An Unprecedented, Coincidental & Heart Warming Encounter with Opposition Leader Mir Hossein Mousavi & Zahra Rahnavard

ImageMarch 14th 2014 – According to reports by Kaleme, Opposition Leader Mir Hossein Mousavi and his wife Zahra Rahnavard, under illegal house arrest for over three years, were granted permission to visit with Rahnavard’s old and ailing mother Mrs. Navab Safavi in the presence of security agents today.

In an unexpected turn of events, Mousavi’s and Rahnavard’s visit to Mrs. Navab Safavi’s house coincided with a spontaneous visit by a group of teachers and family members of political prisoners who arrived at the residence of Zahra Rahnavard’s mother in order to pay their respects and show their support, not knowing that Rahnavard and Mousavi had been taken to the house as well.

Though the spontaneous visitors were initially banned by the security agents present from entering Mrs. Navab Safavi’s residence, they were eventually allowed to enter the house and meet with Mousavi and Rahnavard. Mousavi and Rahnavard’s daughters were not present during this spontaneous gathering.

This is the first time in three years of illegal house arrest that Mousavi and Rahnavard have been allowed to visit with any member of the public other than their immediate family members. This while neither the opposition leader nor his wife have been charged with a crime, nor has any official within the ruling establishment taken responsibility for their house arrest or confirmed the legality of such an act.

Zahra Rahimi the wife of Abolfazl Ghadyani a political prisoner at Evin prison who was part of the group that coincidentally arrived at Mrs. Navab Safavi’s house at the same time that Mousavi and Rahnavard were visiting recounted the events as follows: “A number of us have been paying regular visits to the families of martyrs and Green political prisoners. Today we decided to visit Mrs. Rahnavard’s mother. When we arrived at her residence we saw a car parked at the entrance. There were two individuals inside the car and they were looking in our direction. We assumed they were with the security apparatus. Since they did not intervene we rang the door bell and the gate opened. Upon entering the court yard we were met by a number of other agents who began questioning us. They wanted to know why we were there. Though their line of questioning was surprising, we explained that we had come to visit Mrs Rahnavard’s old and ailing mother as we had heard that she is not feeling well. A few minutes later someone came outside from within the residence and said we were allowed to enter.”

Rahimi added: “As we entered the house, to our shock and surprised we realized that Zahra Rahnavard was also present. It goes without saying that we were all elated and at a loss for words. We all greeted her not knowing exactly what to say or how to behave. A female security agent was sitting next to Mrs. Rahnavard. The security agent’s behavior was civil and respectful. We sat next to Mrs. Rahnavard and chatted with her for a few minutes. The other teachers who had accompanied us on this visit were ordinary citizens with no political background. Everyone was so happy to see Mrs. Rahnavard. The visit with was so utterly unexpected and we were all in such shock that all we could think to ask was how she was doing. Mrs Rahnavard first about the families of the other political prisoners, insisting that we send them her regards.”

“Prior to her house arrest, Mrs. Rahnavard was a staunch supporter of the families of political prisoners and she always attended our gatherings. We could always depend on her. She never abandoned us. I could tell that she misses everyone and worries about the families. Mrs Rahnavard told us that their condition has improved and their daughters are now allowed to visit them once a week. In response to our gratitude regarding the improved conditions and our desire to see the house arrest lifted as soon as possible, Mrs. Rahnavard said: “We must all be patient; we must all persevere.”, Rahimi continued.

“Mrs Rahnavard told us that she had lost 14 kilos (approx 30 lbs) in short period of time. Though she looked thinner her face had not changed. Although Mir Hossein’s hair was completely grey, his spirit was strong. Mrs. Rahnavard explained that they were on their way out when we arrived. She said that their visit had not been planned. They had been taken to the hospital for a number of tests and upon leaving the hospital since they were in the vicinity of Mrs. Rahnavard’s mother’s home, the security agent had suggested that they pay her a visit. I asked where Mousavi was and was told he is in another room. I approached the room and asked if we could see him. The security agent standing next to Mousavi was pleasant and said it would be okay. We all entered the room and greeted Mousavi. We were all so nervous but Mousavi calmly greeted everyone and asked how our husbands and other political prisoners were doing. When they were leaving he turned to us and said: “Know that we are doing well.”

Source: Kaleme &

میرحسین و رهنورد با مادر زهرا رهنورد دیدار کردند
یکشنبه, ۲۵ اسفند, ۱۳۹۲

چکیده :صبح امروز میرحسین و رهنورد که بیش از سه سال است در حصر خانگی به سر می برند توسط ماموران امنیتی به منزل خانم نواب صفوی رفته و با ایشان که در بیماری به سر میبرد دیدار کردند. دختران میرحسین و رهنورد در این دیدار خانوادگی حضور نداشتند. …

زهرا رهنورد و میرحسین موسوی، امروز با همراهی ماموران امنیتی با خانم نواب صفوی مادر کهنسال خانم رهنورد دیدار کردند.

به گزارش کلمه، صبح امروز میرحسین و رهنورد که بیش از سه سال است در حصر خانگی به سر می برند توسط ماموران امنیتی به منزل خانم نواب صفوی رفته و با ایشان که در بیماری به سر می برد دیدار کردند.

بر اساس این گزارش، این دیدار خانوادگی به طور غیرمترقبه ای همزمان با دیدار جمعی از معلمان و خانواده های زندانیان سیاسی با مادر خانم رهنورد شده بود که در ابتدا با ممانعت ماموران مواجه اما آنها در نهایت موفق به دیدار با خانم رهنورد و آقای موسوی نیز شدند.

دختران میرحسین و رهنورد در این دیدار خانوادگی حضور نداشتند.

بیش از سه سال است که میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در حالی در زندان خانگی به سر می برند که تا به حال هیچ مقام رسمی به هیچ قانونی بودن این دستور را تایید نکرده است.

تماس نخست وزیر سال های دفاع مقدس و همسرش با بیرون از محیط زندان خانگی به ملاقات های کوتاه هفتگی با خانواده محدود شده است. در همین حال در طول سه سال گذشته گاهی حتی بین ملاقات دختران با پدر و مادرشان وقفه های چند ماهه و بی خبری های مطلق تا سه ماه گزارش شده بود.

میرحسین موسوی و رهنورد در طول هفته حتی از تماس تلفنی با دختران خود که از حقوق مسلم زندانیان عادی که در دادگاه محکوم شده اند است، نیز محرومند.

روایت یک شادی غیر منتظره پس از سه سال جدایی اجباری
دوشنبه, ۲۶ اسفند, ۱۳۹۲

چکیده :زهرا رهنورد در این دیدار به خانم های حاضر می گوید که باید صبر کنیم و استقامت داشته باشیم. میرحسین هم لحظه ی خداحافظی گفته بدانید که حال ما خوب است. سخنانی که از منظر حاضران نشانه ی روحیه ی قوی و محکم این دو همراه محصور مردم پس از سه سال زندان خانگی بوده است. و حالا حاضران شادند که زهرا رهنورد با چشمان خود دیده است که گرچه سه سال حصر دست او را از خدمت به خانواده اش کوتاه کرده اما خواهران و مادرانی هستند که خانواده اش را تنها نگذاشته اند….

