Monthly Archives: February 2012

BREAKING NEWS – Mehdi Khazali Transferred to the Ministry of Intelligence’s Ghamare Bani Hashem Hospital

February 19th 2012 – [Kaleme] – According to the latest reports, dissident writer and government critic Dr. Mehdi Khazali who launched a hunger strike 44 days ago, was transferred to Ghamare Bani Hashem hospital affiliated with the Ministry of Intelligence in the middle of the night last night.

According to the same reports, security forces removed Dr. Khazali from Taleghani hospital  at 2:00 AM last night without the consent of the hospital physicians and personnel.  He was later transferred by agents of the Ministry of Intelligence to Ghamare Bani Hashem hospital, affiliated with the Ministry of intelligence.

Source: Kaleme – http://www.kaleme.com/1390/11/30/klm-91621/

 

انتقال مهدی خزعلی به بیمارستان قمربنی هاشم وزارت اطلاعات

 

اشتراک

 

 

یکشنبه, ۳۰ بهمن, ۱۳۹۰

چکیده :مهدی خزعلی توسط ماموران وزارت اطلاعات به بیمارستان قمر بنی هاشم وابسته به این وزارتخانه منتقل شده است. این انتقال بدون اجازه پزشکان معالج صورت گرفته است. …

 

مهدی خزعلی به بیمارستان قمر بنی هاشم، متعلق به وزارت اطلاعات، منتقل شده است.

 

به گزارش خبرنگار کلمه، ماموران امنیتی ساعت دو نیمه شب گذشته مهدی خزعلی را از بیمارستان طالقانی خارج کرده بودند.

در همین حال بنابه گزارش رسیده، مهدی خزعلی توسط ماموران وزارت اطلاعات به بیمارستان قمر بنی هاشم وابسته به این وزارتخانه منتقل شده است. این انتقال بدون اجازه پزشکان معالج صورت گرفته است.

 

نیروهای امنیتی شبانه مهدی خزعلی را از بیمارستان بردند

حمله قلبی در چهل و یکمین روز اعتصاب غذا؛ انتقال مهدی خزعلی به بیمارستان

 

 


BREAKING NEWS – Dr. Mehdi Khazali Removed From Taleghani Hosptial By Security Forces in the Middle of the Night

February 18th, 2012 – [Kaleme].  According to reports received by Kaleme, dissident blogger and government critic Dr. Mehdi Khazali who was transferred to Taleghani hospital after suffering a heart attack on the 43rd day of his hunger strike, was taken away from Taleghani hospital by security forces at 2:00am today.

This latest act by security forces took place without the consent of the hospital physicians.  The hospital staff who were shocked by the events that transpired had no control over the actions by the security forces and had recourse but to watch the events unfold.

An eyewitness at the hospital told Kaleme: “Given the physical condition of this political prisoner following 43 days of a hunger strike, his  life is in undoubtedly in danger for he requires medical attention.”

It is worth mentioning that the security forces in question provided no explanation for this transfer.  Despite his physical weakness and extreme weight loss, Dr. Khazali has refused to break his now 44 day hunger strike.  Hospital personnel  did however described this honorable fighter’s spirits as strong.

Mehdi Khazali was transferred to Taleghani hospital after suffering a heart attack at Evin prison.

Source: Kaleme  http://www.kaleme.com/1390/11/30/klm-91573/

 

نیروهای امنیتی شبانه مهدی خزعلی را از بیمارستان بردند

 

اشتراک

 

 

یکشنبه, ۳۰ بهمن, ۱۳۹۰

چکیده :نیرو های امنیتی در ساعت دو نیمه شب به بیمارستان طالقانی مراجعه کرده و دکتر مهدی خزعلی به مکان نامعلومی منتقل کردند. این اقدام نیروهای امنیتی بدون اجازه و موافقت پزشکان بیمارستان صورت گرفته است. پرسنل بیمارستان که از این عمل شوکه شده بودند، در مقابل نیروهای امنیتی قادر به هیچ واکنشی نبودند و نظاره گر بودند. …

 

 

دکتر مهدی خزعلی ساعت دو نیمه شب توسط نیروهای امنیتی از بیمارستان طالقانی برده شد.

 

به گزارش رسیده به کلمه از بیمارستان طالقانی، نیرو های امنیتی در ساعت ۲ نیمه شب به بیمارستان طالقانی مراجعه کرده و دکتر مهدی خزعلی را با خود بردند.

 

این اقدام نیروهای امنیتی بدون اجازه و موافقت پزشکان بیمارستان صورت گرفته است. پرسنل بیمارستان که از این عمل شوکه شده بودند، در مقابل نیروهای امنیتی قادر به هیچ واکنشی نبودند و نظاره گر بودند.

 

یکی از منابع بیمارستانی که شاهد این ماجرا بوده است به کلمه گفت: با توجه به شرایط جسمی این زندانی سیاسی پس از ۴۳ روز اعتصاب غذا، جان دکتر خزعلی در خطر است و او به مراقبت های پزشکی نیاز دارد.

 

ماموران توضیحی برای این انتقال شبانه نداده اند.

 

مهدی خزعلی در حالی که بشدت کاهش وزن داشته و دچار ضعف مفرط شده است، حاضر به شکستن اعتصاب خود نیست. پرسنل بیمارستان از روحیه بالای این رزمنده خیبر خبر داده بودند.

 

مهدی خزعلی روز جمعه بدنبال حمله قلبی از زندان اوین به بیمارستان طالقانی منتقل شده بود


BREAKING NEWS – Incarcerated Dissident Dr. Mehdi Khazali Suffers a Heart Attack on the 40th Day of His Hunger Strike

February 17th, 2012 – [Kaleme] Incarcerated dissident critical of the government, Dr. Mehdi Khazali was reportedly transferred to Taleghani hospital a few hours ago after suffering a heart attack. 

According to reports by Kaleme, Dr. Khazali who was on the 40th day of his hunger strike was transferred to Evin prison’s infirmary at 9:00pm as a result of heart problems.  Upon completion of a electrocardiograph prison doctors determined that his condition was critical and he was subsequently transferred to the CCU (Coronary Care Unit) at Taleghani hospital.

