشر-

کوهیار گودرزی، فعال حقوق بشر و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی به تحمل 6 سال حبس تعزیری محکوم شد.

گودرزی در دادگاه به اتهامات ” تبلیغ علیه نظام” و ” اجتماع و تبانی علیه نظام” مورد محکومیت قرار گرفته است.

کوهیار گودرزی که در تاریخ 9 مردادماه بازداشت شده بود، بیش از 60 روز در سلول انفرادی نگه‌داری شد و به مدت سه ماه از محل بازداشت او اطلاعی در دست نبود. به گفته خانواده این فعال حقوق بشر، وی همچنان در بند امنیتی 209 به سر می‌برد و مسئولان امنیتی از انتقال او به بند عموم خودداری می‌کنند.

ادامه نگه‌داری کوهیار گودرزی در بند امنیتی 209 در شرایطی صورت می‌گیرد که وی دوران بازجویی خود را پشت سر گذاشته و طبق قانون، می‌بایست به بند عمومی منتقل شود.

گودرزی هم‌اکنون هفتمین ماه بازداشت خود را در بازداشت‌گاه 209 سپری می‌کند.

هم‌چنین پروین مخترع، مادر وی نیز که یک روز پس از بازداشت کوهیار، در کرمان دستگیر شده و از سوی دادگاه به تحمل 23 ماه حبس تعزیری محکوم شده بود، در دادگاه تجدیدنظر به حبس تعلیقی محکوم شد. با این وجود به علت داشتن پرونده دیگری در شعبه 104 دادگاه عمومی کرمان، قاضی از آزادی وی خودداری کرده است.

به گفته وکیل پروین مخترع، دادگاه دیگر او با اتهام ” توهین به شهدا و رهبری” قرار است روز 7 اسفندماه برگزار شود و در صورت صدور حکم برائت، وی از زندان آزاد خواهد شد.

پروین مخترع هم‌اکنون در بند عمومی زندان کرمان نگه‌داری می‌شود


Mehdi Khazali to Prison Authorities:”In the Event of my Death, I Ask That My Autopsy Be Performed by an International Entity”

February 22nd, 2012 [Kaleme]  In a letter addressed to prison authorities at Evin prison, Dr. Mehdi Khazali has announced that in the event that he dies while in prison and as a result of his hunger strike any autopsy or forensic examination take place only at the hand of medical examiners associated with International Organizations.

In this letter, Dr. Khazli reportedly points to the martyrdom of Hoda Saber while at Evin and the autopsy that took place at the time. Hoda Saber, journalist and political activist arrested after the 2009 presidential elections died at Evin prison after he launched a hunger strike protesting the martyrdom of Haleh Sahabi.  The day before he died, security agents finally transferred Saber to Modares Hospital after he suffered a stroke. Saber died because he did not receive adequate and timely medical attention.

At the time, 64 political prisoners at Evin wrote a letter bearing witness to the fact that martyr Hoda Saber was transferred to Evin’s infirmary on the 8th day of his hunger strike, by individuals who were either security agents or agents of the Ministry of Intelligence. Furthermore, the aforementioned prisoners testified that while at the infirmary, Saber was beaten severely.

The doctors at Modares hospital believe that Hoda Saber died as a result of his hunger strike and negligence by prison officials at Evin who refused to transfer him to a hospital in a timely manner.  It goes without saying that the judicial authorities including the Attorney General have never launched an inquiry into Hoda Saber’s death.

Source: Kaleme http://www.kaleme.com/1390/12/03/klm-92020/

 

نامه مهدی خزعلی به مسئولان زندان: در صورت جان باختن من، تنها پزشکان سازمان ملل بدنم را کالبد شکافی کنند

 

اشتراک

 

 

چهارشنبه, ۳ اسفند, ۱۳۹۰

چکیده :مهدی خزعلی با نگارش نامه ای به مسئولان زندان اوین اعلام کرده است، درصورت جان باختنش در ادامه اعتصاب غذا، کالبد شکافی و معاینات پزشکی قانونی زندان را قبول ندارد و جسدش تنها باید توسط پزشکان اعزامی از سوی مجامع بین المللی، کالبد شکافی گردد. …

 

مهدی خزعلی گفته است در صورت جان باختن من مقامات پزشکی سازمان ملل مرا کالبد شکافی کنند.