کلمه- پیام رهجو: وقتی تعدادی از معلمان و خانواده های زندانیان سیاسی وارد منزل خانم احترام السادات نواب صفوی می شوند با چنان صحنه ی غیرمنتظره ای مواجه می شوند که خودشان می گویند آنقدر هول شدیم که هیچ سوالی به ذهنمان نمی رسید. دیدار با میرحسین و رهنورد شاید آخرین تصوری بود که آنان از حضور در منزل مادر زهرا رهنورد در خیال خود داشتند.

زهرا رهنورد در این دیدار به خانم های حاضر می گوید که باید صبر کنیم و استقامت داشته باشیم. میرحسین هم لحظه ی خداحافظی گفته بدانید که حال ما خوب است. سخنانی که از منظر حاضران نشانه ی روحیه ی قوی و محکم این دو همراه محصور مردم پس از سه سال زندان خانگی بوده است. و حالا حاضران شادند که زهرا رهنورد با چشمان خود دیده است که گرچه سه سال حصر دست او را از خدمت به خانواده اش کوتاه کرده اما خواهران و مادرانی هستند که خانواده اش را تنها نگذاشته اند.

زهرا رحیمی، همسر ابوالفضل قدیانی، که در این دیدار حاضر بوده است به کلمه می گوید: ما، تعدادی از معلم ها مدتی است که دور هم جمع شدیم و گاهی به خانواده ها و مادران شهدا و زندانیان سیاسی سبز سر میزنیم، امروز هم تصمیم داشتیم به دیدار یکی از مادران سبز برویم که مادر خانم رهنورد را انتخاب کردیم. وقتی رسیدیم جلوی در منزل ایشان دیدیم دم در یک ماشین پارک است که دو نفر در آن نشسته بودند و به ما نگاه می کردند. حس کردیم که از برادران هستند اما چون کاری با ما نداشتند در را زدیم و باز شد. و وقتی وارد حیاط شدیم چند نفر آمدند آنجا و شروع کردند به سوال کردن از ما که شما با چه کسی هماهنگ کردید و سوال هایی که ما را متعجب می کرد که چرا از ما چنین سوال هایی میکنند و جریان چیست؟ ما توضیح دادیم که آمدیم به مادر پیر خانم رهنورد سر بزنیم و دیداری داشته باشیم چون شنیدیم که کمی احوالشان ناخوش است. کمی معطل شدیم تا یکی از داخل بیرون آمد و گفت اجازه بدهید بیایند داخل.

زهرا رحیمی در ادامه تشریح می کند: ما همچنان متعجب و شوکه وارد خانه شدیم و ناگهان چشممان به خانم رهنورد افتاد. همه خوشحال و هول شده بودیم و یکی یکی با خانم رهنورد روبوسی و احوال پرسی کردیم. مامور خانمی هم کنارشان بود که رفتار مودبانه و خوبی با ما داشت و حضورش معذبمان نمیکرد. همانجا نشستیم به احوال پرسی و گپ زدن.

او می گوید: خانم های معلمی که با ما بودند اصلا افراد سیاسی و شناخته شده ای نبودند و همه خوشحال و هیجان زده شده بودند، شروع کردند به صحبت که چقدر خوشحالیم از دیدن شما. همه واقعا شوکه بودیم و نمی دانستیم باید چه کار کنیم و چه بگوییم. حتی سوال خاصی به ذهنمان نمی رسید و مرتب حال و روزشان را می پرسیدیم.

به گفته ی همسر قدیانی، خانم رهنورد اول از همه از حال بقیه ی خانواده های زندانیان سیاسی پرسید و تاکید کرد که سلام مرا به همه برسانید.

همسر این زندانی سیاسی در ادامه می افزاید: خانم رهنورد پیش از حصر از همراهان همیشگی خانواده ها بودند و در همه ی جمع ها در کنار ما حضور داشتند. ما به عنوان یکی از یاوران و حامیان خود روی ایشان حساب می کردیم. هیچ وقت ما را تنها نگذاشتند. از احوال پرسی که می کردند معلوم بود که دلشان تنگ شده و نگران همه هستند.

خانم رحیمی می گوید: خانم رهنورد می گفت که شرایط برای ما بهتر شده و دختران را هفته ای یک بار می بینند. خانم های همراه ابراز خوشحالی کردند و دعا کردند که ایشالا به زودی حصر رفع شود و شرایط بهتر و فضا آزاد شود که خانم رهنورد در جواب گفت ما و شما باید صبر کنیم و باید که استقامت کنیم.

بر اساس گزارش رسیده از خانواده ها برخورد ماموران آقا و خانم نسبت به گذشته بهتر و محترمانه تر شده است.

همسر ابوالفضل قدیانی ادامه می دهد: خانم رهنورد می گفت که در مدت کوتاهی یک دفعه ۱۴ کیلو کم کردند و ظاهرشان کمی نحیف شده بود اما اصلا صورتشان تکیده نشده بود. آقای مهندس هم موهایشان یک دست سفید شده بود. ولی خدا را شکر از نظر روحی فوق العاده محکم به نظر می آمدند. کمی که نشستیم خانم رهنورد گفت که ما داشتیم میرفتیم الان هم میگویند که باید برویم. آن طور که ایشان می گفتند حضورشان در آنجا کاملا اتفاقی بوده است. ظاهرا قبل از آن رفته بودند بیمارستان برای یک سری آزمایش. هنگام برگشت ماموران گفته بودند که چون نزدیک خانه ی مادرتان هستیم سری هم به آنجا می زنیم.

زهرا رحیمی می گوید: من حال آقای موسوی رو پرسیدم که گفتند در اتاق دیگر نشسته اند. من رفتم دم در اتاق و احوال پرسی کردم و گفتم که بقیه ی خانم های معلم هم دوست دارند میرحسین را ببینند. آقای ماموری که کنار ایشان ایستاده بود که ایشان هم رفتار بسیار مودبانه ای داشت، نگاهی کرد و گفت اشکالی ندارد بیایید داخل و ببینیدشان. همه رفتیم داخل و با آقای موسوی هم سلام و احوال پرسی کردیم. ما هول شده بودیم اما ایشان خیلی با روی باز و گشاده یکی یکی احوال پرسی می کردند. و احوال زندانیان سیاسی و همسرانمان را جویا می شدند. وقتی هم که داشتند می رفتند رو به ما گفتند که بدانید که حال ما خوب است.

به گفته ی خانم رحیمی مشخص بود منظورشان احوال روحی شان است و می خواستند بگویند که روحیه شان خوب است. انصافا هم روحیه شان فوق العاده بود و کلامشان مثل همان روزها قوی و محکم بود و هیچ لرزشی در صدایشان نبود.