According to received reports, Dr. Khazali has vowed to continue his hunger strike until justice has been served.  Recently Dr. Khazali’s son had expressed grave concern for his father’s well being as a result of his lengthy hunger strike and the lack of news regarding his condition stating: ” We know that he will not break his hunger strike. There is nothing we can do but pray. Knowing our father and the manner in which he was arrested, we know that he will continue to refuse to eat”

Dr. Khazali, author and vocal critic of the ruling government and a veteran of the holy war against Iraq has refused to break his hunger strike despite his weakening condition and repeated requests by friends, family members and political activists. He launched his hunger strike immediately after being incarcerated protesting his imprisonment and the manner in which he was arrested.   In the past month, despite having been transferred to the infirmary at Evin prison on various occasions as a result of his deteriorating physical condition, Dr. Khazali vowed to continue with his hunger strike stating that he had prepared himself for martyrdom.

Dr. Khazali was sentenced to 14 years prison in the Borazjan, an additional 10 years exile in Borazjan upon completion of his 14 year prison sentence and 90 lashings.

In a letter addressed to his wife published only hours ago from inside Evin prison Mehdi Khazali stated: “It is extremely difficult for a wife and child to watch the voluntary, slow death of a loved one.  As I wrote you this letter, reflecting upon the misfortunes I have imposed upon you, I have shed endless tears.”

It is worth mentioning that on the 37th day of his hunger strike, in an open letter addressed to Ahmad Montazeri (the son of late Ayatollah Montazeri) Dr. Khazali described the behavior of the interrogators and judges towards the prisoners at Evin’s ward 350 stating: “Now I understand the outcries of your late father. May God bless his soul and may God remove this injustice from its root. These are but examples of the pain and sufferings inflicted upon us. There is much more painful things to speak about, but there is not enough room in this short letter for me to explain them all. Isn’t the pain and sorrow I have described enough justification for me to die? Didn’t they remove the thorn from the foot of the Jewish woman (referring to a story about Imam Ali)”

In a letter addressed to the wives of Martyr Bakeri and Martyr Hemat who had requested that he break his hunger strike, Dr. Khazali also wrote: ” Before I die mourning for the lost values of the Revolution, please allow me to sacrifice my life, to restore the pure values of the Islamic Revolution, so I too may have a place amongst the martyrs.”

Source: Kaleme: http://www.kaleme.com/1390/11/29/klm-91399/

حمله قلبی در چهل و یکمین روز اعتصاب غذا؛ انتقال مهدی خزعلی به بیمارستان

اشتراک

شنبه, ۲۹ بهمن, ۱۳۹۰

چکیده :مهدی خزعلی که بیش از 40 روز است در اعتصاب غذا به سر می برد ساعت 9 شب به دلیل بروز مشکل قلبی به بهداری اوین منتقل شد که پس از گرفتن نوار قلب پزشکان متوجه اوضاع وی وخیم شده و به سرعت مهدی خزعلی را به بیمارستان طالقانی اعزام کردند. …

مهدی خزعلی ساعاتی پیش و در پی حمله ی قلبی به بیمارستان طالقانی منتقل شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، مهدی خزعلی که بیش از ۴۰ روز است در اعتصاب غذا به سر می برد ساعت ۹ شب به دلیل بروز مشکل قلبی به بهداری اوین منتقل شد که پس از گرفتن نوار قلب پزشکان متوجه اوضاع وی وخیم شده و به سرعت مهدی خزعلی را به بخش سی سی یو بیمارستان طالقانی اعزام کردند.

بر اساس این گزارش، مهدی خزعلی همچنان اعلام کرده است که اعتصاب غذای خود را نخواهند شکست و تا احقاق حق خواهد ایستاد.

پیش از این پسر مهدی خرعلی با ابراز نگرانی از طولانی شدن اعتصاب غذای پدرش و بی خبری از او به کلمه گفته بود: می دانیم که از اعتصاب غذا کوتاه نمی آیند، ما هم هیچ کاری از دستمان بر نمی آید و فقط در این راه می توانیم دعا کنیم چون مثل دفعه های قبل گفته اند که آنجا غذا نخواهند خورد.

مهدی خزعلی رزمنده دوران دفاع مقدس و نویسنده منتقد در اثر اعتصاب غذا، بسیار ضعیف شده و بر خلاف درخواست هم بندیان و دوستان و خانواده و فعالان سیاسی حاضر به پایان دادن به اعتصاب غذای خود نیست.

وی بلافاصله پس از بازداشت در اعتراض به روند غیرقانونی بازداشت و نگهداری دست به اعتصاب زد تاکنون چندین بار بر اثر اعتصاب و نوسان شدید فشار، تغییر رنگ صورت و بی حالی مفرط به بهداری اوین منتقل شده اما همچنان می گوید که خود را برای شهادت آماده کرده است و اعتصاب خود را نخواهد شکست.

مهدی خزعلی به چهارده سال حبس در شهرستان برازجان و بعد از اتمام دوره محکومیت، به ده سال اقامت اجباری در این شهرستان و نود ضربه شلاق محکوم شده است.

مهدی خزعلی در نامه‌ای از درون زندان که ساعاتی پیش منتشر شد، خطاب به همسرش نوشته بود: سخت است مشاهده سوگواری همسر و فرزندان در مرگ تدریجی و ارادی خویش، اینک که این سطور را برایت می‌نگارم درخلوت زاغه خویش فرو رفته و بر مصائب شما سخت گریسته‌ام دیگر جای خشکی بر بالشت باقی نمانده است و دستمال اشک کفاف این چشمه چشمه جاری نمی‌کند.

مهدی خزعلی همچنین در ۳۷ امین روز اعتصاب خود در نامه ای به احمد منتظری با شرح آنچه این روزها از رفتار بازجویان و قاضی های دادگاه ها در بند ۳۵۰ اوین دیده است، با بیان اینکه حال می‌فهمم که والد معظم شما از چه فریاد می‌زد، خدایش رحمت کند و ریشه این ظلم را بکند، آورده بود: این‌ها نمونه‌هایی از درد‌های ماست و بسیاری دردهای ناگفتنی دیگر دارم که در این مختصر

نگنجد! حال جا دارد که در این همه درد بمیرم؟ آیا هنوز خلخال از پای پیرزن یهودی در نیاورده‌اند؟

این زندانی سیاسی پیشتر در پیامی خطاب به همسر شهید باکری، همسر شهید همت و محمد نوریزاد گفته بود: بگذارید قبل از اینکه در سوگ ارزش ها دق کنم برای احیای ارزش های ناب انقلاب اسلامی جان خویش فدا کرده و جایی برای خویش در خیل شهیدان باز کنم


Ardeshir Amir Arjomand Mousavi’s Senior Adviser “The 25 Bahman Calling Was Just A Beginning, Protest Programs Will Continue!”