به گزارش خبرنگار کلمه، مهدی خزعلی با نگارش نامه ای به مسئولان زندان اوین اعلام کرده است، درصورت جان باختنش در ادامه اعتصاب غذا، کالبد شکافی و معاینات پزشکی قانونی زندان را قبول ندارد و جسدش تنها باید توسط پزشکان اعزامی از سوی مجامع بین المللی، کالبد شکافی گردد.

 

وی در این نامه به جریان شهادت هدی صابر و کالبد شکافی وی نیز اشاره کرد.

رضا هدی صابر روزنامه نگار و فعال سیاسی که از زندانیان پس از انتخابات بود خردادماه سال جاری و در پی اعتصاب غذا در اعتراض به شهادت هاله سحابی  و حمله قلبی درگذشت.

 

ماموران یک روز پیش از شهادت وی را به دلیل عارضه قلبی ناشی از اعتصاب غذا از زندان اوین به بیمارستان مدرس منتقل می کنند، اما سنگینی آسیب‌ قلبی چنان بوده که وی تحمل این آسیب را نداشته و جان باخت.

 

۶۴ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین همان زمان با ارسال شهادت نامه ای، شهادت دادند که شهید هدی صابر در هشتمین روز اعتصاب غذای خود در بهداری زندان اوین از سوی مامورانی که حدس می زنند ماموران امنیتی و اطلاعاتی بوده اند، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. آنها شرایط بد جسمانی وی را از نزدیک شاهد بوده اند.

 

پزشکان بیمارستان مدرس معتقدند علت مرگ وی علاوه بر اعتصاب غذا سهل انگاری مقامات زندان در انتقال به موقع به بیمارستان بوده است. اما مقامات قضایی کشور از جمله دادستان کل کشور هموار هیچ گاه به این موضوع نپرداختند


Nasrin Sotoudeh’s 12 Year Old Daughter Denied Visitation with Her Mother

From the Facebook of Reza Khandan husband of Incarcerated Human Rights Lawyer Nasrin Sotoudeh:

What would you do if after much preparation, you took your two young children to visit their mother behind bars (a mother who has been incarcerated without a reason for 18 months and has not been granted a moment of furlough from prison) only to find that your 12 year old daughter who attended dressed i…n her school uniform, a dress code that is without a doubt acceptable in Iran, is denied visitation along with her brother because the prison guard claims that her dress code is not in accordance with Islamic code? What would you do when your young daughter and her 4 year old brother both so young and sensitive are forced to spend thirty minutes in the extreme cold outside of Evin prison? What would you do…..?

Reza Khandan
February 22nd, 2012

اگر 2 تا بچه را پس از كلي وقت و انرژي ببريد دادسرا تا دقايقي با مادرشان (كه 18 ماه است بدون دليل محكمه پسند در بازداشت است بدون يك ساعت مرخصي) از نزديك ملاقات كنند، اما دختر بچه را كه 12 سال دارد و با لباس مدرسه كه بي ترديد حجاب قابل قبولي در ايران هست به همراه برادر 4 ساله‌اش از نگهباني به خاطر بد بودن حجاب، بيرون كنند و آنها بيشتر از نيم ساعت در سرماي طاقت‌فرساي كوهپايه‌ي اوين سرگردان بمانند، در مقابل ناراحتي و گريه‌ي اين بچه در اين سن و سال حساس و فشاري كه بر شما و كودكان‌تان وارد مي‌شود چكار مي‌كنيد


Opposition Leader Mir Hossein Mousavi : “Nothing Has Changed, I Remain Steadfast and True to my Positions”

February 22nd, 2012 – [Kaleme] In a recent telephone conversation with his daughters, Iran’s opposition leader Mir Hossein Mousavi, reiterated that he remains steadfast and true to his positions.

It has been one year since the illegal house arrest of Mir Hossein Mousavi and his spouse Zahra Rahnavard; a year that has been filled with pressure, concerns for their well being and long and arduous months in which there has been little to no communication with their family members and the outside world.  After months of silence and on the eve of the one year anniversary of their illegal house arrest the two steadfast companions of the Green movement were finally allowed a brief telephone conversation with their daughters.