وی می افزاید: وقتی که داشتند خارج می شدند گروهی دیگر از معلم ها هم آمدند که باز هم در حیاط ایستاده بودند و با آن ها هم سلام و احوال پرسی کردند. آن ها هم خیلی خوشحال بودند که چنین دیدار غیرمنتظره ای با میرحسین و رهنورد داشتند.

خانم رحیمی، که خود همسر یک زندانی سیاسی است در پایان می گوید: اینکه این دیدار غیرمنتظره چقدر همه ی ما را خوشحال کرد و پس از سه سال دلتنگی میرحسین و خانم رهنورد را دیدیم یک طرف شادی دیگر ما این بود که خانم رهنورد با چشم خود دیدند که ما خانواده شان را فراموش نکردیم و ناگهان حدود ۲۰ خانم با گل و شیرینی وارد خانه ی مادر پیرشان شدند. مطمئنا این دلگرمی بزرگی است برای کسی که دسترسی و امکان خدمت به مادر پیرش را ندارد. مطمئن هستم که امشب قدری خیالشان راحت تر است و می دانند اگر خودشان به جبر از خانواده دورند، خواهران و مادرانی هستند که هر چند توان رسیدگی مرتب نداشته باشند اما دلشان و ذهنشان با خانواده ی آن هاست و آنان را تنها نمی گذارند.

در همین حال، معصومه دهقان، همسر عبدالفتاح سلطانی، وکیل دربند نیز در همین باره به روزآن لاین گفته است: اینقدر خوشحال شده بودیم که فقط می گفتم ما چقدر خوش شانس هستیم. واقعا تعجب کردیم. احتمال دیدن شان یک چیزی نزدیک به صفر بود. وقتی دیدیم و روبوسی کردیم و نشستیم کنارشان، متوجه شدیم که فضا تغییر کرده و باز شده. به نظرم می آید اگر حکومت اینکار را ادامه بدهد و دسته دسته دوستان و آشنایان بروند و سر بزنند و آقای موسوی و خانم رهنورد را ببینند، حساسیتی که خود آقایان داشتندهم از بین می رود. هیچ لزومی ندارد که اینقدر بگیر و ببند باشد، هیچ لزومی ندارد که اینقدر سخت بگیرند. فضا را باز کنند. ما رفتیم دیدیم چیزی هم نشد. برای خود آقایان هم خوب می شود و آبرو و حیثیت شان در جوامع بین المللی حفظ می شود که گذاشتند ملاقات کردند. من امیدوارم که حساسیت ها کمتر شود و به این سمت برویم که رفع حصر هم شود.

همسر عبدالفتاح سلطانی می افزاید: من با دستبند سبز و شال سبز رفته بودم. حیف شد نتوانستم به آقای موسوی بگویم که ما نگذاشتیم شال سبزتان زمین بیفتد. ما نیت کرده ایم و نمی گذاریم شال سبز آقای موسوی زمین بیفتد و تا زمانی که آزاد نشوند بند سبزمان را باز نخواهیم کرد.

Zahra Rahnavard : Associating the Green Movement with Foreign Powers is Denying the Facts


The Leaders of the Green Movement remain steadfast despite the recent wave of attacks by the regime’s propaganda machine.

January 4th, 2014 [Kaleme]- Despite the severe and unprecedented recent wave of attacks by the media outlets associated with Iran’s ruling establishment against the detained leaders of the Green Movement, Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavard’s daughters were reportedly allowed to visit with their parents this week. As customary, the visit took place in the building next to Mousavi and Rahnavard’s residence.

Although Rahnavard’s medical condition remains untreated, and Mousavi himself had expressed concern over his wife’s physical ailments last week, their daughters report that both Rahnavard and Mousavi are in strong spirits and they were allowed to call Rahnavard’s mother and Mousavi’s sister during the visit that lasted slightly over an hour. 

Upon hearing the concern expressed by her daughters over her deteriorating health, Rahnavard responded: “The peace, happiness and well being of our people is more important than our health and our lives. We are hopeful that the myriad of challenges facing our nation are resolved so that our country can stand tall and continue to prosper.” While reiterating the fact that those who have been detained are the mothers and fathers of the Revolution and parents by nature are therefore never strangers to their offspring, Rahnavard once again described the Green Movement as a reform and justice seeking movement that arose from within the Islamic Republic, rejecting claims that associate the Green Movement with foreign powers and inflammatory conduct, adding that this type of propaganda is nothing but denying the truth. 

The detained opposition leader Mir Hossein Mousavi who has followed the biased propaganda and slander dominating the Islamic Republic’s National Radio and Television (the IRIB) made references to his statement number 17 describing the true events that occurred on Ashura of 2009, adding that despite the false propaganda and contradictions, the level of social awareness has only continued to increase.

Mousavi and Rahnavard’s family members continue to object to the fact that they have been deprived of the basic rights afforded any prisoner including the legal right to weekly telephone calls.

Source: Kaleme

Poster Designed by: Doost Sabz 

ملاقات هفتگی در زندان خانگی؛
زهرا رهنورد: مهمتر از سلامتی و قلب ما، آرامش و شادی مردم است

شنبه, ۱۴ دی, ۱۳۹۲
چکیده :در این ملاقات خانم دکتر زهرا رهنورد پس از ابراز نگرانی دختران نسبت به سلامت مادرشان گفته است، مهمتر از سلامتی و جان ما آرامش و شادی مردم است و امیدواریم مشکلات متعددی که اکنون گریبانگیر کشور هست رفع شده و کشورمان هرروز سربلند تر و موفق تر در تمام مظاهر آن باشد….

نسبت دادن جنبش سبز به بیگانگان و رفتارهای براندازانه نفی‌ واقعیات است
ملاقات این هفته فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد این هفته نیز در حالی برگزار شد که رسانه های حاکمیت هجمه‌های شدید و کم سابقه ای را علیه همراهان محبوس جنبش سبز انجام داده بودند.
به گزارش کلمه، این دیدار مطابق معمول در ساختمان جنبی زندان خانگی میرحسین و رهنورد برگزار شد.
بر اساس گزارش رسیده این دو یار زندانی جنبش سبز از روحیه ای قوی و حالاتی معنوی برخوردار هستند، اگر چه ضرورت بررسی پزشکی به دلیل مشکلات جسمی خصوصا درباره خانم رهنورد همچنان برقرار است.
هفته پیش کلمه گزارش داده بود که میرحسین موسوی نسبت به وضعیت سلامت زهرا رهنورد ابراز نگرانی کرده است.
در مدت زمان برگزاری این ملاقات که اندکی بیش از یکساعت به طول انجامید، امکان گفتگوی تلفنی محصورین با مادر خانم رهنورد و خواهر اقای موسوی نیز توسط ماموران فراهم شد.
در این ملاقات خانم رهنورد پس از ابراز نگرانی دختران نسبت به سلامت مادرشان گفته است، مهمتر از سلامتی و قلب و جان ما آرامش و شادی مردم است و امیدواریم مشکلات متعددی که اکنون گریبانگیر کشور هست رفع شده و کشورمان هرروز سربلند تر و موفق تر در تمام مظاهر آن باشد.