February 15th, 2012 – Balakhabar reports that on the evening of 25 Bahman [Feb 14th, 2012], in a televised interview with BBC Farsi, Ardeshir Amir Arjomand, senior adviser to opposition leader Mir Hossein Mousavi reiterated that given the desired response to the calling by the Coordination Council for the Green Path of Hope for Iranians to participate in a silent rally on the 25th of Bahman, further programs designed to express opposition to the current conditions will continue.

Amir Arjomand continued: “Despite the heavy presence of security forces in cities such as Kermanshah, Shiraz, Esfahan and Tehran and the extensive pressure and threats, the presence of citizens in the streets was nevertheless solid. A number of gatherings took place in Tehran with reports of clashes between the protesters and the security forces present.”

Amir Arjomand added: “The heavy presence of security forces across Iran only further demonstrates that the Green movement is alive and well. Given the current circumstances it is therefore the duty of each and every one of us to keep the voices of the opposition movement alive.”

Amir Arjomand pointed out that the ruling government of Iran should be aware of the fact that the right to protest is the basic right of every Iranian citizen. He added that given that the government of the Islamic Republic of Iran has publicly supported the rights of the citizens of other countries to protest , it should first and foremost respect this right when it comes to its own citizens.

In conclusion while warning the ruling government, Amir Arjomand stated: “If the ruling government would like to avoid a fate similar to that of Iraq, Afghanistan and Syria, it must ensure that free and fair elections (without Approbative Supervision) take place immediately.  If they do not come to their senses and continue to deny peaceful opposition forces the right to pursue their demands within the context of the law, the time will come when it will be too late to listen to the complaining voices of our nation.”

Source: balanews.wordpress.com http://bit.ly/zcz3T1


BREAKING NEWS – Security Forces Threaten to Arrest Opposition Leader Mir Hossein Mousavi’s Daughters

February 8th, 2012 – [Kaleme] On the eve of the one year anniversary of the illegal house arrest of Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavard, and following the joint letter recently published by the children of Mousavi and Karroubi, , security forces have reportedly threatened to arrest Mousavi’s daughters and one daughter has been banned from activities at the university where she teaches. 

Kaleme reports that security forces who have in the past repeatedly threatened Mousavi’s daughters, this time contacted the daughters directly and threatened to arrest them, transfer them to prison or another location where no one will have any news of them.   Furthermore, one of Mousavi’s daughters have been banned from activities at the university where she teaches.

No explanation has been provided to date regarding why Mousavi’s daughter has been banned from the university where she teaches. Despite numerous inquiries into the matter, it is unclear who is behind the order to ban Mousavi’s daughter and no one has taken responsibility for the ban.  Mousavi’s daughter teaches art at the University of Alzahra.  It is worth mentioning that the ban took place without any written notice, but Mousavi’s daughter was deleted from the university’s internet teaching system.

In the past year many of the supporters of the Green movement have been detained and imprisoned and their families  have also endured extreme pressure.  These pressures have included continued arrest of family members, repeated interrogations, interference with every day activities, threat to their lives, pressure and threat at work, being banned from leaving the country and even being banned from pursuing their careers or professions.

Last year, Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi requested a permit from the ruling government for a rally in support of the freedom fighting movements in the Middle East.  Their request for a permit was not only denied, but the ruling government went as far as illegally detaining the two companions of the Green movement in their homes. In the past year Mousavi, Karroubi and Rahnavard have been deprived of the basic rights afforded all prisoners in Iran and their families have been denied the right to contact them by phone or to see them in person.  They have been isolated, rendered incommunicado, kept in the dark with regards to the condition of their families, told lies and even prevented from attending the funeral of their loved ones.

Their arrest, the ambiguity regarding their location, their well being and the medicines they have been prescribed points to the possibility of dangerous scenarios designed to put their lives at risk.

Although in principle this illegal arrest is similar to all other questionable and illegal arrests that have taken place since 2009; arrests that were merely as the result of the commitment by Green activists and their sense of responsibility towards the challenges facing our nation, what makes it bizarre and unprecedented is the fact that an unjust political conflict has now entered the daily lives of family members of the arrested and detained. It goes without saying that given that Mousavi and Karroubi have repeatedly reiterated that they will remain true to their oath with the people and their family’s insistence to stand by their demand for justice, these type of tactics by the ruling government are fruitless and will lead to nothing more than short term and temporary gains.

 

Source: Kaleme http://www.kaleme.com/1390/11/20/klm-90072/

 

تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان

 

اشتراک

 

 

پنجشنبه, ۲۰ بهمن, ۱۳۹۰

چکیده :ماموران امنیتی که پیش از این بارها دختران میرحسین موسوی را تهدیدهای کاری و جانی کرده بودند این بار تماس گرفته و تهدید نموده اندکه آنها را بازداشت و به زندان یا مکانی منتقل خواهند کرد که هیچ کس از آن خبردار نشود. همچنین یکی از دختران میرحسین از ادامه فعالیت در دانشگاه بازداشته شد…

 

در آستانه یکمین سال از زندان خانگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و بلافاصله پس از انتشار نامه مشترک فرزندان میر حسین و کروبی، دختران میرحسین  موسوی از سوی زندانبانان تهدید به بازداشت شدند و یکی از دختران آنان از تدریس در دانشگاه منع شد.

 

به گزارش کلمه، ماموران امنیتی که پیش از این بارها دختران میرحسین موسوی را تهدیدهای کاری و جانی کرده بودند این بار تماس گرفته و تهدید نموده اندکه آنها را بازداشت و به زندان یا مکانی منتقل خواهند کرد که هیچ کس از آن خبردار نشود. همچنین یکی از دختران میرحسین از ادامه فعالیت در دانشگاه بازداشته شد.

 

برای این ممانعت از تدریس دختر میرحسین تا کنون هیچ گونه توضیحی داده نشده و مرجع دستور  به ممانعت نیز مشخص نیست و علیرغم  پیگیری ها کسی حاضر به  قبول مسوولیت نشده است. دختر میر حسین در رشته هنر در دانشگاه الزهرا تدریس می کند. این ممانعت بدون ارائه دستور کتبی و تنها با حذف از سیستم اینترنتی آموزشی و به صورت غیر مکتوب بوده است.

طی یک سال گذشته نه تنها  همراهان جنبش سبز در حصر و زندان بوده اند بلکه خانواده آنان نیز بشدت تحت انواع فشارهای مرئی و نامرئی قرار گرفته اند. دامنه این فشارها از دستگیری پی درپی اعضای خانواده ، بازجوییهای مکرر ، دخالت در مراسم و روال عادی زندگی ، تهدیدهای جانی یا شغلی تا ممنوع الخروجی و یا ممانعت از فعالیتهای مرسوم کاری بوده است.