According to reports received by Kaleme, at the onset of the telephone conversation and before engaging in small talk, in a strong and decisive voice,  Mir Hossein Mousavi repeatedly emphasized: “Nothing has changed!  My daughters I want you to know that I remain steadfast and true to my previous positions. For some reason, our sporadic communication to date and the limited news you have received from us every few months may also be discontinued.” 

The reasons behind why this communication may be discontinued remain unclear.

Zahra Rahnavard, whose spirits were strong, despite contrary reports by media outlets associated with the ruling government, told her daughters: ” For reasons you will eventually understand, we have not been able to talk to each other for a long period of time.”

At the end of their telephone conversation, Mousavi and Rahnavard called upon their daughters to endure, persevere, trust in God and continue on the path towards justice.

It has been reported that after the aforementioned short telephone conversation, pressure on Mousavi and Rahnavard’s daughters once again increased dramatically. The reported illegal banning of Mousavi’s daughter from teaching at Alzahra University, the repeated threats of arrest and transfer to an undisclosed location and other such incendiary threats leading to distress not only for Mousavi’s daughters but for other members of his family, all reportedly started after this phone conversation.

When asked by his daughters if the rumors spread by media outlets associated with the ruling government that they had left Tehran and had been allowed to live freely in the North of Iran were true, Mousavi strongly denied such claims, reiterating that he and his wife continue under illegal house arrest.

Security agents have continued to harass, search and interrogate Mir Hossein Mousavi’s daughters and his son in law claiming that sufficient evidence has been gathered against them and arrest warrants have also been issued. Mousavi and Rahnavard have been told that the recent wave of pressure on his family, the interrogations and baseless charges are all a result of his insistence to stand firm on his previous positions, a claim that Mousavi informed his daughters about in his last telephone conversation, despite pressure by security agents that he remain silent.

Not withstanding the extreme pressure imposed upon them,  Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavad’s daughters and the family members of other innocent political prisoners behind bars  have nevertheless proudly continued to stand firm with their incarcerated and innocent loved ones.

 

Source: Kaleme:  http://www.kaleme.com/1390/12/03/klm-92010/

میرحسین موسوی: چیزی تغییر نکرده است، بر مواضع خود ایستاده ام

 

اشتراک

 

 

چهارشنبه, ۳ اسفند, ۱۳۹۰

چکیده :مهندس موسوی با صدایی محکم و قاطع چندین بار تاکید کرده است که «هیچ چیز عوض نشده است و خطاب فرزندان خود گفته است: دخترانم شما بدانید که من بر سر مواضع پیشین خود همچنان ایستاده ام. در ادامه ایشان گفته اند «ممکن است به دلایلی همین تنها امکان حداقلی چند ماه یکبار برای کسب خبر از وضعیت ما با شما را هم قطع کنند.» هنوز از دلایل احتمالی این تاکید اطلاع دقیقی در دست نیست. …

 

میرحسین موسوی درگفت و گوی تلفنی اخیر خود بر مواضع پیشین خود تاکید کرده است.

 

در ادامه بازداشت غیر قانونی آقای میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد که با قطع متناوب ارتباطات با خانواده در دوره هایی طولانی و نگرانی و انواع فشارها در سال گذشته همراه بوده‌است، این دو همراه سبز پس از چندین ماه بی‌خبری مطلق در آستانه سالگرد حبس خانگی با فرزندان خود گفتگوی تلفنی داشتند.

 

بنا به گزارش رسیده به کلمه آنچه در این گفت و گوی تلفنی حائز اهمیت بود آنکه در همان ابتدای مکالمه و پیش از احوالپرسی مرسوم که به‌طور طبیعی پس از چندین ماه بی‌خبری باید انجام می‌شد، مهندس موسوی با صدایی محکم و قاطع چندین بار تاکید کرده است که: «هیچ چیز عوض نشده و خطاب به فرزندان خود گفته است: دخترانم شما بدانید که من بر سر مواضع پیشین خود همچنان ایستاده ام. در ادامه ایشان گفته اند «ممکن است به دلایلی همین تنها امکان حداقلی چند ماه یکبار برای کسب خبر از وضعیت ما با شما را هم قطع کنند.» هنوز از دلایل احتمالی این تاکید، اطلاع دقیقی در دست نیست.

 

خانم رهنورد نیز که برخلاف ادعاهای کذب رسانه های امنیتی روحیه ای قوی داشت به فرزندان خبر داده است که: «به دلایلی که خودتان خواهید فهمید، ما مدتها امکان صحبت با یکدیگر نداشته‌ایم.