زهرا رهنورد نیز با تاکید بر اینکه محصورین مانند پدر و مادر این انقلابند و والدین نسبت به فرزند هرگز خارجی نیستند جنبش سبز را جنبشی اصلاحی و حق جو از درون انقلاب اسلامی دانست و نسبت دادن آن را به بیگانگان یا رفتارهای براندازانه رد کرده این نوع تبلیغات را نفی کننده واقعیات برشمردند.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس نیز که غالب برنامه های تبلیغی و یکسویه حاکمیت و تهمتهای متحجرین حاکم را از صدا و سیما دیده است ضمن اشاره به بیانیه ۱۷ برای تشریح آنچه در عاشورای ۸۸ رخ داد و وضعیتی که در کشور حاکم است، تحلیلی روشن از بالارفتن سطح آگاهی ها در جامعه علیرغم همه خلاف‌گویی‌ها و هجمه ها ارائه کرد.

بیانیه ۱۷ میرحسین موسوی را اینجا بخوانید
خانواده موسوی و رهنورد همچنان نسبت به عملی نشدن وعده زندانبانان برای تماس تلفنی در طول هفته و که از حقوق قانونی حتی زندانیان عادی محسوب می‌شود و نیز محرومیت از حقوق بدیهی زندانیان اعتراض دارند.



Narges Mousavi: “We cannot divulge the entire ordeal we have been forced to endure.”

Thursday October 24th, 2013 – [Kaleme] In an interview with Kaleme, opposition leader Mir Hossein Mousavi’s youngest daughter Narges Mousvai describes the details of the brutal and violent encounter with a female security officer who attacked them following their latest 2 1/2 hour visit with their parents on the occasion of Eyde Ghadir. The full content of Kaleme’s interview with Narges Mousavi is as follows:

Can you please describe the events that occurred today?
They called us yesterday and informed us that we would be allowed to have lunch with our parents on the occasion of Eyde Ghadir. We were of course overjoyed by the news. We were told that we would be allowed to visit for 2 1/2 hours, from 11:30am to 2:00pm. As has been customary with our visits to date, two female security agents were present during our entire visit. When it was time to leave, they asked us to enter the building next door in order to be searched.

Was the behavior by the security agents different than other occasions?
Yes, from the start the physical search seemed more aggressive than usual. It almost felt as though they were seeking to provoke. Perhaps they were looking for an excuse. Who knows. We had been allowed to meet with father a few times after his angioplasty last year, but never had we been search physically in the past. Why in the world is there a need for a bodily search when the security agents had been present all along? Particularly one conducted in such a horrendous manner? Where in the world is such behavior considered acceptable?

Had such an event occurred in the past?
No we were very surprised by their request to search us at the building belonging to the Ministry of Intelligence, particularly as they had already searched us upon entering our parents’ home. We nevertheless complied thinking perhaps they were fearful that we may have stolen something from our parents’ home! They began searching us, despite the fact that our entire visitation had taken place in the presence of the aforementioned two female security officers and they had never left our side. They even asked that we remove our undergarments; a request that was not only vulgar, but against Islamic customs. What is even more disgraceful is that their behavior and requests were so desecrating that I cannot bring myself to even describe them.

How did the altercations begin?
After we refused to comply with their request, this female officer insulted us and began a physical altercation. I tried to stop her by holding her hand and she responded by slapping me and my sister across the face. At that point we entered a physical altercation. When I held my hand up to stop her, she grabbed it and proceeded to bite my arm violently. I was surprised by her physical strength. It almost felt as though she had been trained for this type of thing. My arm was bleeding, it was scrapped and began to swell. She was also kind enough to leave her fingerprints on both my face and my sister’s!

Were your parents witnessing these events?
Unfortunately they were. My mom came to the building that belongs to the Intelligence Ministry next door to their house. They had closed the door to the yard and my mother was out there saying goodbye to us when the events occurred. During the entire ordeal, my father could hear the loud noises and the violent altercation that resulted from the brutal behavior of the security officers, from behind the barred windows of their kitchen that is East of the building belonging to the Ministry. He was extremely saddened and it goes without saying that given his heart condition he should not be subjected to such pressure. It was horrible.

Did anyone interfere and try to prevent this unacceptable behavior?
My mother and Mr. Foroughi the head of the prison guards arrived. Mother tried to separate us, but the female security officer had become so violent that no one could control her. Mr. Foroughi apologized and said that the security officer in question had no right to act this way. When we stated that she probably took her orders from him, he refuted our statement and insisted that she had never been given permission to conduct a bodily search. We asked Mr. Foroghi why we had been given permission to enter our parents’ home only to be subjected to such a humiliating form of bodily search. Was this to be our gift on the occasion of Eyde Ghadir?

Did you know the female security officer in question?
Yes we knew her. It was not the first time she had behaved in such an unacceptable manner. One of the female security officers had treated my father in such a dishonorable manner, affronting and accosting father while he was hospitalized last year, to the point that he was almost taken to his death bed. My father was sick and connected to an IV tube. If they had wanted to avoid further turmoil, they would have removed her from her post back then. Not only was she not removed, but instead she was given carte blanche do do as she pleases and treat the children of a political prisoner in such a disgraceful manner. You see, my father is not just an ordinary prisoner. He is a political prisoner. He was once the Prime Minister of our country. Should they have a right to affront and abuse him this way?

Why do you suppose they allowed you and your sisters to visit with your parents only to turn around and treat you this way? What is the meaning behind such behavior?
I am not sure what is going on behind closed doors. The truth is to this day not one entities within the ruling establishment has taken responsibility for our parents’ house arrest. Their fate has always been in the hands of the Supreme National Security Council, but in reality no one has been willing to accept any responsibility. I personally believe that there several factions at play. One faction is more extreme. Their goal is to wreak havoc and they have no interest in a more relaxed and improved political climate. There is also talk of a faction that seeks to calm the political climate by silencing us. We don’t want such a thing. We demand our parents’ unconditional release. We demand that they be held responsible for this illegal 1000 day house arrest. Taking us to see our parents after 1000 days of house arrest is not sufficient. In my opinion they must apologize for what they have done. They slap us in front of our mother? In front of our detained mother? Why?