 

سال گذشته میر حسین موسوی و مهدی کروبی در حمایت از قیام های مردم منطقه درخواست مجوز یک راهپیمایی کردند که نه تنها به این درخواست پاسخ داده نشد بلکه این دو همراه جنبش سبز به طور غیرقانونی در خانه های خود زندانی شدند.

طی یک سال گذشته موسوی و کروبی و رهنورد از حداقل حقوق زندانی نیز برخوردار نبوده و خانواده آنان از امکان تماس تلفنی و ملاقات دیداری ،وسایل ارتباطی محروم هستند آنها از سایر حقوق زندانیان نیز چنانکه بارها گفته شده بی بهره بوده اند. دور نگهداشتن آنها از چشم های ناظر از یک سو و بی خبر نگهداشتن آنها از مسائلی که در خانواده می گذرد ارائه اخبار دروغ و در مورد اخیر حتی جلوگیری از شرکت در ختم اقوام نزدیک بخشی از این موارد بوده است.

 

دستگیری آنان، ابهام در محل نگهداری و سلامت دارویی، امکان سناریو های خطرناکی که جان آنها را نشانه رفته است را  دامن میزند.

 

اگرچه در اصل این دستگیری غیرقانونی همچون سایر دستگیری های گسترده از سال ۸۸ تاکنون ، که تنها به دلیل تعهد و مسئولیت فعالین سبز اندیش نسبت به مسائل کشور صورت گرفته از هر نظر قابل سوال است، اما مساله عجیب تر و بی سابقه تر اینکه دامنه آن به اعضای خانواده سرایت کرده و سطح یک درگیری نا عادلانه سیاسی را به مسائل خانوادگی نزدیک کرده است که با توجه به تاکید مدام آنان بر ایستادگی و مقاومت بر عهد خود با مردم و همچنین عزم خانواده ها بر همگامی با عزیزانشان بر حق جویی ،جز تلاش برای ایجاد التهاب های موقتی سود و بهره دیگری ندارد


Political Prisoner Abolfazl Ghadyani Transferred to the Intensive Care Unit at Modares Hospital in Tehran

February 8th, 2012  [Kaleme]  63 year old political prisoner Abolfazl Ghadyani, in dire physical condition has reportedly been transferred to the Intensive Care Unit at Modares Hospital in Tehran. 

Kaleme reports that although Ghadyani who suffers from a heart condition was in dire physical condition in the past few days, prison officials nevertheless refused to provide him with medical care.

In addition to his heart condition, 63 year old Ghadyani suffers from acute hyperthyroidism and a prostate condition and has recently lost a significant amount of weight.

Not long ago, Ghadyani was summoned yet again to the 4th branch at Evin court in response to his latest letter regarding boycotting the upcoming illegal parliamentary elections and the Supreme Leader’s role and responsibility vis-a-vis the current conditions in Iran.   This is the 3rd case against Ghadyani and despite the fact that his one year sentence was completed in December 2011, he nevertheless continues behind bars at Evin prison.

Shortly before the completion of his one year sentence, Ghadyani was summoned to the 15th branch of the Revolutionary Court on charges of insulting the Supreme Leader and propaganda against the regime.  Ghadyani refused however to appear in a court that took place behind closed doors and in the absence of a jury, calling the trial illegal and illegitimate.

Ghadyani’s transfer from prison to the 4th branch of Evin court shocked even the interrogator who stated that in accordance to the law he should not be behind bars, given that the 3 year sentence rendered by the 15th branch of the Revolutionary Court has not yet been upheld by the appeals court.

Abolfazl Ghadyani is one of the oldest prisoners behind bars at Evin’s ward 350.  In his latest open letter from prison, he declare the upcoming 9th parliamentary elections as illegitimate and vowed to boycott the elections.   As a result of the publication of his letter, pressure on Ghadyani a veteran political prisoner both before and after the Islamic Revolution increased substantially.

Source: Kalemehttp://www.kaleme.com/1390/11/19/klm-90148/

انتقال ابوالفضل قدیانی به سی سی یو

چهارشنبه, ۱۹ بهمن, ۱۳۹۰

 

چکیده :این زندانی سیاسی که بیماری قلبی مبتلاست طی روزهای گذشته در وضعیت جسمی نامناسبی بود و مسئولان زندان از ارائه خدمات پزشکی به وی خودداری می کردند. …

 

ابوالفضل قدیانی بعلت وخامت حال جسمی به بخش سی سی یو بیمارستان مدرس منتقل شد.

به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی که بیماری قلبی مبتلاست طی روزهای گذشته در وضعیت جسمی نامناسبی بود و مسئولان زندان از ارائه خدمات پزشکی به وی خودداری می کردند.

قدیانی ۶۳ ساله در حال حاضر با ناراحتی قلبی، بیماری حاد پرکاری تیرویید، پروستات و چندین بیماری دیگر دست و پنجه نرم می کند. وی اخیرا علاوه بر مشکلات قلبی با کاهش شدید وزن نیز رو به رو بوده است.

چندی پیش،  ابوالفضل قدیانی برای چندمین بار به شعبه ۴ بازپرسی دادسرای اوین احضار شد تا در مورد نامه اخیرش مبنی بر تحریم انتخابات غیرقانونی مجلس و مسئولیت رهبری در وضعیت موجود کشور پاسخگو باشد.

این سومین پرونده ابوالفضل قدیانی است و به رغم اتمام محکومیت یکساله دادگاه اول او که آذرماه ۹۰ به اتمام رسید همچنان در زندان به سر میبرد.

کمی قبل از پایان محکومیت یکساله این زندانی سیاسی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب احضار شد تا به اتهام توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام تحت محاکمه قرار گیرد. دادگاهی که قدیانی در آن حاضر نشد، چراکه به گفته وی دادگاه های انقلاب بدون هیت منصفه و بصورت غیر علنی برگزار میشود و فاقد وجاهت قانونی و مشروعیت است.

انتقال قدیانی از زندان به شعبه چهارم بازپرسی موجب حیرت بازپرس شعبه چهار شد چرا که معتقد بود به لحاظ قانونی اکنون نباید وی در زندان باشد و حکم شعبه ۱۵ مبنی بر ۳ سال حبس هنوز توسط دادگاه تجدید نظر تایید نشده است.