 

درپایان مکالمه تلفنی، این پدر و مادر دربند، فرزندان خود را به بردباری و استقامت بیشتر و توکل به خدا در شدائد و شکر بر پیمودن راه حق فرا خواندند.

 

بنا براین گزارش پس از این گفتگوی تلفنی مجددا فشارها بر دختران مهندس به شدت افزایش یافت. به نظر می رسد ممانعت غیر قانونی و غیرکتبی ماموران امنیتی از تدریس دختر موسوی در دانشگاه الزهرا، تهدید به بازداشت و انتقال به زندان و یا مکان نامعلوم و سایرتهدیدها و ایجاد مانع ها و مشکلات دیگر برای دختران اقوام پس از این تماس و گفت و گو بوده است. همچینین ایشان در پاسخ به سوال دختران در مورد شایعاتی مبنی بر خروج آنان از شهر و به طور مثال حضور آزادانه در شمال کشور که با مقاصد نگران کننده ای از سوی مراکز امنیتی پخش شده است به شدت آن را تکذیب و بر تدام زندانی بودن خود تاکید کردند.

از جمله موارد دیگر آزار و اذیت ماموران امنیتی این بوده است که آنان با گفتن این که حکم بازداشت دارند و به اندازه کافی علیه آنان سند جمع کرده‌اند، داماد و دختران را مورد تفتیش و بازجویی قرار دادند. در این بازجویی ها ضمن تکرار اتهامات بی پایه قبلی به مهندس موسوی و همسرشان گفته شد که این فشارهای جدید شغلی ، امنیتی و خانوادگی همگی به خاطر اصرار و پایداری مهندس میرحسین موسوی بر مواضع پیشین است که او علی‌رغم میل ماموران در همین آخرین تلفن به دخترانش انتقال داده است.

اگرچه دختران و سایر اعضای خانواده این دو یار دربند جنبش سبز همچون اقوام سایر زندانیان سیاسی دیگر شدیدا تحت انواع فشارها بوده‌اند، همواره بر ایستادگی در کنار دو عزیز زندانی خود و باور و افتخار به این راه تاکید کرده‌اند


The Coordination Council Warns: Responsibility for the Lives of Political Prisoners Lies with the Highest Ranking Officials of the Islamic Republic of Iran

February 21st, 2012 – [Kaleme] In a statement published today, while condemning the gross violations of the basic human rights of Iranian citizens, Ardeshir Amir Armomand, the spokesperson for the Coordination Council of the Green Path of Hope warned that the responsibility for the health and lives of all incarcerated political activists and in particular Dr. Mehdi Khazali and other political prisoners behind bars currently deprived of medical care and in dire physical condition,  lays with the highest ranking officials within the Islamic Republic of Iran.

The complete content of the statement as provided to Kaleme is as follows:

We are currently experiencing a climate in which the Intelligence Ministry and Security forces rather than focusing on our national interests and the national security of our nation, have instead placed all their energy on the suppression of our freedom fighters and the most honorable children of our land, creating false legal cases against them.  Furthermore, the judges responsible for the cases against these honorable and Green democracy seeking activists behind bars are under direct orders of the officials of the Ministry of Intelligence and Security forces and void of all judicial independence. It goes without saying that the health and lives of all incarcerated political activists and in particular Dr. Mehdi Khazali and other political prisoners behind bars currently deprived of medical care and in dire physical condition,  lays with the highest ranking officials within the Islamic Republic of Iran.

The ruling establishment is sadly mistaken if they think that by sealing the door to the residence and library of the late Ayatollah Montazeri and imposing illegal restrictions on his son, they will be able to silence the message of freedom and justice of this honorable source of emulation.  This type of behavior is undoubtedly a sign of the weakness rather than the strength of the ruling establishment.

When the ruling establishment denies the citizens of Iran the right to protest albeit peacefully and silently,  a right established both in internationally accepted declarations and in article 27 of the Constitution of the Islamic Republic of Iran, engaging in the illegal arrest of citizens participating in such protests, the claim that [the upcoming parliamentary] elections will be free and fair is nothing but a gross  lie.

While condemning the gross violations of the basic human rights of Iranian citizens, the Coordination Council for the Green Path of Hope warns the authoritarian ruling establishment that denying the truth, insisting on lies, repeated oppression, violence and lawlessness will only lead to further escalation of the crisis both domestically and internationally.