Source: Kaleme
نرگس موسوی: همه آنچه برما گذشت را نمی‌توانیم بگوییم
جمعه, ۳ آبان, ۱۳۹۲

چکیده : مامان آمد توی ساختمان چون توی ساختمان خود اطلاعات بودیم از خانه آمده بودیم بیرون در حیاط را هم بسته بودند و مامان ایستاده بود که از ما خداحافظی کند. در تمام این لحظات درگیری پدرم هم از پشت میله های آشپزخانه خانه که مشرف به خانه امن اطلاعات است صداهای این برخورد و حمله های وحشیانه مامور امنیتی را می‌شنید. اوهم خیلی متاثر شد این در حالی هست که بابا نباید بهش فشار عصبی بیاید قلبش مشکل دارد. به هر حال خیلی خیلی بد بود….

کلمه- گروه خبر:

روز عید غدیر امسال روز تلخی برای رهبران در حصر و منتظران رفع حصر بود. روزی که دیدارعیدانه دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد به شکلی دور از انتظار و همراه با خشونت و هتک حرمت پایان یافت.به خصوص آن که بعد از مدتها دختران می توانستند پای در خانه پدری بگذارند و در آنجا با عزیزان شان ملاقات کنند. شاید پیش از آن فکر می کردند این گشایشی خواهد بود چرا که به جای خانه امن وزارت اطلاعات آنان در خانه پدری دیدار صورت می گرفت. کلمه برای آنچه در این روز تلخ اتفاق افتاد با نرگس موسوی گفت و گویی انجام داد که می خوانید:

خانم موسوی لطفا شرحی از آنچه اتفاق افتاد بفرمایید.

روز گذشته به ما زنگ زدند و گفتند که دیدار داریم برای روز عید و اطلاع دادند که می توانیم ناهار را در کنار پدر و مادرمان بمانیم.خب بالطبع ما هم خیلی خوشحال شدیم . این یعنی دیدار ما دو ساعت و نیم خواهد بود . از ساعت یازده و نیم تا دو بعد از ظهر. ملاقات در حضور دو نگهبان زن مانند همیشه انجام شد. بعد از آن بود که وقتی خواستیم از منزل خارج شویم از ما خواستند به ساختمان کناری برویم برای بازدید و گشتن.

آیا امروزبرخورد ماموران از ابتدا با بقیه روزها فرق نداشت؟

چرا اولش هم بازرسی بدنی بیش از حد همیشه بود یعنی کاملا انگار می خواستند التهاب ایجاد کنند. این دفعه حالا می خواستند بهانه ای پیدا کنند یا هر چیز دیگری نمی دانم. ما دفعه قبل هم که البته یکی دوبار بیشتر پیش نیامد، منزل بابا رفته بودیم بعد از اینکه قلبشان را آنژیو کرده بودند ( سال گذشته) ولی بعد از دیدار ما بازرسی بدنی نداشتیم. واز این گذشته

Mir Hossein Mousavi’s Daughters Brutally Attacked By Security Agents on Eyde Ghadir

[The following is a translation of a status on the facebook page of Narges Mousavi. She has requested that we share the account of what happened to them when they were granted visitation with their parents yesterday on the occasion of Eyde Ghadir. Please share widely.]


What you are about to read is an account of the events that occurred during our visit with our detained parents yesterday on the occasion of Eyde Ghadir:

On Wednesday October 24th, 2013 we were contacted by security agents who informed us that an exception would be made so we could have lunch with our parents. Of course this luncheon was in lieu of releasing them on the occasion of Eyde Ghadir, particularly given that we are now approaching the 1000 day mark of their house arrest.

We were told that we would be allowed to spend a total of 2/12 hours with our parents from 11:30am to 2:00pm. Two female security officers were present during our visit. Their pseudo names are Maryam and Sarah (the legal name of one is Mojgan Nazemi, born in 1983). One of these two women had shamelessly accosted and affronted father during the time he had been hospitalized, despite the fact that our mother has always treated them with a motherly respect, even going as far as gifting them the customary Eydi gift while under house arrest.

When our visitation hours came to an end this particular female security officer requested that we accompany her to a secure building belonging to the Ministry of Intelligence next to our parents’ house on Akhtar street. She wanted to conduct a bodily search ensuring that we had not illegally removed any items from our parents’ home while visiting. Though it was hard to believe at first, the demands of the security officer in question were not only unconventional but also disgusting to say the least. To our utter shock and dismay she even repeatedly insisted that we remove our under garments. Her behavior and the manner in which she treated us was anything but what is customary in Islamic tradition.

After refusing to remove our clothes, she attacked us, slapping both myself and my sister Zahra across the face. When I tried to stop her from hitting us she became even more violent, brutally biting my wrists. She repeatedly attacked us and when we finally called out for the head of the prison guards Mr. Foroughi, he of course apologized, but neither felt the need to explain the reason behind such a brutal and inhumane behavior.

During the entire time we were being attacked, my father was standing behind the iron bars of their kitchen that is to the East of the building belonging to the Ministry of Intelligence and he could hear the loud voices and noise arising from the brutal behavior of the security officers. Unfortunately my mother also witnessed their violent behavior.

I have a number of pictures that tell the story of this unfortunate and inhumane incident, including pictures of the head of the prison guards which will be made public if necessary.

I ask that you please share this account with everyone.

Narges Mousavi


آنچه که میخوانید بخشی از وقایع ملاقات ما در روز عید غدیر با پدر و مادر زندانیمان است:

روز چهار شنبه اول ابان از طرف ماموران امنیتی تماس گرفته شد که نهار روز عید را استثنائاَ میتوانیم کنار پدر و مادر باشیم.

البته این ملاقات به جای آزاد کردن و توضیح بابت نزدیک به هزار روز حبس غیر قانونی بود

زمان ملاقات دو ساعت و نیم تعیین شده بود یعنی از ساعت یازده و نیم تا دو.

ملاقات البته با حضور دو مامور زن بود به نام های مستعار مریم و سارا (اسم واقعی: مژگان ناظمی متولد سال 62 ) که یکی از این ماموران زن پیش از این در مدتی که پدرم در بیمارستان بود با بی شرمی با وی درگیر شده بود و هتاکی کرده بود

این در حالی بود که مادرم رفتارش با این ماموران زن همواره مادرانه بوده ودر تمام اعیاد به ایشان عیدی می داده اند

پس از اتمام ساعت ملاقات به خواسته این زن به خانه امن اطلاعات که کنار منزل پدر و مادرم در پاستور است رفتیم که اطمینان حاصل آید که چیزی از خانه پدر و مادرمان برنداشته باشیم و غیر قانونی به خارج از زندان اختر منتقل نکرده باشیم که با درخواست کثیف و غیر متعارفی از این زندان بان روبرو شدیم

اول باور کردنی نبود اما باز با بی شرمی درخواست را تکرار کرد و حتی از ما خواست لباس زیر خود را در بیاوریم…

توصیف و شرح برخورد ایشان خارج از عرف بود.