ابوالفضل قدیانی، یکی از مسن ترین زندانیان سیاسی در بند ۳۵۰ اوین در اخرین نامه تحلیلی خود، انتخابات مجلس نهم را نامشروع خوانده و آنرا تحریم کرده بود.

پس از انتشار نامه فشارها بر این زندانی سیاسی قبل و بعد از انقلاب شدت گرفت


On the Eve of 25 Bahman, Mousavi & Karroubi’s Children Call Upon Iranians to Echo Their Demand for Justice

February 7th, 2012 – [Kaleme] In a joint, open letter  Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi’s children call upon their oppressed and suffering compatriots and all freedom loving and justice seeking citizens across the globe to act as their voice to the world at large and echo their demand for justice and the release of all oppressed yet resistant prisoners, including all political prisoners and prisoners of conscience across Iran.

The complete content of the letter provided to Kaleme and Saham News is as follows:

In the name of God,

To our oppressed and suffering compatriots who have sacrificed so much and all those who seek liberty and justice across the globe,

We are approaching the one year anniversary of the illegal house arrest of our loved ones; an illegal house arrest that violated all international conventions and domestic laws; an illegal house arrest that took place as a result of the demand by our loved ones that the ruling government issue a permit for rallies in support of the anti-authoritarian movements taking place the region at the time; an illegal house arrest that rendered our loved ones as nameless prisoners without any legal rights.  Their request for a permit was an act that neither you nor your companions would ever regard as a crime, for to the contrary, it demonstrated their high level of social consciousness and their ability to accept responsibility.

Both Mousavi and Karroubi have held high level positions within the government and served their country for many years. Their service to the country includes 8 years as head of Parliament [Karroubi] and 8 years as Prime Minister under extremely difficult conditions of war and economic sanctions [Mousavi].  Throughout these years, they have both remained compassionate and loyal companions to their compatriots.

During the 2009 presidential elections, these two honorable men even passed the Guardian Council’s strict vetting process, including overcoming Approbative Supervision [Tanslator's Note:an interpretation of Iran's Constitution that allows institutions like the Guardians Council to veto laws that have popular support and to disqualify candidates running for public office]. Despite the fact that this law is contrary to the slogans and ideals of the founder of the Islamic Revolution that all individuals have the freedom to participate in the selection process for the nomination of presidential candidates, these two honorable men passed the vetting process and began their respective electoral campaigns in accordance to the existing laws.  Although they witness many violations of the law at the hands of a rival candidate; a candidate with an upper hand as a result of his extensive political support and unlimited access to national resources, they nevertheless engaged in healthy and fair competition during their respective electoral campaigns.  Furthermore, both candidates went out of their way to remain civil and respectful during the presidential debates, voicing criticism of the country’s conditions taking into consideration our national interests; criticism that is now apparent to all and continues to be voiced by many.

After the unexpected results of the presidential elections that were contrary to all evidence and documentation at hand, and following the street protests by millions of Iranian citizens in accordance to the laws stipulated under Iran’s Constitution, Mousavi and Karroubi also voiced their criticism of the election results, standing firm with the protesting citizens of Iran.  They too were beaten during the protest and one of their family members was even martyred. Furthermore, they faced a grand conspiracy, extreme defamation and suppression and their homes were brutally attacked and defaced by an army of thugs.

The last inhumane and illegal act imposed upon our loved ones was this so called house arrest. It has been one year since this inhumane act took place. During this time the authorities and entities associated with the ruling government, who have to date ignored the rule of law, have continued to lie and insist that it is our loved ones who have requested that the government protect them and they [the government] are only protecting their lives. They have nothing to say, no rationale to present to the citizens of Iran and the world at large for the acts they have committed. Are the blatant lies that are at times divulged by certain authorities both inside Iran and abroad not inconsistent with the truth?

We the families of the aforementioned loved ones clearly and unequivocally state that they have been detained against their will and in violation of the law for the past year. Furthermore, during this past year, with the exception of a hand full of phone calls and restricted, short, controlled visitations they have been deprived of all communication with the outside world and deprived of their legal rights.  To date not a signal authority of the ruling government, has accepted responsibility for this illegal act. Their food, health and medication is also controlled rather than being provided by an independent and impartial party.  There is also much uncertainty regarding their security and the location of their detention. It goes without saying that the concerns regarding their well being are greatly increasing with the passing of each day. 

In addition, we the family of  Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karroubi and Zahra Rahnavard, declare on their behalf that we protest this form of incarceration, be it house arrest or other and demand an end to this illegal and inhumane act.  Those who commit such acts are fully aware that they behavior will not affect on the will of our loved ones, for they will never compromise and will continue to defend the rights and ideals that were expressed by millions of our compatriots who came to the streets in protest. They will continue to defend the rights of those who were slain, those who were martyred, arrested, incarcerated, tortured and mistreated. They will also continue to defend the rights of thousands of prisoners who remain strong and continue to persevere behind bars.

We ask the ruling government on the honor, life and property of our nation to refrain from acts that are inhuman,  unpatriotic and against our religious foundations and will only bring us to the brink of war and destruction and instead return to a path based on logic the rule of law and the national interests of our nation.

We the families of Mir Hossein Mousavi and Mehdi Karroubi, two honorable men who have been deprived of their human rights but have nevertheless remained steadfast and true to their oath to defend the rights of our citizens, now call upon our oppressed and suffering compatriots and all freedom loving and justice seeking individuals dedicated to human rights across the globe, to act as a symbol of support for a nation that has been deprived of their rights. We ask in particular that you support the innocent martyrs and prisoners in Iran and stand with Iranians inside Iran who seek true democracy, acting as our voice to the world at large and echoing our demand for justice.  Tell the world: “We demand the release of all oppressed yet resistant prisoners, including all political prisoners and prisoners of conscience across Iran and we believe that an honorable and great nation such as Iran does not deserve such economic and political hardship and God forbid war.”