Ardeshir Amir Arjomand

Spokesperson for the Coordination Council of the Green Path of Hope

February 21st, 2012

 Source: Kaleme: http://www.kaleme.com/1390/12/02/klm-91868/

سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید: افزایش فشارها نشانه ضعف حاکمان است

اشتراک

سه شنبه, ۲ اسفند, ۱۳۹۰

چکیده :مسئولیت جان و سلامتی کلیه فعالان سیاسی در بند، بویژه آقای مهدی خزعلی و سایر اسیرانی که محروم از مراقبت های پزشکی لازم در وضعیت جسمانی خطرناک قرار دارند، بر عهده عالیترین مقامات حکومتی می باشد. …

شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیه ای ضمن محکوم کردن نقض فاحش حقوق اولیه شهروندان ایرانی، هشدار داده است که مسئولیت جان و سلامتی کلیه فعالان سیاسی در بند، بویژه آقای مهدی خزعلی و سایر اسیرانی که محروم از مراقبت های پزشکی لازم در وضعیت جسمانی خطرناک قرار دارند، بر عهده عالیترین مقامات حکومتی می باشد.

اردشیر امیر ارجمند، سخنگوی شورای هماهنگی سبز امید در این بیانیه تاکید کرده است خیالی بس باطل است که با پلمب کردن کتابخانه و درب خانه مرحوم حضرت آیت الله العظمی منتظری و ایجاد محدودیتهای غیر قانونی برای فرزند ایشان، بتوان پیام حق طلبانه آن مرجع حکیم را در یاد و خاطره شیفتگان عدالت و آزادی به فراموشی سپرد. قطعا این گونه اعمال نشان از ضعف حاکمان است و نه قدرت آنها.

متن کامل این بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسمه تعالی

در حالی که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی، بجای حفاظت و حراست از منافع و امنیت ملی کشور، تمام هم و انرژی خود را صرف سرکوب آزادیخواهان و صادق ترین فرزندان ایران زمین و پرونده سازی های وقیحانه علیه آنها می نمایند و قضاتی که مسئول رسیدگی به پرونده اسیران سرفراز جنبش سبز و دموکراسی خواهی مردم ایران هستند تحت دستور مستقیم مقامات اطلاعاتی و امنیتی عمل کرده و فاقد هر گونه استقلال قضایی می باشند، بدیهی است که مسئولیت جان و سلامتی کلیه فعالان سیاسی در بند، بویژه آقای مهدی خزعلی و سایر اسیرانی که محروم از مراقبت های پزشکی لازم در وضعیت جسمانی خطرناک قرار دارند، بر عهده عالیترین مقامات حکومتی می باشد.

خیالی بس باطل است که با پلمب کردن کتابخانه و درب خانه مرحوم حضرت آیت الله العظمی منتظری و ایجاد محدودیتهای غیر قانونی برای فرزند ایشان، بتوان پیام حق طلبانه آن مرجع حکیم را در یاد و خاطره شیفتگان عدالت و آزادی به فراموشی سپرد. قطعا این گونه اعمال نشان از ضعف حاکمان است و نه قدرت انها.

در شرایطی که اقتدار گرایان حاکم بر کشور اعمال حق بر تظاهرات، مذکور در اسناد جهانی حقوق بشر و همچنین اصل ۲۷ قانون اساسی جموری اسلامی را، در ساده ترین و مسالمت امیز شکل ان که تجمعات سکوت است، بر نمی تابند و اقدام به دستگیری و رفتاهای غیر قانونی با متهمان به شرکت در ان میکنند، ادعای برگزاری انتخاباتی ازاد و منصفانه دروغی بزرگ است.

شورای هماهنگی راه سبز امید، ضمن محکوم کردن نقض فاحش حقوق اولیه شهروندان ایرانی، به حکمرانان متفرعن هشدار می دهد که انکار واقعیت ها و اصرار بر دروغ، سرکوب، خشونت و بی قانونی اثری جز تشدید شرایط بحرانی کشور در عرصه داخلی و بین المللی را بدنبال نخواهد داشت.

اردشیر امیر ارجمند

سخنگوی شورای هماهنگی سبز امید

۱ اسفند ۱۳۹۰