در پی ممانعت ما از در آوردن لباس ایشان به ما حمله ورشد و سیلی محکمی به گوش من و زهرا خواهرم زد. در تلاش بنده برای گرفتن دست ایشان برای جلوگیری از حمله های بیشتر با رفتار غیر انسانی او روبرو شدم که با وحشی گری تمام مچ دست من را گاز گرفت که عکس را ضمیمه این متن میکنم

وی پیاپی به ما حمله میکرد و وقتی آقای فروغی رئیس زندان بان ها را صدا کردیم ایشان البته عذر خواهی کرد اما هیچ پاسخی بابت این رفتار غیر اخلاقی خود نداشتتند
در تمام این لحظات درگیری پدرم از پشت میله های آشپزخانه خانه که مشرف به خانه امن اطلاعات است صداهای این برخورد و حمله های وحشیانه مامور امنیتی را میشنید و البته مادرم نیز متاسفانه شاهد برخورد خشن ماموران امنیتی بود

عکس های دیگری هم البته گرفته شده از رئیس زندان بان ها که در صورت لزوم در اختیار دوستان قرار میدهم

دوستان لطفا این مطلب را به همه دوستان و خانواده های خود اطلاع دهید

برگرفته از صفحه شخصی فیس بوک نرگس موسوی

Opposition Leader Mir Hossein Mousavi Taken to Nour Medical Center for a Medical Checkup


Wednesday October 23rd, 2013 [Kaleme] – Mir Hossein Mousavi was taken to Nour Medical Center for an MRI and a routine checkup and returned to house arrest at Akhtar Street upon completion of the necessary tests.

Mousavi, now under house arrest for approximately 1000 days, was hospitalized for a period of 10 days at Sina Hospital earlier this year during the month of Ramadan as a result of concerns arising from heart complications and other internal ailments. At the time, Mousavi’s hospitalization was conditional upon his family refraining from informing the public about his medical condition. Following completion of the necessary medical tests and confirmation by the hospital physicians of Mousavi’s health and recovery, he and his wife Zahra Rahnavard were once again returned to house arrest.

Mousavi’s physicians have requested that he receive medical checkups on a regular basis. The first of such checkups took place yesterday when Mousavi was taken to visit his trusted physicians accompanied by security agents. Kalame reports that Mousavi is in good health.

Source: Kaleme

در حضور ماموران امنیتی و با نظارت پزشکان معتمد

حضور چند ساعته میرحسین در یک کلینیک برای چکاپ پزشکی


چهارشنبه, ۱ آبان, ۱۳۹۲

چکیده :با دستور پزشکان، چکاپ میرحسین باید در مدت زمان های مشخص صورت گیرد که اولین چکاپ و معاینات روز گذشته با همکاری ماموران امنیتی در موعد مقرر با حضور پزشکان معتمد انجام شده است. وضعیت سلامت عمومی میرحسین موسوی مناسب است….

میرحسین موسوی برای چکاپ دوره ای پزشکی و ام آر ای به مرکز پزشکی نور منتقل و پس از انجام آزمایش های لازم به زندان اختر بازگردانده شد.

به گزارش کلمه، اوایل ماه رمضان سال جاری میرحسین موسوی، نخست وزیر دوران دفاع مقدس که نزدیک به هزار روز است در زندان خانگی به سرمی‌برد، به علت پاره ای از مشکلات قلبی و داخلی و بدحالی نگران کننده ناشی از آن، به مدت ۱۰ روز، دربیمارستان سینا بستری شد.

این دوره ی درمان که با شرط عدم اطلاع رسانی از سوی خانواده درباره وضعیت جسمی پدر، انجام شده بود نهایتا با تایید پزشکان مبنی بر سلامت جسمی و بهبود کامل بیماری و انجام تمام معاینات و بررسی های لازم پایان یافته و میرحسین به همراه همسرش زهرا رهنورد بار دیگر به زندان خانگی اختر منتقل شدند.

بر اساس این گزارش، با دستور پزشکان، چکاپ میرحسین باید در مدت زمان های مشخص صورت گیرد که اولین چکاپ و معاینات روز گذشته با همکاری ماموران امنیتی در موعد مقرر با حضور پزشکان معتمد انجام شده است.

این گزارش می افزاید که وضعیت سلامت عمومی میرحسین موسوی مناسب است.

Opposition Leader Mir Hossein Mousavi Refutes Reports of a Meeting with Iran’s Secretary of the Supreme National Security Council


Monday Sept 23rd, 2013 – [Kaleme] According to reports by Kaleme, the daughters of opposition leader Mir Hossein Mousavi were allowed to visit with their parents on Sunday September 22nd, 2013. When asked about the recent published reports regarding a reported meeting between Mousavi and Ali Shamkhani, Mousavi and Rahnavard both reiterated that no such meeting had taken place, adding that they will inform their daughters if and when there is any contact or if a meeting or any other event takes place.

A number of media outlets falsely reported on Sunday that Ali Shamkhani, the newly appointed Secretary of the Supreme National Council had met with opposition leader Mir Hossein Mousavi shortly after his appointment; a report that was welcomed by the public at large, particularly given the recent atmosphere of hope and optimism. Given that Mousavi’s daughters asked their parents about the validity of these reports, Kaleme can now confirm that the reports are false.

In the 950 days since the illegal house arrest of Mir Hossein Mousavi and his wife Zahra Rahnavard, with the exception of one meeting that took place during the first couple of months after their house arrest in which administrative details regarding the house arrest were discussed under an atmosphere of threats and pressure, no other government official has met with Mir Hossein and Rahnavard. The reports in media outlets claiming that meetings were held with individuals such as Nejat, Vahid and others over the past three years are also false.

Given the liberties taken by the media outlets associated with the ruling establishment, their respective agenda and the sensitivity associated with news regarding Mousavi,  the family has repeatedly requested and reiterated that anyone interested in following the news regarding Mousavi should do so through the previously introduced credible sources.

Is there a desire for change?

Although there has been no attempt by the ruling establishment to lift the house arrest and a meeting with the opposition leader has not taken place to date, there has been much talk of a push towards reestablishing trust between the ruling establishment and the people through the potential lifting of restrictions and the house arrests.  In an interview with Persian Deutsche Welle, Ardeshir Amir Arjomand, senior adviser to Mir Hossein Mousavi stated: “Both Mr. Rouhani and Mr. Shamkhani have exhibited a desire for change and we are hopeful that other government institutions will also cooperate and refrain from creating obstacles. The appointment of Shamkhani (to Secretary of the Supreme Security Council) is a positive sign. He has always been a revolutionary figure who has demonstrated rationality, moderation and integrity, refraining from taking extreme or inappropriate positions.”

Why a concern for political calm and stability?

Yesterday, Ali Motahari a Parliamentarian representing Tehran referred to the continuation of the house arrests as unjustified, describing the principals behind such an action as controversial.  “Based on my information, the lifting of the house arrests of Mousavi and Karroubi will require the passage of time.  Security officials and officials affiliated with the Ministry of Intelligence remain skeptical and don’t fully trust the political supporters of Mousavi and Karroubi. In any event, the officials need to feel confident regarding the ability to maintain a calm political atmosphere following their potential release. One must be cognizant of the fact however, that both Mousavi and Karroubi and their supporters have insisted upon the return to political stability, rationality, upholding the law and refraining from threats, intimidation and coercion. Their support in the recent elections of Mr. Rohani and his government of “prudence and hope” played an crucial role in the current stability and hope established in our country; a position that is undoubtedly satisfactory to the supporters of the Green Movement.”, stated Motahari.