The families of Mehdi Karroubi and Mir Hossein Mousavi

February 7th, 2012

Source: http://www.kaleme.com/1390/11/19/klm-90066/

 

 

» یکسال حصر غیرقانونی و غیرانسانی و محروم از ملاقات و حقوق حداقلی

درخواست فرزندان موسوی و کروبی از مردم در آستانه ۲۵ بهمن: پژواک صدای حق خواهی ما باشید

 

اشتراک

 

 

سه شنبه, ۱۸ بهمن, ۱۳۹۰

چکیده :ما اعضای خانواده این عزیزان با صراحت و قطعیت می گوییم که آنها برخلاف خواست خود و برخلاف قانون یک سال است که در بازداشت به سر می برند و جز تعدادی تماس تلفنی و دیدار محدود ،کوتاه و کنترل شده حق هرگونه ارتباطی با بیرون از آنها سلب شده است . آنها از حقوق قانونی خود محروم مانده اند. تا کنون هیچ شخص مسئولی حتی همین اقدام غیر قانونی راهم بنا بر جایگاه حقوقی خود نپذیرفته است . آنها از نظارت ارگان بی طرف بر خوراک و سلامتی و دارو بی بهره اند . و در مورد امنیت و کجایی مکان نگهداری آنان ابهامات زیادی وجود دارد و این نگرانی‌ها روز به روز برای ما شدیدتر شده است. …

 

فرزندان موسوی و کروبی در نامه مشترکی، از همه هموطنان مظلوم و رنج دیده و فداکار و از همه انسان های حق طلب و آزادی خواه و عدالت جو در جای جای جهان خواسته اند که پژواک صدای حق خواهی آنها بوده و صدای شان را به گوش جهانیان برسانند که زندانیان مظلوم و مقاوم ما و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را در سراسرایران آزاد کنید.

 

به گزارش کلمه، در این نامه مشترک با اشاره به روند غیر قانونی و غیر انسانی حصر خانگی میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی و توجیهات حاکمیت در ادامه این حصر آمده است: ما اعضای خانواده این عزیزان با صراحت و قطعیت می گوییم که آنها برخلاف خواست خود و برخلاف قانون یک سال است که در بازداشت به سر می برند و جز تعدادی تماس تلفنی و دیدار محدود ،کوتاه و کنترل شده حق هرگونه ارتباطی با بیرون از آنها سلب شده است . آنها از حقوق قانونی خود محروم مانده اند . تا کنون هیچ شخص مسئولی حتی همین اقدام غیر قانونی راهم بنا بر جایگاه حقوقی خود نپذیرفته است . آنها از نظارت ارگان بی طرف بر خوراک و سلامتی و دارو بی بهره اند . و در مورد امنیت و کجایی مکان نگهداری آنان ابهامات زیادی وجود دارد و این نگرانی‌ها روز به روز برای ما شدیدتر شده است.

 

فرزندان موسوی و کروبی با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت و امنیت آنان تصریح کرده اند: ما اعضای خانواده این عزیزان با صراحت و قطعیت می گوییم که آنها برخلاف خواست خود و برخلاف قانون یک سال است که در بازداشت به سر می برند و جز تعدادی تماس تلفنی و دیدار محدود ،کوتاه و کنترل شده حق هرگونه ارتباطی با بیرون از آنها سلب شده است . آنها از حقوق قانونی خود محروم مانده اند . تا کنون هیچ شخص مسئولی حتی همین اقدام غیر قانونی راهم بنا بر جایگاه حقوقی خود نپذیرفته است . آنها از نظارت ارگان بی طرف بر خوراک و سلامتی و دارو بی بهره اند . و در مورد امنیت و کجایی مکان نگهداری آنان ابهامات زیادی وجود دارد و این نگرانی‌ها روز به روز برای ما شدیدتر شده است.

آنان از حاکمان بر جان و مال و ناموس مردم خواسته اند از راه ضد ملی و ضد دینی و ضد انسانی که در سرکوب هر منتقد و مخالف خود در پیش گرفته اند و کشور را درلبه پرتگاه جنگ و ویرانی قرار داده اند به راه منطق وقانون و مصلحت مردم و میهن برگردند.

متن کامل این نامه که در اختیار سحام نیوز و کلمه قرار گرفت، به شرح زیر است:

 

 

به نام خدا

 

هم وطنان مظلوم ، رنجدیده و فداکار

 

انسان های حق طلب ، آزادی خواه عدالت جو در جای جای جهان

 

نزدیک یک سال است که عزیزان ما برخلاف نص صریح قوانین داخلی و تمامی کنوانسیون های بین المللی و به دنبال درخواست مجوز سال گذشته برای راهپیمایی ۲۵ بهمن در آنچه به صورت یک بدعت حقوقی حبس خانگی و درعمل زندانی بی نام ونشان است ، قرار دارند .حتما بیاد دارید که این راهپیمایی برای حمایت از جنبش های ضد استبدادی منطقه بود . کاری که نه برای شما و نه همراهان به بندکشیده شده شما حال در هر زمان ، نه تنها جرمی نیست بلکه نشانی از رشد اجتماعی و مسئولیت پذیریست .

 

 

آقایان موسوی و کروبی سالها در مسئولیتهای طراز اول کشور به مردم خدمت کرده اند. هشت سال ریاست مجلس و هشت سال نخست وزیری کشور تحت سخت ترین شرایط جنگی داخلی و محاصره اقتصادی ، کم ترین سابقه عزیزان ماست. آیا جز این است

که در تمامی این سالها دلسوز یار و امین هموطنان خود بوده اند؟

 

 

این دو بزرگوار در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ حتی از همه فیلترهای شورای نگهبان که با بدعتی به نام نظارت استصوابی و برخلاف شعارها و آرمان های بنیانگذار انقلاب در رابطه با «آزادی» برای همگان به گزینش اولیه نامزدهای انتخاباتی می پردازد، عبور کردند و طبق همان قوانین به فعالیت انتخاباتی پرداختند .آنها در حالی که شاهد تخلف های فراوان از سوی نامزد رقیب بودند، که همه امکانات کشور و همه نوع حمایت سیاسی را در پشت خود داشت ، به رقابتی سالم و عادلانه پرداختند و در مناظره هایشان نیز در کمال ادب و با بصیرت کامل و دلسوزی و با رعایت تمام مصالح ملی نظراتی را در نقد شرایط موجود مطرح کردند که تماما امروز سخنی است که دیگر همگی بدان معترفند و خود نیز تکرار می کنند.

 

ایشان، پس از اعلام نتایجی که کاملا غیر منتظره و خلاف همه مشهودات و مستندات بود و اعتراضات میلیونی مردم که براساس قانون اساسی کشور صورت گرفت؛ نظر اعتراضی خود را ابراز داشتند و پا به پای مردم معترض ایستادگی کردند. خود کتک خوردند و شهید دادند و با انبوه توطئه ها ، افترا و سرکوب ها و لشگرکشی اراذل به خانه و کاشانه خود مواجه شدند.