Desire for an unconditional release

Meanwhile, in an interview with Rooz Online, Hossein Marashi, the spokesperson for the The Executives of Construction Party (Hezb-e Kaargozaaraan-e Saazandegi) expressed optimism regarding the potential lifting of the house arrests of Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karrboui and Zahra Rahnavard, referring to it as a national demand for ending the political conflict at hand. As per Marashi, the ruling establishment is wise enough to know not to set any preconditions for Mousavi, for the authorities are familiar with Mousavi’s character and realize that he will not accept any preconditions. As such any attempts to lift the house arrest will undoubtedly occur without preconditions.

Source: Kaleme

از زمان شروع حصر تا کنون

دریابان شمخانی با میرحسین موسوی دیدار نکرده است


دوشنبه, ۱ مهر, ۱۳۹۲

چکیده :دختران میرحسین موسوی که روز گذشته اجازه دیدار با پدر و مادر خود را پیدا کرده بودند، خبر منتشر شده را با پدر و مادر خود در میان گذاشته اند اما میرحسین و خانم رهنورد با تکذیب این دیدار به فرزندان خود گفته اند در صورت تماس، دیدار یا هر اتفاقی قطعا آنها را در جریان قرار خواهند داد. …

خبر منتشر شده در برخی رسانه ها مبنی بر دیدار دبیر شورای عالی امنیت ملی با میرحسین موسوی صحت ندارد.

برخی رسانه ها دیروز نوشتند: «علی شمخانی یک هفته پس از انتصاب به دبیری شورای عالی امنیت ملی به دیدار میرحسین موسوی رفته است». این خبر باتوجه به امید و توقعی که اینروزها ایجاد شده است مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت اما پیگیری خبرنگار کلمه از خانواده میرحسین موسوی مشخص کرداین خبر صحت ندارد.

به گزارش کلمه، دختران میرحسین موسوی که روز گذشته اجازه دیدار با پدر و مادر خود را پیدا کرده بودند، خبر منتشر شده را با پدر و مادر خود در میان گذاشته اند اما میرحسین و خانم رهنورد با تکذیب این دیدار به فرزندان خود گفته اند در صورت تماس، دیدار یا هر اتفاقی قطعا آنها را در جریان قرار خواهند داد.

در طول بیش از ۹۵۰ روزی که از حصر میرحسین موسوی و رهنورد و حضور آنها در زندان خانگی می‌گذرد به جز دیدار یک مسوول عادی مرتبط با مسایل اجرایی حصر که آن هم در چند ماه ابتدایی حصر و در راستای تهدید و فشار بیشتر بوده است هیچ مقامی با میرحسین موسوی و رهنورد دیدار نداشته است.

بنابراین دیدار افرادی همچون نجات، وحید و … که در طول مدت نزدیک به سه سال در رسانه ها منتشر شده است صحت ندارد.

خانواده آقای موسوی بارها درخواست و تاکید کرده اند که با توجه به شیطنت های رسانه ای جریان مقابل که با انگیزه های مشخص صورت می گیرد و حساسیت های موجود اخبار مربوط به میرحسین موسوی را تنها از منابع معتبر معرفی شده پیگیری کنند.

آیا اراده ای برای تغییر شرایط وجود دارد؟

به رغم اینکه هنوز دیداری و یا اقدامی از سوی مسوولان برای رفع حصر صورت نگرفته است اما شواهد از وجود اراده برای تغییر وضعیت به سمت اعتماد سازی بین حکومت و مردم با تلاش برای رفع محدودیتها و حصرها حکایت دارد.

مشاور ارشد میرحسین موسوی چند روز پیش در گفت و گو با رادیو آلمان گفته بود: هم در آقای روحانی و هم در آقای شمخانی اراده ای برای تغییر وضعیت موجود وجود دارد و ما امیدواریم سایر نهادها هم همکاری کرده و مانعی ایجاد نکنند.

امیرارجمند همچنین درباره انتخاب آقای شمخانی به این سمت به  دویچه وله گفته بود: به نظر می رسد انتخاب آقای شمخانی نشان بسیار مثبتی است. زیرا او در تمام این مدت در سالهای اخیر چهره ای انقلابی بوده که از عقلانیت و متانت در رفتار و انسجام مواضع برخوردار بوده و هرگز دچار گزافه گویی و یا روش های ناپسند نشده است. ( فایل صوتی گفت و گو را  اینجا بشنوید)

نگرانی درباره تداوم آرامش سیاسی؛ چرا؟!

دیروز آقای علی مطهری نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی نیز با غیر موجه دانستن ادامه حصر، اصل این اقدام را هم محل بحث دانسته بود و گفته بود: طبق اطلاعات من، رفع حصر آقایان موسوی و کروبی نیاز به گذشت زمان دارد. مسوولان امنیتی و اطلاعاتی هنوز اعتماد کافی نسبت به هواداران سیاسی این آقایان ندارند. به هر حال مسوولان امنیتی باید نسبت به تداوم آرامش سیاسی کشور پس از آزادی آقایان موسوی و کروبی اعتماد و اطمینان پیدا کنند.

البته این سخنان در حالی بیان شده است که اقایان موسوی و کروبی و هواداران آنها علاوه بر اینکه در ۴ سال گذشته خود پیگیر و خواهان بازگشت کشور به آرامش سیاسی و برگشت امور به عقلانیت و قانون و نه تهدید و ارعاب و زور بوده اند در انتخابات اخیر نیز با همراهی خود با کاندیدای دولت تدبیر و امید در آرامش و امید کنونی کشور نقش بسیار مهمی داشتند؛ وضعیتی که قطعا مورد رضایت همراهان جنبش سبز نیز هست.

آزادی بدون پیش شرط

در همین حال حسین مرعشی ، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی نیزدر مصاحبه با “روز”  با ابراز خوشبینی نسبت به رفع حصر میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی، رفع حصر از رهبران جنبش سبز را مطالبه ای ملی برای پایان دادن به مناقشات سیاسی دانسته و گفته است نظام هوشمندتر از اینها است که بخواهد برای آقای موسوی شروطی بگذارد در حالیکه آنها هم خوب روحیات آقای موسوی را می شناسند و میدانند که آقای موسوی شرطی را نمی پذیرد. لذا هر اتفاقی که در زمینه رفع حصر صورت بگیرد قطعا اقدامات بدون پیش شرط است.