 

آخرین حربه ای که علیه این عزیزان به کار گرفته شد برخورد غیرانسانی و غیر قانونی مبنی بر به اصطلاح حبس خانگی آنهاست. اینک یک سال از این عمل ضد انسانی می‌گذرد . در این مدت مقامات و نهادهای حاکم که دست شان از هر محمل قانونی خالی است، جز این دروغ که آنها خودشان خواهان مراقبت از خویش بوده‌اند و ما‌‌ برای حفظ جان آنها چنین کرده ایم ، حرفی برای گفتن و منطقی برای ارائه به افکار عمومی داخلی و جهانی ندارند . آیا این که هر از گاهی دروغهای آشکاری از زبان بعضی افراد مسئول

در داخل و خارج از کشور به گوش می رسد ، با حقایق در تعارض نیست؟

 

ما اعضای خانواده این عزیزان با صراحت و قطعیت می گوییم که آنها برخلاف خواست خود و برخلاف قانون یک سال است که در بازداشت به سر می برند و جز تعدادی تماس تلفنی و دیدار محدود ،کوتاه و کنترل شده حق هرگونه ارتباطی با بیرون از آنها سلب شده است . آنها از حقوق قانونی خود محروم مانده اند . تا کنون هیچ شخص مسئولی حتی همین اقدام غیر قانونی راهم بنا بر جایگاه حقوقی خود نپذیرفته است . آنها از نظارت نهادهای بی طرف بر خوراک و سلامتی و دارو بی بهره اند . و در مورد امنیت و کجایی مکان نگهداری آنان ابهامات زیادی وجود دارد و این نگرانی‌ها روز به روز برای ما شدیدتر شده است .

 

اینک ما خانواده آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد از طرف آنان اعلام می کنیم که ما و عزیزان مان به این زندان هرچه که باشد خانگی یا غیر خانگی ، معترضیم و خواهان پایان دادن به این اقدام ضد انسانی و ضد قانونی هستیم. مسببین اینگونه رفتارها به خوبی می دانند که با اقداماتی چنین، در اراده عزیزان ما در حق خواهی خویش و دفاع از آرمان هایی که میلیون ها هم وطن مان در خیابان ها ابراز کردند و خون خود را نثار نمودند و دهها شهید دادند و دچار حبس وشکنجه و انواع مسایل دیگر شدند و نیزهزاران زندانی که همچنان مقاوم و استوار در حبس اند؛ خللی ایجاد نخواهد کرد.

 

ما از حاکمانِ بر جان و مال و ناموس مردم می خواهیم از راه ضد ملی و ضد دینی و ضد انسانی که در سرکوب هر منتقد و مخالف خود در پیش گرفته اند و کشور را درلبه پرتگاه جنگ و ویرانی قرار داده اند به راه منطق وقانون و مصلحت مردم و میهن برگردند.

ما خانواده آقایان موسوی و کروبی، که برعهد خود با مردم در دفاع از حقوق شان وفادار واستوار مانده اند؛ اینک به خاطر حقوق از دست رفته آنها ، به عنوان نمادی از حقوق از دست رفته مردم ایران و مخصوصا شهدای مظلوم و زندانیان بی گناه ، از همه هموطنان مظلوم و رنج دیده و فداکار و از همه انسان های حق طلب و آزادی خواه و عدالت جوی، هم گام با هموطنان داخل کشور که خواهان تسلط مردمسالاری واقعیند ، در جای جای جهان میخواهیم پژواک صدای حق خواهی ما باشند . و صدای مارا به گوش جهانیان برسانند که: “زندانیان مظلوم و مقاوم ما وهمه زندانیان سیاسی و عقیدتی را در سراسر ایران آزاد کنید . کشور وملتی با اینهمه سرفرازی و بزرگی شایسته این حد رنج تنگناهای اقتصادی و سیاسی وخدای‌ناکرده جنگ نیست .”

 

خانواده مهدی کروبی و میرحسین موسوی

۱۸ بهمن ماه ۱۳۹۰

 


مهدی خزعلی – او را میشناسید؟ جرم او حرف زدن و ابراز عقیده است

ویدئو دکتر مهدی خزعلی،نمایشگاه مطبوعات،1390

 

او را میشناسید؟ جرم او حرف زدن و ابراز عقیده است … او امروز به ۱۴ سال زندان، ۱۰ سال تبعید و ۹۰ ضربه شلاق محکوم شد … جرم او تنها حرف زدن است … حرف زدن و بس … سرانجام او را ساکت کردند…

به گزارش بی‌بی‌سی فارسی، این حکم در دادگاهی به ریاست قاضی پیرعباسی صادر شده است.
محمد حسین آقاسی، وکیل آقای خزعلی نیز این حکم را تائید کرده است.
در حالی حکم دادگاه بدوی اعلام شده که وضعیت جسمی این زندانی سیاسی در بیست و هفتمین روز اعتصاب غذای خود وخیم گزارش شده است.
گزارش شده که آقای خزعلی دو روز پیش به دلیل خونریزی معده به بهداری زندان اوین منتقل شده بود.
آقای خزعلی پس از انتخابات دهمین دور ریاست جمهوری چندین بار بازداشت شد.
مهدی خزعلی فرزند ابوالقاسم خزعلی، از اعضای مجلس خبرگان است.


BREAKING NEWS – Dr. Mehdi Khazali Sentenced to 14 Years Prison, 10 Years Exile & 90 Lashes

February 5th, 2012 [BBC Farsi] – Dr. Mehdi Khazali, web blogger critical of the ruling government of Iran was sentenced today by the 26th branch of the Revolutionary Court presided by Judge Pir Abbasi  to 14 years in prison, 10 years exile and 90 lashes.

The sentence was also confirmed by Dr. Khazali’s lawyer Mohammad Hossein Aghassi.

It is worth mentioning that this harsh sentence was rendered by the Revolutionary Court despite the fact that Dr. Khazali is reportedly in dire physical condition and on the 27th day of a hunger strike. Furthermore, Dr. Khazali was reportedly transferred to the infirmary at Evin prison two days ago as a result of a bleeding ulcer.

Mehdi Khazali was arrested on numerous occasions after the 10th presidential elections in Iran.  He is the son of Ayatollah Abolfazl Khazali, a member of the Assembly of Experts.

Source: BBC Farsi – http://www.bbc.co.uk/persian/rolling_news/2012/02/120205_rln_l21_khazali_prison.shtml

Translator’s Note: According to reports by Khabarnegaran Sabz, Dr. Khazali’s facebook page confirms that Dr. Khazali was sentenced by the 26th branch of the Revolutionary Court presided over by Judge Pir Abbassi to 90 lashes, 14 years imprisonment at Borazjan Prison in Bushehr Province and another 10 years in exile in Borazjan upon completion of his prison sentence.