If Walls Could Speak |The Untold Stories of a Living Room on Akhtar Street

The following is a picture of a living room located on Akhtar Street. There are many (including a number of government officials) who are under the false impression that Mir Hossein Mousavi and Zahra Rahnavard have merely been held in their home without permission to step outside.  What has actually occurred in the past 900 days has yet to be told. There is so much that remains unsaid.


This is a picture of the living room at Mir Hossein’s house, with windows facing the yard to the east. There was a time when this room was filled with life and sunlight.  

The picture was taken a few days prior to the house arrest of the home owners who were fully cognizant of their eminent detention.

The windows to this living room were closed shut from February 2010 until August 2012 when Mir Hossein was discharged from the hospital. Despite the fact that this room is in the main living area, for months Mir Hossein and Rahnavard, the rightful owners of the house, were only allowed to live on the top floor; a floor that had never been lived in prior to their

house arrest.


Following their house arrest, Mousavi and Rahnavard were moved to the top floor and the upstairs doors were welded shut. The handles to all doors (including the door to the room in this picture) were removed from the inside so that no one could voluntarily exit. Interior doors designed to protect the privacy of the home owners were accessible to strangers while the gates to the house were closed to their closest confidants.  The windows to this room and the windows throughout the building were covered with metal sheets and bars in order to prevent any light from emanating from inside the residence; a fact that Mir Hossein’s daughters eluded to repeatedly during the initial months of their parents’ detention.

It was in this very room that the prison guards also held their celebratory dinner after raiding the home and placing its owners under house arrest; scenes that were witnessed by the Prime Minister of Iran during the eight year holy war against Iraq and his honorable wife.

After September 2012 and Mousavi’s subsequent coronary complications, the family was finally allowed to visit with him at his house and permitted to once again enter this living room to tidy up the neglected, cluttered and dusty room; a room that bears the picture of Imam Khomeini and Martyr Beheshti, placed on the wall by Mir Hossein himself.

The first phone call after their house arrest also took place in this room. It was on Norooz [Persian New Year], following forty days of no communication with the outside world, amidst a myriad of rumors, aggressive behavior by security agents and a wave of concerning news, that Zahra Rahnavard finally contacted her family stating: “The gentlemen have brought us down to the middle floor and we are sitting on the sofas with blue covers while they stand beside us. It is the first time we see this room since they arrested us.” Zahra Rahnavad often studied in this room inside their old and renovated residence.

This living room [once filled with life and light] has much to reveal to history as it sits in judgment of our current political history and the political history of the ruling establishment.

Source: Kaleme:

گزارشی کوتاه از محل حصر میرحسین و رهنورد

خیابان پاستور، بعد از خیابان خورشید، انتهای بن بست اختر


پنجشنبه, ۲۱ شهریور, ۱۳۹۲

چکیده :عکس چند روز پیش از شروع حصر خانگی صاحبخانه گرفته شده بود. در روزهایی که اهالی خانه بیش از همیشه احتمال حصر و دوری را می‌دادند/ پنجره های این اتاق تا شهریور سال 91 و پس از ترخیص از بیمارستان بسته بود. طبقه مسکونی خانه در واقع همین طبقه است اما میرحسین و رهنورد به مدت ماهها تنها در طبقه بالای این خانه که حالتی غیر مسکونی داشت اجازه زندگی داشتند. …

کلمه: اینجا اتاقی در بن بست اختر است.

خیابان پاستور پس از خیابان خورشید انتهای بن بست اختر.

شاید برای بسیاری از مردم و مسوولان اینگونه تداعی شده است که میرحسین موسوی و زهرا رهنورد فقط حصری در خانه هستند و تنها به آنها اجازه داده نمی شود که از خانه بیرون بیایند. اما آنچه که در این بیش از ۹۰۰ روز گذشته است هنوز گفتنی نیست. هنوز ناگفته های بسیاری وجود دارد [...]

این عکس اتاق نشیمن خانه میرحسین موسوی است که یک طرف آن پنجره هایی مشرف به حیاط دارد. روزگاری این اتاق پر از نور خورشید و نور زندگی بود…

* عکسها چند روز پیش از شروع حصر خانگی صاحبخانه گرفته شده بود. در روزهایی که اهالی خانه بیش از همیشه احتمال حصر و دوری را می‌دادند.

* پنجره های این اتاق تا شهریور سال ۹۱ و پس از ترخیص از بیمارستان بسته بود. طبقه مسکونی خانه در واقع همین طبقه است اما میرحسین و رهنورد به مدت ماهها تنها در طبقه بالای این خانه که آنزمان برای سکونت استفاده نمیشد  اجازه زندگی داشتند.

* بعد از حصر صاحب این خانه را به طبقه بالا بردند و تمام درهای بالا جوش داده شد. اما درهای داخلی مربوط به عکس: زبانه های در ها را دراورده بودند تا هیچ دری را نتوان به اراده عادی از داخل باز و بسته کرد. درهای داخلی حریم شخصی خانه به روی نامحرمترین ها گشوده بود و درهای بیرونی به محرمترین ها بسته.

* پس از حصر پنجره های این اتاق و کل ساختمان پوشانده شد و ورقهای فلزی و میله هایی تعبیه شد تا کلا نوری از ساختمان به بیرون نیاید. دختران میرحسین بارها در ان روزها از این صحبت کرده بودند که نوری از خانه بیرون نمی آید .

* زندانبانان در زمان ورود و هجوم به خانه و غصب آن در روز حصر در این اتاق جمع شده و با خوشحالی شام پیروزی خورده بودند و نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس و همسرش ناظر این صحنه ها بوده اند.

* پس از شهریور ۹۱ و بیماری قلبی مهندس موسوی خانواده اجازه پیدا کردند در منزل و برای ملاقات حضور پیدا کنند و توانستند وارد این اتاق شده و خانه پدری را مرتب کنند اتاقی خاک گرفته و به هم ریخته …

* بر دیوار این اتاق دو عکس توسط میرحسین موسوی نصب شده بود که هنوز هم هست: عکس امام و عکس شهید بهشتی که در این عکس هم دیده میشود.

اولین تماس تلفنی را بعد از حصر در نوروز بعد از حدود ۴۰ روز بیخبری مطلق که با انبوهی از شایعات، خشونت ماموران و هجوم انواع اخبار نگران کننده بود از این اتاق به خانواده انجام شد که خانم رهنورد به آنها گفت: «آقایون ما رو آوردن طبقه وسط و الان روی همان مبل ها با روکش آبی نشستیم و ایشون کنار ماست ما تازه اینجا رو دیدیم از روزی که گرفتنمون…»

* زهرا رهنورد بیشتر کارهای مطالعاتی خود را در این اتاق در این خانه قدیمی و تعمیر شده انجام میداد.

اما این اتاق نشیمن حرفهای گفتنی بسیار برای تاریخ دارد. این اتاق، تاریخ سیاسی امروز ما و حاکمان را قضاوت خواهد کرد


Get every new post delivered to your Inbox.

Join 32 other followers