Source: http://www.greencorrespondents.com/2012/02/blog-post_6267.html

مهدی خزعلی به ۱۴ سال حبس و ۱۰ سال تبعید محکوم شد

به روز شده:  15:07 گرينويچ – 05 فوريه 2012 – 16 بهمن 1390

قوه قضاییه ایران، مهدی خزعلی، وبلاگ‌نویس منتقد دولت را به ۱۴ سال حبس، ۱۰ سال تبعید و ۹۰ ضربه شلاق محکوم کرد.

این حکم در دادگاهی به ریاست قاضی پیرعباسی صادر شده است.

محمد حسین آقاسی، وکیل آقای خزعلی نیز این حکم را تائید کرده است.

در حالی حکم دادگاه بدوی اعلام شده که وضعیت جسمی این زندانی سیاسی در بیست و هفتمین روز اعتصاب غذای خود وخیم گزارش شده است.

گزارش شده که آقای خزعلی دو روز پیش به دلیل خونریزی معده به بهداری زندان اوین منتقل شده بود.

آقای خزعلی پس از انتخابات دهمین دور ریاست جمهوری چندین بار بازداشت شد.

مهدی خزعلی فرزند ابوالقاسم خزعلی، از اعضای مجلس خبرگان است.


Political Prisoners at Evin’s Ward 350 Respond with Roars of “Ya Hossein… Mir Hossein ” after a Sudden & Unexpected Raid

February 2nd, 2012 – [Kaleme] According to reports received from Evin’s ward 350, the men’s ward was raided by security forces who searched the premises and transferred all political prisoners to the prison yard despite the fact that it was snowing.  The raid reportedly angered the prisoners to such a degree that they began chanting slogans and singing songs, leading to reaction by women prisoners in Evin’s women’s ward 350 who joined in the slogans, forcing the agents to eventually leave the ward.

According to sources inside Evin, on Wednesday morning February 2nd, 2012 and on the eve of the “Decade of Fajr” [period from February 1 to 11, celebrated every year in Iran commemorating the fall of the Pahlavi Dynasty and the Islamic Revolution's Victory Day] tens of security forces raided Evin’s [male] ward 350, searching all prisoner belongings and furniture, leading to prisoners spending hours cleaning and reorganizing the disarray caused by the sudden search.

After the sudden raid and inspection all male political prisoners [including those suffering from ailments] were forced to leave their rooms and were taken to the prison yard despite the fact that the temperature was below zero and it was snowing. It goes without saying that the sick prisoners suffered greatly under such conditions.

Following this illegal act that took place in the presence of the special prosecutor’s assistant, the prisoners broke out in slogans such as “Ya Hossein… Mir Hossein” , “Mahmoud the Traitor” and “Death to the Dictator” and sang the national anthem “Ey Iran” and other songs such as “Yareh Dabestani”.

The loud and continuous slogans and songs chanted by the prisoners in Evin’s male ward 350 led to reaction by women prisoners at the female ward who joined in chanting slogans and singing songs in protest.

As a result of the raged demonstrated by the prisoners, all inspection was suddenly halted by the inspectors who feared potential loss of control of the situation.

It is worth mentioning that ward 350 located in the basement of Evin prison is divided into a female and male ward.  The women prisoners are kept at the end of the ward in a long and narrow area that has no access to fresh air.

Source: Kaleme: http://www.kaleme.com/1390/11/12/klm-89276/

 

هجوم نیروهای امنیتی به بند ۳۵۰ زندان اوین و واکنش زندانیان سیاسی با شعار “یاحسین میرحسین”

 

 

اشتراک

 

 

چهارشنبه, ۱۲ بهمن, ۱۳۹۰

چکیده :هجوم و بازرسی در بند 350 زندان اوین و انتقال زندانیان سیاسی به حیاط این بند همزمان با بارش برف، زندانیان را تا آنجا خشمگین کرد که با سردادن شعار و سرود موجب واکنش و شعار متقابل در بند زنان شده و ماموران را وادار به ترک بند کرد….

 

هجوم و بازرسی در بند ۳۵۰ زندان اوین و انتقال زندانیان سیاسی به حیاط این بند همزمان با بارش برف، زندانیان را تا آنجا خشمگین کرد که با سردادن شعار و سرود موجب واکنش و شعار متقابل در بند زنان شده و ماموران را وادار به ترک بند کرد.

 

به گزارش منابع خبری کلمه از زندان اوین، صبح روز چهارشنبه ۱۲ بهمن و در آستانه دهه فجر در پی ورود ناگهانی دهها نیروی امنیتی به بند ۳۵۰ زندان اوین تمامی اسباب و اثاثیه زندانیان مورد تهاجم و کنکاش قرار گرفت و تا مدتها وقت زندانیان صرف تفکیک و دوباره چینی وسایل درهم ریخته آنان شد که در وسط اتاق رها شده بود.

 

بدنبال این بازرسی تمامی زندانیان از جمله زندانیان بیمار این بند مجبور به خروج از اتاقها و حضور در هواخوری بند ۳۵۰ شدند و این در حالی بود که هوای زیر صفر و بارش برف کار را بر زندانیان بیمار سخت کرده بود.

 

در پی این اقدام غیر قانونی که همزمان با حضور دادیار ویژه صورت گرفت زندانیان دست به اعتراض زده و یکصدا شعارهایی از جمله یاحسین میرحسین، محمود خائن … ، سرود ای ایران، یاردبستانی، مرگ بردیکتاتور و … سردادند.

 

شعارها و سرودهای زندانیان بند ۳۵۰ که لاینقطع تکرار می شد باعث واکنش بند بانوان بند۳۵۰ شد و آنها نیز با خواندن سرود و سردادن شعار به این اقدام اعتراضی واکنش نشان دادند.

تداوم این وضعیت برنامه بازرسی از اتاقها را بسرعت پایان داد، چرا که بازرسان متوجه خشم زندانیان و احتمال از دست رفتن کنترل اوضاع شدند.

بند ۳۵۰ که یک زیرزمین در زندان اوین است، به دو بخش بند مردان و زنان تقسیم شده است. انتهای این بند یک سالن بدون هر گونه امکانات و حتی سالن هواخوری وجود دارد که زندانیان سیاسی زن در آن نگهداری می شوند.


Follow

Get every new post delivered to your Inbox.

Join 32 other followers